شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

یادمان باشد...


ویادمان باشد چه برعاشقان روح الله گذشت و

نگذاشتندروح الله تنها شود

وای بر ما اگر تاریخ بگوید سیدعلی راتنهاگذاشتند

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

کوچه‌هایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را می‌دهیم،
بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می‌رسیم!
نکند عکس آنها را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم.

عشق یعنی....



عشق یعنی غصه و دلواپسی

عشق یعنی بی کسی در بی کسی
عشق یعنی سر فدای نام دوست
عشق یعنی هر چه داری مال اوست

السلام علیک یا ابالفضل العباس


ــک شب مرحوم واعظ خراسانی مصیبت حضرت عباس علیه السلام
را خواندوازاصابت تیــربـه چشم مبارک آن حضرت یادکــرد
مرحوم قزوینــی به ایشان گفت چنین مصیبت های سخت را
 که سند خیلی قوی هم ندارنــد را چرا می خوانــی ؟
مرحوم قزوینـی شب در عالم رویا به محضــر مقدس
حضــرت عبـاس علیه السلام مشرف شدوآقاخطاب به ایشان فرمودن
 سیــدابراهیم!آیاتو در کربلا بودی که بدانی روز عاشورا
با من چه کردنــد ؟
پس از آنــکه دو دستم از بدن جدا گردیــد
دشمن مرا تیــر باران کــرد
در ایــن زمان تیــری به چشمم رسیــد ،
هر چه سرم را تـکان دادم تیــر بیرون بیایـد،
 بیــرون نیامد وعمامـه از سرم افتــاد،
زانوهارابالا آوردم خم شدم
 که بــه وسیله دو زانو تیــر را از چشم بیرون بکشم ،
 ولی دشمن بـا عمود آهنیــن بــه سرم . .

شهداشرمنده ایم


آخرهای آذر بود که آمد. رفتم استقبالش
 گفت می‌رود پسرش را ببیند.
آمدیم دم در خانه‌شان. سپرد بمانم تا برگردد.
خیلی طول نکشید که برگشت ...
از در که آمد بیرون پرسیدم: علی آقا !
 گل پسرت را دیدی؟
گفت: آره
گفتم: حالا به تو رفته یا به مادرش؟
گفت: نمیدانم
تعجبم را که دیدادامه داد:من که صورتش را
نگاه نکردم، فقط بغلش کردم. همین!
انتظار هر جمله‌ای را داشتم، الّا این!
گفت:ترسیدم نگاهش کنم،محبتش نگذاردبرگردم

♥ هدیه به روح شهید علی شرفخانلو ♥

جبهه


پدر صورت پسر را بوسید
گفت:
تا کی میخوای بری جبهه؟؟
پسر خندید و
گفت:
قول میدم این دفعه آخرم باشه بابا!
پدر:قول دادی ها...!
و پسر، سر قولش "جان" داد...

من انقلابیم


من دیپلمات نیستم
من انقلابی ام
حرفم را صریح و صادقانه می گویم
دیپلمات کلمه ای را می گوید و
معنای دیگری را اراده میکند
من انقلابی ام...
رهبر معظم انقلاب

شهید حسن باقری


پس از شکست در عملیات رمضان شهید حسن باقری فرماندهانش را جمع و

برای آنان صحبت می‌کند و به آسیب‌شناسی این عملیات می‌پردازد: «اگر صد شهید

در شناسایی بدهیم پیش خدا جواب داریم اما در عملیات بدون شناسایی اگر یک

شهید بدهیم جوابی نداریم. شناسایی نقاط خوبمان،

نقاط ضعف دشمن و تلاش جدی در این راه...»   شهیدحسن باقری

منبع : برگرفته ازپایگاه اطلاع رسانی گروه جهادی نادیان

شهید مهدی باکری

در پی اصول اعتقادی تحقیق و مطالعه نمائید و تفکر زیاد نمائید

تا به اصول اعتقادی یقین کامل داشته باشید. شهید حمید باکری

کدام جمعه

کدام جمعه زتأثیرتابش خورشید ؟

دلی که یخ زده ازغصه آب خواهدشد.

