شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

شهادت

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

ایت الله مجتهدی


آیت الله مجتهدی تهرانی می فرمایند:

گریه کنید! دیده اید بچه ها با گریه کردن کار
خودرا پیش می برند،تاگریه می کنندپدرشـان راضی می شـود
 درِ خــانـه خـدا هـم بـایـد گـریـه کـنـیـد.

گـر خـدا خـواهـد کـه غـفـاری کـنـد
مـیــل بــــنـــده جـانـبِ زاری کــنــد

هـمـیـن کـه مـیـل پـیـدا کـردی کـه گـریـه کـنـی
و اشـکـی بـریـزی مـعـلـوم مـیـشـود کـه
 خـدا مـیـخـواهـد بـبـخـشـدت.

در روایـت آمـده اسـت کـه :

عـده ای در روز قـیـامـت در صـحـرای مـحـشـر،
 پـانـصـد سـال گــریه مـیـکـنـنـد کـه چـرا
پــرونــده شـان درسـت نـیـسـت. در ایــن حال،
 مَـلـکـی نــزد آنـهــا مـی آیــد و مـیــگــویــد:
اگــر یـک سـاعـت در دنـیـا ایـنـگـونـه
 گــریــه کــرده بــودی گــرفـتـار ایـن
پـانـصـد سـال گـریـه نـمـیـگـشـتـی! فـکـر
کـنـیـد کـه اگـر در ایـن حـال بـمـیـریـم،
دسـت خـالی، چـه خـاکـی بـر سـرمـان بـریـزیـم.

اگـر وارد مـحـشـر شـویـم و بـه مـا بـگـویـنـد
 هـیـچ عـمل خـوبـی نـکـرده ای، چـه کـنـیـم؟!

خـدایــا، تـوفـیـق گـریه کــردن در
 دنـیـا را بـه مـا مــرحـمــت بـفــرمــا
 کــه آنــجــا دیـگــر گــرفـتـار نـگـردیـم.

« الهی آمـیــن »

شب تارسحر می گردد

ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ، ﺳﺤﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻡ، ﮐﻪ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ
یا اباصالح المهدی ادرکنی

سردارشهیدمحمدابراهیم همت


مادر می‌گفت «آخه پاهات از بین می‌ره.

تو هم مثل بقیه کفش بپوش،‌ بعد برو دنبال دسته.»

ابراهیم چشم‌‌های میشیش را پایین می‌انداخت و می‌گفت

«می‌خوام برای امام حسین سینه بزنم. شما

با من کاری نداشته باشین.»   شهید ابراهیم همت

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران

| انتشارات روایت فتح | مریم برادران

دشمن اصلی امریکاست

ای برادر عزیز و همیشه در سنگر به هوش و آگاه باش که دشمن اصلی یعنی

امریکای جهانخوار چون مار زخم خورده‌ای است که آرام نخواهد گرفت و

همیشه در فکر ضربه زدن به انقلاب اسلامی ایران می‌باشد تا به جهان صادر نشود

و تا ملتهای تحت ستم و مظلوم دنیا آگاه نشوند. برادران، دست

از مبارزه بر علیه کفار جهان برندارید.شهیدناصر شمس ‌شمیرانی

◘مرگ بر امریکا◘

مولای من

مولای من تومی آیی وقمریان صدای شادی
سر می دهند وکوه دوباره استواری را
می آموزد و دشت صبوری را ، و دلهای عشاق
 طراوت وسرسبزی را، دوباره
 دشتها پراز گل نرگس می شود

خداوندا

خداوندا بیامرز برایم گناهانى را که پرده حرمتم را می درند
خداوندا بیامرز برایم گناهانى را که کیفرها را نازل می کنند
خداوندا بیامرز برایم گناهانى را که نعمتها را تغییر می دهند
خداوندا بیامرز برایم گناهانى را که دعا را حبس می کنند
خداوندا بیامرز برایم گناهانى را که بلا را نازل می کنند...

اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِکُ الْعِصَمَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَیِّرُ النِّعَمَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ...

