
به آسمان سری بزنید
دل نوشته:
وچطور سر بزنم که پرِ،پرکشیدن
به آسمان را گناهانم از من گرفته
وشکسته شده پرهایی که قرار بود
مرا به آسمان برساند
ویادمان باشد چه برعاشقان روح الله گذشت و
نگذاشتندروح الله تنها شود
وای بر ما اگر تاریخ بگوید سیدعلی راتنهاگذاشتند
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
کوچههایمان را به نامشان کردیم که هرگاه آدرس منزلمان را میدهیم،
بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه میرسیم!
نکند عکس آنها را ببینیم و عکس آنها عمل کنیم.
















پس از شکست در عملیات رمضان شهید حسن باقری فرماندهانش را جمع و
برای آنان صحبت میکند و به آسیبشناسی این عملیات میپردازد: «اگر صد شهید
در شناسایی بدهیم پیش خدا جواب داریم اما در عملیات بدون شناسایی اگر یک
شهید بدهیم جوابی نداریم. شناسایی نقاط خوبمان،
نقاط ضعف دشمن و تلاش جدی در این راه...» شهیدحسن باقری

در پی اصول اعتقادی تحقیق و مطالعه نمائید و تفکر زیاد نمائید
تا به اصول اعتقادی یقین کامل داشته باشید. شهید حمید باکری



کدام جمعه زتأثیرتابش خورشید ؟
دلی که یخ زده ازغصه آب خواهدشد.
کدام جمعه زعطربهشتی گل یاس؟
بهارغرق شمیم گلاب خواهدشد.



جمعه یعنی عشق یعنی انتظار جمعه یعنی طاق
ابروی نگار جمعه یعنی یک غروب
گریه دار جمعه یعنی مهدی چشم انتظار









سوگند به هر چهارده
آیه نور
سوگند به زخم های سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به
میان شیعه برمی گردد
حساب و کتاب دنیا رو که ورق میزدم…
از فرمول عدالتش خوشم اومد…
هر چیزی رو “بگیری” که پشتش “آه و التماسه”…!
یک چیزی رو باید “پس بدی” که اسمش “تقاصه”…!.

بی تو غروب ها همیشگی
اند
بی تو صبح ها رویایی اند
بی تو عشق ها دروغی اند
به امید آمدنت،دلها
هوایی اند

شهدا دلم براتون یه ذره شده
وای فاصله ها چنان میکند که
*******************************************
آنچنان میفشرد فاصله
راه نفسم
که اگر زود ..
اگر زود بیایی
دیر است !
(سوگل مشایخی)

جنگ چیزهای بسیاری به ماآموخته است
ومجازنیستیم
که نسبت به آنها بیتفاوت باشیم.
شهید سید عبد الرضا موسوی
تنهایان بودند به وصل رسیدگان ، اما در زمان وصال کو فرصت گفتار سینا به منش

اشتباهم این بود
جای خدا
خودم رابه خودم سپردم!










دعا کنید که من ناپدیدتر بشوم
که در حضور خدا رو سپید تر بشوم
بریده های من آن سوی عشق گم شده اند
خدا کند که از این هم شهید تر بشوم




که ذره های مرا باد با خودش ببرد
خدا که خواست ز دنیا بعیدتر بشوم
که زیر بارش سرب و اسید، تر بشوم
خودش به فکر من و تکههای من است
دعا کنید از این هم شهید تر بشوم








بعد از شهادتش، یکى از بچه ها خوابش را دیده بود;
توى مکه داشته زیارت مى کرده.یک عده هم همراهش بوده اند.
گفته بود «تو این جا چى کار مى کنى؟» جواب داده بوده
«به خاطر نمازهاى اول وقتم، این جا هم فرمانده ام.»
شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران
| انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی






گفت: احوال ات چطور است؟ گفتم اش: عالی است مثل حال گل! حال گل در چنگ چنگیز مغول! از : قیصر امین پور