شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

شهیدصیادشیرازی


او خیلی عاطفی بود و آزارش حتی به یک مورچه هم نمی‌رسید. مسیر مدرسه را آرام

طی می‌کرد و برمی‌گشت‌. اواخر دبیرستان با یک پسر رفتگر دوست شده بود و

با یکدیگر به مدرسه می‌رفتند. یک بار برای او و برادر کوچکش بارانی زمستانی

خریدیم. تا زمانی که با این پسر رفتگر بود، بارانی نو را به تن نمی‌کرد و لباس‌های

کهنه‌اش را می‌پوشید. همسایه‌ها ‌همیشه می‌گفتند: "چرا بچه های آقای شیرازی

(پدر شهید)لباس کهنه می‌پوشند؟ " آن زمان در گرگان زندگی می‌کردیم و

وضع مالی ‌نسبتا خوبی داشتیم، ولی این گونه رفتار می‌کرد.  صیاد شیرازی

منبع : شاهد یاران / روایت مادرش

تعصب بیجا

در هر کارى که انجام می دهید، تعصب بى­‌جا نداشته، انتقادهاى سازنده را با

گوش جان قبول نمایید و در اشتباه خود اصرار نورزید . شهید جعفر چناری

گل زهرا

جلـوه گل عندلـیبان را غزل خـوان می کند
نام مهـدی هــزاران درد را درمـان می کـند
مدعـی گــوید با یک گــل نمــی گردد بهــار
من گلی دارم که عالم را گلستان می کند

شهید نادر مهدوی

فرماندهان عالی رتبه سپاه، جریان عبور آزادومتکبّرانه ناوهای جنگی آمریکاو نیزسایرکشتی ها

و شناورهای تحت حمایت این کشور را به عرض امام (ره) رسانده بودند. حضرت امام

(ره) فرموده بود: «اگر من بودم، می زدم.» همین حرف امام، برای سردار شهید مهدوی

و جانشینش سردار شهید بیژن گرد و نیز همرزمان آنها کافی بود تا خود را برای

انجام یک عملیات مقابله به مثل آماده سازند. اولین کاروان از نفتکش های کویتی

آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسّط ناوگان جنگی این کشور در

تیرماه سال ۱۳۶۶ به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی

را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطّلاعاتی جهت انجام موفّقیت آمیز این اقدام

انجام داده بود. در این کاروان، نفتکش کویتی «اَلرَّخاء» با نام مبدّل «بریجتون» حضور

داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل، اسکورت می شد. این نفتکش، در

فاصلة ۱۳ مایلی غرب جزیره فارسی، در اثر برخورد با مین های کار گذاشته شده توسّط

سردار شهید مهدوی و یارانش، منفجر شد به طوریکه حفره ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع

در بدنه آن ایجاد گردید. واقعه زدن کشتی بریجتون به قدری بزرگ و تاثیر گذار بود

که علاوه بر داخل در خارج از کشور نیز بازتاب فراوانی داشت. اگر از مجموعه گزارشات

و یادداشت های روزنامه ها و مطبوعات بگذریم تنها نام بردن از کتاب های جنگ

تانکرها و کتاب «در داخل منطقه خطر» نوشته «هارلد وایس» که در آن به

بررسی انهدام کشتی بریجتون پرداخته اند کافیست.   شهیدنادر مهدوی

منبع : برگرفته از سایت آوینی

یادخدا


 زیاد خدا را یاد کنید، چرا که به یاد خدا بودن

موجب آرامش دلها و صفای باطن است. شهیدعلیرضا نوری

غیبت


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

غیبــت روی تـو بـرده ز دلم صبرو قرار
کی فـتد بر گل رخسار تو ما را نظری
به امید فرجت روزو مه وسال گذشت
عمر بادردو غم وفراغ تو شود سپری

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


«شفابخش بیماریها»


خدایا :
  شفای تمام بیماران را به حرمت

امام عشق ابا عبدالله الحسین کرامت فرما

به حرمت حریم حضرت فاطمه زهرا سلام الله

بیمار منظور ما را نیز شفا عنایت فرما

آمین

نذر علمدار عشق


جان و دل عاشقان، نذر رضای ولی
نذر علمدار عشق، حضرت سید علی
همراز گلهای پرپرم، سرباز گمنام رهبرم
آخر شهیدم می کند عشق ولی
چشم من و فرمان تو سید علی

وصیت نامه شهدا

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

زندگی، لحظاتی بیش نیست. پس، چه چیزی بهتر از اینکه خاتمه این زندگی

در راه جهاد و اطاعت خداوند متعال و چه شیرین‌تر از این خاتمه که

انسان به خون غلتیده به لقاءالله برود. شهیدمیثم فیاض

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

فقط خدا

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


سرّی که فقط خدا از آن آگاه است

مهــدی گــل بـی خــزان الله است
ای منتظــران حضــرتش بر خــیزید
پیغــام دوبــاره سحــر در راه است


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

گردن زدن سه ایرانی در عربستان


به گزارش مشرق، وزارت کشور عربستان با ادعای قاچاق

مواد مخدر سه تبعه ایرانی را در منطقه شرقیه

این کشور اعدام کرده است.