کدام جمعه زعطربهشتی گل یاس؟

بهارغرق شمیم گلاب خواهدشد.

غروب انتظار

جمعه یعنی عشق یعنی انتظار جمعه یعنی طاق

ابروی نگار جمعه یعنی یک غروب

گریه دار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

سردار شهید احمدکاظمی

دوست دارم روزی شهید شوم که از شهادت خبری نیست. احمد کاظمی

شهیدسیدجمشیدصفویان


انسان برای اینکه بتواند بهتر زندگی کند احتیاج به تفکر و ایمان
 به خدا دارد.
شهید سید جمشید صفویان

سوگند

سوگند به هر چهارده آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه برمی گردد

حساب وکتاب

حساب و کتاب دنیا رو که ورق میزدم…
از فرمول عدالتش خوشم اومد…
هر چیزی رو “بگیری” که پشتش “آه و التماسه”…!
یک چیزی رو باید “پس بدی” که اسمش “تقاصه”…!.

غروب انتظار

بی تو غروب ها همیشگی اند
بی تو صبح ها رویایی اند
بی تو عشق ها دروغی اند
به امید آمدنت،دلها هوایی اند

فاصله ها

 

شهدا دلم براتون یه ذره شده

وای فاصله ها چنان میکند که

*******************************************

آن‌چنان می‌فشرد فاصله
راه نفسم
که اگر زود ..
اگر زود بیایی
دیر است !

(سوگل مشایخی)

این دوروز عمر

جنگ چیزهای بسیاری به ماآموخته است

ومجازنیستیم

که نسبت به آنها بی‌تفاوت باشیم.

شهید سید عبد الرضا موسوی

سبک بالان عاشق


از رفتنت دهان ِ همه باز ....

انگار گفته بودند :

پرواز

پـر واز

 

از : قیصر امین پور

عشق


آنان که از عشق نالیدند

تنهایان بودند

به وصل رسیدگان ، اما

  سخنی نگفتند

در زمان وصال

کو فرصت گفتار

 

سینا به منش

اینروزها



اینروزها شلمچه وطلائیه وفکه واروندم ارزوست

خدایا ببخش


اشتباهم این بود
جای خدا
خودم رابه خودم سپردم!

تف به این
اعتماد به نفس…!
 خدایا ببخش گناهکارانی که کوبه
 درب شرمساری خودراباندازدنت میکوبند

راهم بده



چندیست در حریم تو راهم نمیدهند

من بی وفا شدم ،تو مگر رَحم نمیکنی

اسمان

 
جایی نوشته بود:بیاید به جبهه
 به آسمان سری بزنید
دل نوشته:
وچطور سر بزنم که پرِ،پرکشیدن
 به آسمان را گناهانم از من گرفته
وشکسته شده پرهایی که قرار بود
 مرا به آسمان برساند

شهید تر بشوم

دعا کنید که من ناپدیدتر بشوم
که در حضور خدا رو سپید تر بشوم


بریده های من آن سوی عشق گم شده اند
خدا کند که از این هم شهید تر بشوم


 که ذره های مرا باد با خودش ببرد

خدا که خواست ز دنیا بعیدتر بشوم

که زیر بارش سرب و اسید، تر بشوم
خودش به فکر من و تکه‌های من است

دعا کنید از این هم شهید تر بشوم


شهید مهدی زین الدین

بعد از شهادتش، یکى از بچه ها خوابش را دیده بود;

توى مکه داشته زیارت مى کرده.یک عده هم همراهش بوده اند.

گفته بود «تو این جا چى کار مى کنى؟» جواب داده بوده

«به خاطر نمازهاى اول وقتم، این جا هم فرمانده ام.»

  شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران

| انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

مولایی شویم



اندازه تصویر1600در900می باشد
برای بهتر دیدن تصویر ابتدا ذخیره نمایید وسپس در مقیاس بزرگتر خواهید دید

گفت:گفتم

گفت: احوال ات چطور است؟

گفتم اش: عالی است

مثل حال گل!

حال گل در چنگ چنگیز مغول!

 از : قیصر امین پور