بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمْ
دلم ﻣــﮯ ﺧــﻮﺁﻫَــﺪ ﺁﺭاﻡ ﺻـِـﺪﺍﻳَﺖ ﮐُــﻨَــﻢ:
" ﺍﻟﻠّﻬُﻤـَّ ﯾـﺎ ﺷـﺎﻫـِﺪَ ﮐُـﻞِّ ﻧـَﺠْـﻮﻯ "
و ﺑـِـﮕـــــــــﻮﯾَــﻢ ﺗــﻮ ﺧــﻮﺩ ِ ﺁﺭاﻣـِـــــــــﺸــﮯ
ﻭ ﻣـَـﻦ ﺧــﻮﺩ ِ ﺧــﻮﺩ ِ ﺑــﯿــﻘَــﺮﺁﺭ...
ﺧﺪﺍﯾــــــﺎ !
خسته شدم از خودم که فکر کردم خوبم ولی نبودم
ﺧــــﺮﺍﺑﺖ ﻣﯽ ﺷــــﻮﻡ
ﻣﺮﺍ ﻫﺮ ﮔــــﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـــــﻮﺍﻫﯽ ﺑﺴـــــﺎﺯ ...
" ﺍِﻟﻬـــــﯽ ﻭَ ﺭَﺑـّــــﯽ ﻣَﻦْ ﻟـــــﯽ ﻏَﯿْﺮُﮐـْـــ "
و سیزده منزل دیگر غدیر می آید
ز بیشه زار خدا بانگ شیر می آید
بنا بقول یداللـــــه فوق ایدیهـــــم
علیست عالی و عالم به زیر می آید
ودلسختم باز هم سخت شهادت می خواهد
خدایا جسارتم زیا د شده که دلم شجاعت ولیاقت" شهادت "می خواهد !!
ببخش دلم را
که چاره ای ندارد
همیشه
در سختی ها به خودم میگفتم:این نیز بگذرد
هنوز هم میگویم !
اما .... حال میدانم ؛
آنچه میگذرد عمرِ من است ،
نه سختی ها...!!!
ونه دل گرفتگی ها......
ونه بی دل بودن ها...
نه ونه ونه
کی بهارت می وزد بر گیسوان حسرتم
کی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا
بگویی با من از عریانی اندوه خویش
تا بگویم با تو از اسرار پنهان دلم
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله:
إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا.
مستدرک الوسائل، ج10، ص 31
شهادت امام حسین علیهالسلام در دلهاى افراد با ایمان
آتش و حرارتى ایجاد مى کند که هرگز خاموش نخواهد شد.
وباز این دل پرمیکشد بسوی حرمش و
باز راز خون اشکار میشود
برای منی که دل در گرو محرم نهاده ام وغافل از
اینکه کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا و
این تمثیلی است برای من که هر روز روزی است
برای ازمایش تو وهرمکان کربلایی است که تو را
دران میخوانند وباید بجنگی در مسیر حضرت دوست
السلام علیک یا ابا عبدالله
دلم عجیب گرفته است مثل سابق نیست
زمین برای ظهورت هنوز لایق نیست؟!
مگر نه سیصد و اندی سوار در راهند
چرا خبر ز یکیشان در این دقایق نیست؟!
چنین نوشته خدا
درشناسنامه ی دل
منم غلام مه وبنده زاده ی خورشید
سلام می دهم از عمق این دلِ
تاریک
به آخرین پسر خانواده ی خورشید