اهل بهشت

≈❀≈ ❄ ≈❀≈ ❄ ≈❀≈ ❄ ≈

❀ وقتی اهل بهشت به بهشت داخل می شوند و

دوستانشان را آنجا نمی یابند ،

از پروردگارشان در باره آنها سوال می کنند ، می گویند:
یا ربّ ، برادرانی داشتیم در دنیا ، که همراه

ما نماز میخواندند و روزه می گرفتند ،

آنها را اینجا نمی بینیم؟


خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
بروید به سوی جهنم و کسانی که ذره ای

ایمان در دل داشتند را از جهنم بیرون بیاورید.


❀ حسن بصری رحمه الله می فرماید:
از دوستان خوب ، زیاد پیدا کنید ،
زیرا آنها در نزد خداوند شما را شفاعت می کنند

و خداوند خواسته آنها را رد نمی کند.

[دوست خوب دوستی است که شما را با خود به بهشت ببرد].

❀ ابن جوزى رحمه الله به دوستانش می فرمود:
اگر مرا در بهشت بین خودتان پیدا نکردید ،

جویای من بشوید و بگویید:

ای پروردگار عالم!
فلان بنده ات ما را به تو یاد آوری می کرد .
سپس گریه کردند ؛
خداوند رحمتش کند رحمت وسیع و بی انتها


❀ [و من از شما می خواهم ، اگر مرا بین

خودتان نیافتید ، جویای من بشوید ،

شاید شما را به خدا یاد آوری نمودم ..

گرچه یک بار هم شده باشد].

≈❀≈ ❄ ≈❀≈ ❄ ≈❀≈ ❄ ≈

سوال از شیطان


از شیطان سؤال کرد که ای لعنت شده همنشینت کیست؟
شیطان گفت: رباخوار
گفت دوستت کیست؟
شیطان گفت: زنا کار

گفت همنشین صمیمیت کیست؟
شیطان گفت: افراد مست و شرابخوار

گفت: مهمانت کیست؟
شیطان گفت: دزد و سارق

گفت که پیامبرت کیست؟
شیطان گفت: شخص ساحر و سحر کننده

گفت: نور چشمی تو کیست؟
شیطان گفت: کسی که قسم به طلاق خورد

گفت که حبیب و دوستدارت کیست؟
شیطان گفت کسیکه تارک نماز جمعه باشد

گفت چه چیزی کمر تو را خورد میکند؟
شیطان گفت که مجاهد فی سبیل الله

گفت چه چیز جسمت را ضعیف میکند؟
شیطان گفت: توبه، توبه کننده

پیامبر گفت: چه چیز جگر تو را میسوزاند؟
شیطان گفت: زیادی استغفار در شب و روز

گفت: چه چیزی چهره ات را خوار میکند؟
شیطان گفت صدقه پنهانی و مخفی

وسوسه شیطان


سخنران از شیطان می گفت و از وسوسه های بی شمارش

و از این که دیده نمیشود .

محمود گفت :ولی من شیطون رو میبینم .

سخنران ناراحت شد که حرفش قطع شده .

گفت :تو شیطون رو کجا میبینی پسر؟ محمود گفت

:تو کاخ های تهران   محمود کاوه

منبع : منبع : سایت سبک بالان

شهدای تفحص


جنازه پسرشونُ که آوردند
چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود
پدر سرشو بالا گرفت و گفت :

حاج خانم غصه نخوری ها !!!

دقیقا وزن همون روزیه که

خدا بهمون هدیه دادِش

شهادت پس از مجروحیت

 مجروح شدن بچه ها شکل عجیبی داشت.فقط آن هایی که تیر و ترکش خورده اند،

میدانند سرب داغ چه دردی دارد.به دلیل شرایط خاص عملیات، خیلی از مجروح ها

را نمی توانستیم به عقب منتقل کنیم .خدا میداند سرمای هوا و گل و لای چسبیده

به محل زخم ها و ضعف ناشی از خون ریزی چه بر سرمجروح می آورد!

با همه این اوصاف، بچه ها درد را تحمل میکردند و فقط ائمه اطهار علیهم السلام

را صدا میزدند.کم پیش میآمد کسی بی قراری کند. یکی از آر پی جی زن ها

ساعت 11شب با اصابت گلوله ای از ناحیه شکم مجروح شد. تا صبح نمی توانستیم

کاری برایش انجام دهیم . تمام شب به خود می پیچید.ذکر میگفت و امام را دعا می کرد.