عربستان 3  ایرانی را گردن زد +عکس

این اقدام در حالی صورت گرفته که چند هفته

پیش یک شاهزاده سعودی با چند تن

مواد مخدر در فرودگاه بین المللی رفیق حریری

بیروت دستگیر شده بود.

دل نوشته:اقای ظریف باز هم بخندید واین همه اش از

دیپلماسی خنده بر میخیزد وترسی که دروجود یک یک تان

نهفته است ومیدانم که قراراست شما نیز بعداز ریاست جمهوری

باز برگردی حال کجا خودت بهتر میدانی بهتراست

با این وهابیهاکنار بیاید.

اقای روحانی به منتقدان داخلی تشر بروید

ولی از وهابیها بترسید

حرفی نزنید نگران شوند

شهید چمران


دکتر چمران را که از اتاق عمل مى‏آوردند، مى‏خندید. فکر مى‏کردم که به تهران منتقل

و تا مدتى راحت مى‏شویم. به او گفتم: مى‏رویم؟ با خنده گفت: نمى‏روم. اگر بروم تهران،

روحیه بچه‏ها ضعیف مى‏شود. هنوز کار از دستم بر مى‏آید، نمى‏توانم بچه‏ها را رها کنم،

در تهران کارى ندارم. حتى حاضر نبود در آن شرایط که پایش در گچ بود، کولر روشن کند.

خون ریزى داشت؛ اما در عین حال مى‏گفت: چطور کولر روشن کنم،

وقتى بچه‏ ها در جبهه زیرگرما مى‏جنگند؟   شهید مصطفی چمران

منبع : راوى: مرتضى اللَّه اکبرى، ر. ک: عطش (ویژه نامه یادیاران)، 30 /3/ 81، ص 24

نماز

و این دنیا، دنیایی است که در روز دهم مهرش بچه ها با دست خالی تانک های دشمن

را بین کشتارگاه و راه آهن تکه پاره کردند و بعد در حالی که دشمن پا به فرار بود،

به جای تعقیب او روی سنگفرش داغ خیابان و در هوای دم کرده مهرماه با آبی که

از زره پوش دشمن به غنیمت گرفته بودند، وضو گرفته به نماز ایستادند.

زیرا که خورشید در وقت غروب بود. وقت برای جنگیدن بسیار اما

برای نماز اندک و مگر نه اینکه ما برای نماز می جنگیم؟! شهید بهروز مرادی

منبع : برگرفته ازسایت شهیدان

قهرمان واقعی


یادمه کلاس چهارم٬توکتاب درسیمون یه پسر هلندی بود

که انگشتش رو گذاشته بودتوسوراخ سدتاسد خراب نشه !

قهرمانی که با اسم و خاطره ش بزرگ شدیم ؛
" پطروس"
تو کتاب٬عکسی ازپطروس نبودوهیچ وقت تصویرش روندیدیم.
همین باعث شد که هر کدوممون یه جوری تصورش کردیم

و برای سالها تو ذهنمون موندگار شد !


پطرس ذهن ما خسته بود٬ تشنه و رنگ پریده ؛
انگشتش کرخت شده بود و ...
سالها بعد فهمیدیم اسم واقعی پطروس٬ هانس بود ؛

تازه هانس هم یک شخصیت تخیلی بود که یک نویسنده

آمریکایی به نام " مری میپ داچ " نوشته بود ؛


بعدها هلندی ها از این قهرمان خیالی که خودشون

هم نمی شناختنش، یک مجسمه ساختند .

خودهلندی هاخبرنداشتندمانسل درنسل

باخاطره پطروس بزرگ شدیم

شاید اون وقتا اگه می فهمیدیم پطروسی

در کار نبوده ناراحت می شدیم !

  ادامه مطلب ...

