شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

شهید علی صیاد شیرازی

چه حالتی بهتر از اینکه آدمی حزن و اندوه حوادث گذشته و

ترس و خوف از وقایع اینده را نداشته باشد. و این نمی شود مگر به

فرموده ی قران کریم

« بلی من اسلم وجهه الله و هو محسن فله اجره عند

ربه ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون» شهیدعلی صیاد شیرازی

انتظار


دست زمان به صورت آن ماه قد نداد

بالا گرفته قامت یار دوازده
ساعت از انتظار سرش درد میکند
 حتی زمین شده ست دچار دوازده

گلهای پرپر



کجا گل‌های پرپر می‌فروشند ...؟
شهادت را مکرر می‌فروشند ...؟
دلم در حسرت پرواز پوسید ...
کجا بال کبوتر می‌فروشند ... ؟

یادشهدا



فعالیتتان را در راه خدا بیشتر کنید و به یاد شهیدان باشید ،
چرا که یاد شهیدان است
که مردم را به سوی خدا منقلب می کند.
شهید احمد کشوری

ساعت دوازده



ساعت رسیده رأس قرارِ دوازده

 دردی نشسته گوشه کنار دوازده
خورشید رفته عشق بیارد برایمان
 در پشت ابر مانده تبار دوازده

عباس جان



وقتی ب
ه شانزده میرسد اعداد دلِ من به
 
اروند
پیوندی می خورد که بیا وببین

واز اروندمتلاطم تر می شودویادش به
 اویی می افتد که در همین نزدیکیهایش بود
 وشانزده را تمام نکرده پر کشید 
وانقدر شرمنده می شوم که...............
شهید چهار حرف داردولی شهدا سخن را
 به انجایی رساندند که دیگر حرفی نماند
در نوشته هایش شعر را عوض کرده بود ونوشته
بود  بدین صورت(در پرانتز فیض کاشانی
 بوده که عوضش کرده بود)
بزمانه یادگاری چو سخن نباشد   (عباس)
برسان سخن بجائی که دگر سخن نماند
ومگر غیرا این است .....

زود بیدار شدیم


زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

بایداین بار به غوغای قیامت برسم

من به"قد قامت"یاران نرسیدم،ای کاش
لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم


آه ،مادر!مگرازمن چه گناهی سر زد
که دعا کردی وگفتی به سلامت برسم؟


طمع بوسه مدارازلبم ای چشمه که من
نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

سیب سرخی سرنیزه ست...دعا کن من نیز
این‌چنین کال نمانم به شهادت برسم

«شفابخش بیماریها»

 

حضرت امام علی علیه السلام:    ذِکرُنا أهلَ البَیتِ شِفاءٌ مِنَ الوَعکِ وَالأَسقامِ و

وَسواسِ الرَّیبِ؛ میزان الحکمة، ح 21703

 یاد ما، اهل بیت، شفابخش بیمارى‏ها و ناخوشى‏ها و وسوسه شک است.

جعبه شیرینی


با جعبه شیرینى آمده بود کارگاه. دورش زرورق پیچیده بود. گفتم

«مبارکه!» گفت «حالا دیگه...» رفتم شیرینى بردارم،

دیدم پُرِ نارنجک است.   شهید محمد بروجردی

اجازه نمیدهیم


ما اسلام را بر کسی تحمیل نمی کنیم، ولی اجازه فساد و فحشا را هم به

کسی نخواهیم داد و هرگز اجازه نمی دهیم کسی با عنوان کردن

آزادی غربی، این گونه مسائل را در کشور رواج دهد. شهید محمد علی رجایی

بسیجی


دیشب از چشمم بسیجی می چکید

ازتمام شب دوعیجی می چکید

محمدحسین جعفریان

روایت



روایت است ز اصحاب خوب شیطان است

کسی که کار ندارد به کار آمدنت

روایت است که با ذوالفقار می آیی
چه با شکوه بُوَد اقتدار آمدنت

کفن


تاسربه بدن باشداین جامه کفن باشد

فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه

پرویزبیگی حبیب ابادی

کویر


تیغ اگربارد،ازابر به جای آب

ماکویریم و برآن سینه سپر سا زیم

محمدرضا اغاسی

لاله


مگو که لاله نروید،دگرزمستان است

زفرط داغ ،دل من شقایقستان است

علیاصغرحاج حیدر

گل وگلوله

زیادگار ان زمان گل وگلوله مانده است

کنار جانماز من واخرین مدال تو

طیبه ثابت

رفتن


وای من ،یارای رفتن داشت روزی پای من

کاروان درکاروان رفتند وباری ماند ومن

عزیزالله خدامی

حجاب


آیت الله بهاءالدینی میفرمایند:
زنان چادری نمیدانند عرقی که در فصل گرما به خاطر
حفظ حجاب می ریزند، دانه دانه اش خورشید است.