صبح داشتیم به عقب انتقالش میدادیم .رنگ صورتش عوض شدبه زور نفس می کشید

اما دیگر به خود نمی پیچید. لحظه ای آرام گرفت. دهانش را به زحمت باز کرد.

زبانش خشک و ترک خورده بود. آهسته با همان نفس بریده اش گفت:

می خواستم به کربلات بیام ..اما نشد.. حالا پیش خودت میآم

حسین جان..ودیگر صدایی از اوبرنخواست.

راوی: محمدمهدی مسلمی عقیلی

الا بذکرالله تطمئن القلوب

از رگ گردن به ما نزدیک تر است وهنوز بعد عمری

هنوز نفهمیده ام که بودنش باعث ارامشم شده است

وگرنه اگر مرا نگه نمیداشت باز هم با گناهی

وسیاهی قلبم را مکدروجایگاهش را ازخودم گرفته بودم

خدایا مرا ببخش

دل نوشته

گاهی  غرورانسان را بر پرتگاهی می نشاند که

با اندک لغزشی به دره نیستی فروبریزی و

اگر خدا کمکت نباشد همان لحظه اخر زندگی است.

وقرارا نیست دره های نیستی جسم را ببرد

به دیاری که قولش را داده اندروحت را از بین ببرد

گناه ،تو هم تمام شده ای وازخدا بخواه

که تورا ببخشند تا روحت ازرده این بد سگالی

نفس نگرددوازاد شود وپربکشد درحرم قدس

اویی که دل بدانجا تعلق دارد.

امت مسلمان

 ای امت مسلمان، باید این را بدانیدکه هدف ما یک هدف مقطعی نیست

و اصلاً‌ دعوای ما با عراق نیست، که

اصل اسلام است و جهانی کردن آن. شهید نوروزعلی قنائی

مولای من

مولای من تو می آیی وهمه ستاره های آسمان و ماه درخشان

به سجده ات می آیند ، تومی آیی وبهار می شود دلهای خزان زده یمان ،

تو می آیی وهمه ی نیلوفرهای آبی شکوفه می کنند .

تو می آیی وغروب جمعه ها ، دیگر دلهایمان نمی گیرد.

ای عزیز زهرا

╗═════════════════════════════════════╔
♥¨*•.¸ ✿ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم ✿ ¸.• *¨♥
╝═════════════════════════════════════╚

ای عزیز زهرا ! ای زاده ی یاسین و طه ،

ای فرزند صراط مستقیم ، ای تسلّی بخش زهرای اطهر ،

ای پور عسگری ، بر ما چه گران است که

چهره ی دلربایت را ببینیم و تو را نشناسیم ،

ای قلب عالم امکان ، ای رحمت بیکران ،

آخر در انتظار مقدم پاکت نشسته ایم ،

جان و مال و فرزندانمان فدای قدوم تو ،

بیا و دستمان گیر

مفقودالاثر



می گفت: «دوست دارم مفقود الاثر باشم، این آرزوی قلبی من است.

آخر در مقابل خانواده هایی که جوانانشان به شهادت رسیدند،

ولی نشانی از آنان نیست، شرمنده ام.»

 

در روستای خودشان چند جوان شهید مفقود الجسد بودند،

واقعا احساس شرمندگی می کرد. می گفت:

«آرزو دارم حتی اثری از بدن من به شما نرسد.»

 

در نامه ای که برای دخترش، بنت الهدی فرستاد، نوشته بود:

«دخترم شاید زمانی فرا رسد که قطعه ای از بدنم هم به تو نرسد،

تو مانند رقیه امام حسین(علیه السلام) هستی، آن خانم لااقل

سر پدرش به دستش رسید، ولی حتی یک تکه از بدن من به دست شما نمی رسد.»

 

یکی از رزمندگان که از جبهه برگشته بود تعریف می کرد

که از او شنیده: «دوست دارم مفقود الاثر بمیرم، اگر شهادت

نصیب من شود، دوست دارم مفقود الاثر باشم چون

قبر زهرا(سلام الله) علیها هم ناشناخته مانده است.»