زندگی


زندگى ‏هایى که همه چیز آن تأمین است، و تنها

خدا در میان آن نیست، زودگذر است و فنا شده. و

منتظر آتش جهنم شدن است. محمد حسن فایده

جانبازنابینا

تازه جنگ به پایان رسیده بود حاجی برای مراسم حج به مکه رفت.وقتی بازگشت

از اوضاع سفر پرسیدم. با خوشحالی گفت:« با گروه جانبازان رفته بودم، چنان درسی

از آنها گرفتم که ای کاش قبلاً با اینها آشنا شده بودم بارها و بارها گریستم،

به خاطر تحول و حماسه‌ای که در اینها می‌دیدم. به یکی از جانبازانی که نابینا بود گفتم:

«دوست نداشتی یک بار دیگر دنیا را ببینی؟ حداقل انتظار داشتم بگوید:

«چرا یک‌بار دیگر می‌خواستم دنیا را ببینم. اما او پاسخ داد:«نه» پرسیدم:

«چطور؟» گفت:«در مورد چیزی که به خدا دادم و معامله کردم نمی‌خواهم فکر بکنم.

بدنم می لرزید، فهمیدم که عجب آدم‌هایی

در این دنیا زندگی می‌کنند ما کجا، اینها کجا»   شهید آوینی

منبع : برگرفته از کتاب همسفر خورشید

دعا



مگر نه اینکه ما سر تا پای وجودمان نیازمند عنایات الهی است پس
 چرا از دعا غافلیم.
شهید مسعود خدادادی حسین آبادی

منتظرظهور

صبح هم منتظر صبح ظهور تو بوَد
روز ما و شب ما منتظر توست بیا
بر سر گنبد زرّین حسین بن علی
پرچم کرب و بلا منتظر توست بیا

می دانید مشکل سلیمان صُـرَدِ خزاعی چه بود

می دانید مشکل سلیمان صُـرَدِ خزاعی چه بود...
مشکلش شیعه نبودن یا نشناختن حق و دشمنی با خط ولایت نبود !
 

سلیمان صرد ٬ مسلم و حزب اللّهی های کوفه را متهم به جلو افتادن از امام

 می دانست و می گفت : نباید قبل از اذن حسین بر ابن زیاد شمشیر کشید !
او وقتی به خودش آمد که پای ابن زیاد روی گردنش بود و سر حسین علیه السلام

در کوفه می گشت ٬ عاقبت سلیمان و کسانیکه به حرفش گوش داده بودند و به

 خیالشان از حسین جلو نزده بودند نادمانه به قتلگاه توابین رفتند و بدتر از

 همه که هیچ معصومی نفرمود آیا این ۴۰۰۰ نادم توبه شان پذیرفته شد یا خیر !
حال حکایت ما شده ٬ یکی پس از فرمان رهبری مبنی بر ممنوعیت مذاکره

با آمریکا با رئیس شیطان بزرگ دست می دهد و یک روز باز خلاف امر رهبری

باز در وین با شیطان بزرگ مذاکره می کند و برجام را بدون تضمین کتبی

اوباما برای رفع تحریم ها خلاف نظر رهبری اجرا می کنند

 باز هم عده ای منتظر امر رهبری هستند !!!
مراقب باشیم کار ناگهان تمام نشود چون وقت تواب شدن هم نداریم !

عنایت خداوند


مگرنه اینکه ماسرتاپای وجودمان نیازمند

عنایات الهی است پس چرا از دعا غافلیم.

شهید مسعود خدادای حسین آبادی

جان

یکی از جمعه ها جان خواهدآمد
به درد عشق درمان خواهد آمد
غبار از خانه های دل بگیرید
که بر این خانه مهمان خواهد آمد

به کجاچنین شتابان

گون از نسیم پرسید
 دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
 همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم.
به کجا چنین شتابان؟
 به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را

شهید حمزه خسروی

شهید حمزه خسروی، فرمانده عملیات یکی از گروهان های لشکر المهدی(عج) بود.

روزی پس از ادای نماز صبح، رو به یکی از برادران روحانی می کند و می پرسد:

«آقا! اگر کسی خواب امام علی علیه السلام را ببیند، چه تعبیری دارد؟»

روحانی در پاسخ می گوید: «باید دید چه خوابی دیده و ماجرا چگونه بوده است.»

شهید خسروی دیگر چیزی نمی گوید؛ اما دو ساعت بعد، در یکی از محورهای عملیاتی،

در حالی که فرق سرش شکافته شده بود، به دیدار حضرتش شتافت و رستگار شد. 

شهید حمزه خسروی

منبع : برگرفته از کتاب دو رکعت عشق/ علیرضا قزوه

شهادت


شهادت هدفیست که همه کس را یارای رسیدن بدان نیست و مسیریست که

هر از راه رسیده­ای ]را­[ توان قدم نهادن و پیمودن آن نیست. شهید عباس آقایی