-
عاقبت بخیری
شنبه 31 مرداد 1405 13:26
آه چقدر سخت این روزها،را بدون تو بسپری کردن امام جامعه شهید شد واز روزی که بدست شقی ترین دنیا به شهادت رسید زمان به سرعت برق وباد گذشته است وهنوز عده ای هستند که با قاتل امام شهید هر روز در مذاکره هستند وای برشماودنیاییتان ، احمقها مذاکره کنندگانی هستندکه با قاتل امام شهید بر سر یک میز نشسته اند وای بر روزگار سیاهتان...
-
شهادت
شنبه 13 تیر 1405 19:50
شهادت مزد خوبان است و رهبرم وامام شهیدم مزدش را گرفت امام جامعه بدست شقی ترین انسانهای این دنیا به شهادت رسید ویادمان باشد روزگار فعلا بر مراد سفلگانی چون ترامپ می چرخد وعده ای هم در این دوران باسن بوس ترامپ شده اند روزگار خشم اتش خود را بر انانی فرو خواهد فرستاد که مقتدر مظلومی را به شهادت رساندند که جایگاهش بسیار...
-
دلم گرفته است
جمعه 1 اسفند 1404 20:35
دلم می گیرد از همه انهایی که نان ونمک می خورند ونمکدان می شکنند دلم میگیرداز همه انهایی که سهمشان را گرفته اند ولی باز به فکر از بین بردن این انقلاب هستند وپدرم در راه انقلاب جانباز شد و هیچ سهمی نخواست ، پدر جانت سلامت واز دشمنان این انقلاب دلیل دشمنیشان را باید پرسید وخائنین به وطن ایا از خود نمی پرسند چرا تمام...
-
تروریستها واغتشاشگران
چهارشنبه 29 بهمن 1404 06:08
از انروزهای ترور واغتشاشات، روزها به سرع ت گذشته است وچهلمین روز شهدای اغتشاشات نیز گرفته شد انروزها کشتند وگفتند خودشان کشتند واحمق انهایی که این حرفها را قبول میکنند وگاهی با بانگ بلند می گویندکه خودشان کشتند مسخره تر نمی شود خخخخ اینجا چند شاخص گفته می شود حال تمام انهایی که دلشان را هنوز به بد نسپرده اند متوجه...
-
چقدر زود دیر می شود
پنجشنبه 2 بهمن 1404 06:50
روز ها به سرعت از جنگ12 روزه فاصله گرفته است هر چه از انروزها دور می شویم به اغتشاش وترور در کشوری که صاحبُ الامرِ والزمان صاحب ونگهدارنده ان است نزدیک می شویم راستی چقدر انروزهای جنگ با اسراییل این رژیم حرام زاده وامریکا این دولت دیوث سیاسی لذت بخش بودان سر جنگ دو قدرت اتمی وتمام ملیجکهای ناتو واین سر جنگ ایرانی که...
-
چیزی نمانده است
یکشنبه 7 دی 1404 15:51
چیزی نمانده است تنها چند برگ دیگر مانده بر شاخههایم این بار که بِوَزی دیگر برگی نمیماند بر این تنِ خسته و من آرام خواهم شد مثل همین درخت پاییزی وقتی تمام برگهایش را باد برده باشد نجوا رستگار
-
کار دل
یکشنبه 7 دی 1404 15:51
کار سن نیست که اینگونه زمین گیر شدم **** من به اندازه ی غم های دلم پیر شدم ما در این عقرب سرا هر لحظه از سر تا به پا *** نیش یاران، نیش ماران، نیش جانان خورده ایم
-
اوست گرفته شهر دل
یکشنبه 7 دی 1404 15:50
چقدر زود دیر می شود عقربه های ساعت در مسابقه زمان سریع خودشان را به سربالایی زمان می رسانند وسقوط آزاد را شروع میکنند خدایاآمدن بسوی تویی که همه نور ونور هستی چه لذت بخش است وانجایی که در خودم سردرگم هستم نشانی تورا گم کرده ام راستی نشانیت را میدانم ─ آمدهام که سَر نهم؛ عشقِ تو را به سر بَرم ور تو بگوییم که نی؛ نی...
-
دل است دیگر
یکشنبه 7 دی 1404 15:46
دل است دیگر، گاهی آنچنان راه بر گلو می بندد تا تمام بغض فرو خورده خود رااز چشمهایت نستاند رهایت نمیکند.راهی است راه عشق که انتهایی ندارد وهر که را پای درراه عشق نهد بی سرو سامانی تمام وجودش را فرا میگیرد تا از آن سوی دیار سرزمین عشق ، ندایی می دهندت که بیا وتا حال کجا بودی که راه گم کرده بودی. من ملک بودم وفردوس برین...
-
دل نوشته
سهشنبه 15 مهر 1404 07:27
گاهی ساعتت را کوک میکنی تا بیدارت کندسر ساعت همان ساعتی که با او قرارداری هم اویی که قره العین باید باشد زمان از آن موقعی که کوکش کرده ای بسیار سریعترازان گذشته است که فکر میکنی وقتی از تو بپرسند چند ساعت گذشته است خواهی گفت یک یا دو ساعت ولی ساعت بر مدارخودگاهی شش وگاهی 5ساعت را گذرانده است روزهایی هم هست که ساعت...