ارتشی


مردم سنگ می انداختند طرف ارتشی ها.فحش هم می دادند

به شان محمود یکهو پرید آن وسط که مگه نشنیدین

امام گفتن ارتش برادر ماست؟ توی همان تظاهرات ورد

زبان ها کرد که :برادر ارتشی چرا برادرکشی؟

گل هم می انداخت طرف شان .   محمود کاوه

منبع : منبع : سایت سبک بالان

قصه ی 175 شهید غواص


نمی‌دانم دستانتان را از پشت بسته بودند یا از روبه‌رو ولی حتما خیلی وقت گذاشتند که یکی یکی دستانتان را به هم ببندند و دورش طناب بکشند

. نمی‌دانم آنها چند نفر بودند که شما ١٧٥ نفر را به دام انداختند. نمی‌دانم چه گودال عظیمی حفر کردند تا ١٧٥ سرباز را داخلش بیندازند. نمی‌دانم نشسته بودید یا ایستاده، نمی‌دانم یکی یکی داخل گودال پرتتان کردند یا گروهی اصلا چه می‌دانم که در آن روز، شاید هم شب چه آمد بر سر شما

. نمی‌دانم در آن روزهای زمستانی سال ۶۵ با چه نقشه‌ای غافلگیرتان کردند. نمی‌دانم آن فرمانده سنگدل، چطور دلش آمد به چشم‌های معصوم شما نگاه کند و چنین برنامه‌ای برای کشتن‌تان بریزد.نمی‌دانم لحظه‌های آخر که نمی‌توانستید دست‌های هم را بگیرید و خداحافظی کنید، چه حرف‌هایی بین‌تان رد و بدل شد. چه قرارهایی با هم گذاشتید. اصلا چه شوخی‌هایی با هم کردید ولی کاش دستانتان باز بود تا قبل از آن مرگ گروهی، سیر یکدیگر را در آغوش می‌کشیدید

  ادامه مطلب ...

امت دلاورومسلمان


ای امت دلاور و مسلمان،بدانید که تنها راهی

که می‌تواند برایتان افتخارجاویدان بجای گذارد

اطاعت مطلق شماازولایت فقیه است.شهیدحسین پژمان


برچهره دلگشای مهدی صلوات

بر چهره دلگشای مهدی صلوات
╗═════════════════════════════════════╔
♥¨*•.¸ ✿ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم ✿ ¸.• *¨♥
╝═════════════════════════════════════╚

عملیات بیت المقدس

عراق در عملیات «بیت المقدس» به پاتک سنگینی دست زد.
 بسیاری ازنیروهای تیپ«محمدرسول الله ‏صلی الله علیه وآله»
 و تیپ «نجف اشرف» زخمی و شهید شدند. فشار دشمن لحظه
 به لحظه افزوده می‌شد. از احمد کاظمی خواستم برای حفظ
 نفر بری ـ که در آن بود ـاز لودر بخواهد اطراف خودرو،
 خاکریز بزند. در این بین که اوضاع خیلی بحرانی شده بود،
نفر بر دیگری به حاج احمد نزدیک شد، به او گفت:
من از نیروهای ارتش هستم. با موشک «تاد»
به کمک شما آمده‌ام! با شنیدن این پیام، گویی
از جانب خدای رحمان به من هدیه بزرگی رسید. احمد
از آن ارتشی خواست جلوی نفربر فرماندهی رفته، به
 سمت تانکهای دشمن شلیک کند. موشکهای تاد یکی پس
از دیگری به تانکهای دشمن اصابت کرد و از
هفت گلوله آن، شش تانک به آتش کشیده شد.
بی‌درنگ مسیر حرکت تانکهای دیگر تغییر پیدا کرد.
با این هدیه بزرگ الهی، خطِ در حال سقوط حفظ شد.
  شهید احمد کاظمی
منبع : راوی: سردار اسدی، ر.ک: فاتحان خرمشهر (8)، ص 64 و 65

ایران


ای امت حزب‌الله، بدانید که امروز ایران است که رسالت

اسوه بودن را به عهده دارد، و این پرچم را به دوش می‌کشد

و باید استقامت کنیم و بیدار باشیم . شهیدقاسم شعبانی