 شما خورشید خدا هستید.

آسمان  , aseman_abi_123آسمان  , aseman_abi_123
و ایشان این روایت را از ثواب الاعمال نقل می کردند
عرقی که زن زیر چادر میریزد سه جا برای او نور می شود:
۱- در درون قبر
۲- در برزخ
۳- در قیامت
و اگر زنان بی حجاب از من میخواستند همین
 الان نشانشان میدادم که این موی سر که به نامحرم
نشان می دهند آتش است. آنها در آرایش زیبایی
 نیستند بلکه در آرایش آتش هستند.

یارومددکارما

دوش مرا حال خوشی دست داد سینه ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه جان منست نامه تو خط امان منست
ای نگهت خواستگه آفتاب بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز زچشم ترم تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما کی و کجا وعده دیدار ما

مرحوم آغاسی

خسته ام

خسته ام،چیست سرانجام پریشانی من؟
فاصله چند قدم مانده به ویرانی من؟

ابردر حیرت خونگریه ی شبهای من است
باد،مبهوت ازین دست پریشانی من

به کجا می رود این قافله جز مرز جنون
به کجا قافله ی بی سر و سامانی من؟

اشک

از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خواب بیداری ما را دیده می آید کسی
با ترنم با ترانه با سروش سبز آب
از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی . . .
اللهم عجل لوییک الفرج

دلم عجیب گرفته است

** " اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم " **

دلم عجیب گرفته است مثل سابق نیست
زمین برای ظهورت هنوز لایق نیست؟!
مگر نه سیصد و اندی سوار در راهند
چرا خبر ز یکیشان در این دقایق نیست؟!

اللهم عجل لولیک الفرج

به شوق صبح و سحر، شام تار هم خوب است
برای گریه شدن آبشار هم خوب است
تمام هفته خطا و غروب جمعه دعا
کمی خجالت از این انتظار هم خوب است

شهید عبدالحسین برونسی



خانه ما آفتاب گیر بود. از اواسط بهار تا اوایل پاییز من وچند تا بچه قد ونیم قد،
دایم با گرما دست و پنجه نرم می کردیم. فقط یک پنکه درب وداغان داشتیم.
من نمی دانستم عبدالحسین فرمانده گردان است ولی می دانستم حقوق
او کفاف خریدن یک کولر را نمی دهد. یک روز اتفاقی فهمیدم از طرف سپاه
تعدادی کولر به او داده اند تا به هر کس خودش صلاح می داند بدهد.
 بعضی از دوستانش واسطه شده بودند تا یکی از آنها را ببرد خانه خودش.
قبول نکرده بود. بهش اصرار کرده بودند. گفته بود: این کولرها مال اون
خانواده هاییه که جگرشون داغ شهید داره، تا وقتی اونا باشن،
نوبت به خانواده من نمی رسه.   شهید عبد الحسین برونسی

منبع : برگرفته ازپایگاه منبرک

جوانی

جوانی از نادرترین سرمایه های انسان است که بسیار زودگذر است ،

بکوشید بهترین لحظات عمر را صرف بهترین کارها کنید. شهیدآوری فرد

سفر


مهدی بیا , mahdibiyaمهدی بیا , mahdibiyaمهدی بیا , mahdibiyaمهدی بیا , mahdibiya
برو سفر به سلامت که هر کجا هستی

امام  آخر دنیا خدا نگهدارت
برو ولی به کجا؟ چشم ماست خانهٔ تو
بیا دوباره گرفته دلم بهانهٔ تو

تشنه عشق

ما تشنه ی عشقیم و شنیدیم که گفتند
رفع عطش عشق فقط نام "حسین" است

«شناخت دشمن»


حضرت امام علی علیه السلام:   
من ساتَرَکَ عَیبَکَ و عابَکَ فی غَیبِکَ فهُوَ العَدُوُّ ؛ فَاحذَرهُ؛ میزان الحکمة، ح12176
 هرکه عیب تو را از تو پنهان سازد و پشت سرت عیبجویى کند، او دشمن است، از او حذر کن.