شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

کشتی نجات



راه امام حسین(ع)خیلی سریع انسان رابه نتیجه میرساند
چون کشتی امام حسین(ع) در آسمان های
غیب خیلی سریع راه می رود ...
هر کس درسیرمعنوی خودحرکتش راازآن حضرت آغاز کند،
خیلی زود به مقصد می رسد .

خاکریز

مدتی بود عراقیها بچه‌های ماراازپتروشیمی به رگبار می‌بستند.
جلوی نیروهای خودی خاکریز و سنگری نبود تا رزمندگان اسلام
 از آن استفاده کرده، دشمن را مورد هدف قرار دهند.
 مهندس آقاسی‌زاده نیز در مأموریت ارومیه بود.
 وقتی از ارومیه بازگشت، به او گفتند: ‌یک ماه است می‌خواهیم
 اینجا خاکریز بزنیم؛ اما کسی داوطلب نمی‌شود. صبح که از
خواب برخاستیم، مهندس را ندیدیم. بعداً متوجه شدیم ایشان شبانه
 راننده لودر را بیدار کرده و به او گفته بود:
«حاضری با هم به بهشت برویم؟» راننده پاسخ داد:
«هر چه شما بگویید‌» مهندس به او گفت: «دستگاه را روشن کن.
 من روی بیل لودر می‌نشینم و تو حرکت کن. اگر رفتیم،
با هم می‌رویم و اگر ماندیم، با هم می‌مانیم.‌»
راننده که چنین شهامتی را از آقاسی‌زاده دید، گفت:
 «من که از شما کم‌تر نیستم، چشم!» بعد شروع
 به خاکریز زدن می‌کنند و موفق هم می‌شوند.
   شهید آقاسی زاده

منبع : راوی: پدر شهید، ر.ک: شهاب،‌ ص 138 و 139

خدا


˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥˙·٠•♥
بعضــــی "اشـــک هـــا" هستــــند،
"بـی دلــیل" ، "بـی بـهانــہ" ، "یکدفـعہ اـے"
"نصـــف شبــــی"

. . . .عجیــب ، آدمــ را "آرامــ" مــی کننـــد. . .

مـی گویند ، ایـن "اشـک هـای" بـی بـــهانــہ
"ســــندشـــان" بــنامـــ "خـــــ♥ــــداســــــت"
  "دلتنــگتـــــم". . . . ."خـــــــ♥ـــــدا"

معیار انتخاب


 توجه داشته باشید که معیارمان در انتخاب مسؤولین،

تقوی و اخلاص اشخاص باشد، نه میزان وابستگی

آنها به گروه یا طرز فکر شما. روحانی شهید حسین طباخی

نسل خلیل



از نسل خلیلیم و تبر در دستیم

ما بت شکنان معبد نمرودیم
ما منتظریم کعبه روشن گردد
دیری است پی اجازت معبودیم

«اهمیت اقامه عزا»

حضرت امام صادق علیه السلام:   قالَ لی أبی، یا جَعفَرُ أوقِفْ لِی مِن مالی کَذا و کَذا، النَّوادِبُ تَندُبُنی

عَشرَ سِنینَ بِمِنى أیّامَ مِنى؛ الکافی ، ج 9، ص 652، ح8546

 پدرم به من فرمود، اى جعفر! فلان مقدار از دارایى‏‌ام را برایم وقف کن

تا گریه‌‏کنندگان در مِنا و در ایّام مِنا ده سال بر من بگریند.

 

بعضی ها میگن

حاج آقای قرائتی_
ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﻣﻴﮕﻦ ‌ : ﺑﺎﺑﺎ ﺩﻟﺖ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺷه، کافیه.

نماز هم نخوندی نخون...روزه نگرفتی نگیر.
به نامحرم نگاه کردی اشکال نداره و...........
فقط سعی کن دلت پاک باشه!!!!!!!!!!!!

ﺟﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ :
ﺁﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ،
ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ برایش ﮐﺎﻓﯽ ﺑﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺁﻣﻨﻮﺍ
ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﮔﻔﺘﻪ :
‏[ ﺁﻣَُﻨﻮﺍ ﻭَ ﻋَﻤِﻠُﻮﺍ ﺍﻟﺼَّﺎﻟِﺤﺎﺕ ‏]
ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻢ ﺩﻟﺖ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﻫﻢ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ .

توبه


رسول اکرم صلى الله علیه و آله :

{تـوبه زیبـاست، ولى در جـوانی زیباتر.}
------------------------------------
نهج الفصاحه ص578 ، ح2006

دفاع همچنان باقی است

جواب شهدا
شرمنده ایم
نیست
دفاع همچنان باقیست ...

دعا



شخصى در محضر امام زین العابدین علیه السلام عرض کرد:
الهى ! مرا به هیچ کدام از مخلوقاتت محتاج منما!
امام علیه السلام فرمود: هرگز چنین دعایى مکن !
زیرا کسى نیست که محتاج دیگرى نباشد و همه به یکدیگر نیازمندند.
بلکه همیشه هنگام دعا بگو:
خداوندا! مرا به افراد پست فطرت و بد نیازمند مساز

السلام علیک یا ابا عبدالله



امام حسین (ع) , emamhoseinامام حسین (ع) , emamhoseinامام حسین (ع) , emamhosein
از کوفه سلاح و سنگ و تیر آوردند
یک بغض نهفته از غدیر آوردند
دیدند کسی دور و برش نیست زدند
آقای مرا غریب گیر اوردند

امام حسین علیه السلام



اینقدر پرچم سرخ حرمت را متکان
بخدا تاب فراق تو مرا نیست دگر
سوختم بس که فقط عکس حرم بوسیدم
شده حتی جسدم پهلوی شش گوشه ببر...

دلم برات تنگ شده بابایی...


عده ای باز بیایند بگویند پول خون شهدا رو بهشون دادن..
نامردیه واقعا اینطوری حرف بزنید
بابات یه روز مریض بشه
خودت رو میکشی تا دوباره به زندگی برگرده
حالا یه پسری باباش رفته بخاطر من وتو
هی بیا بگو چرا شهدا وخانواده هاشون رو اینقدر بهشون
رسیدگی میکنن
باباهامون رفتن بر  گردن ما هیچی ازتون نمیخوایم
حتی از هوای محلتونم دیگه استفاده نمیکنیم

امربه معروف ونهی از منکر



حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام بدانید و
این دو فریضه ی الهی یعنی امر به معروف و نهی از منکر
 را فراموش نکنید. برادران! پیرو هوی و هوس نباشید
 که اگر پیرو هوی و هوس شدید، آسمان و زمین را
 به فساد خواهید کشید.
شهید عنایت الله الماسی

حضرت مهدی عج الله



مستیم ولی مست می موعودیم

هستیم چنین و از ازل هم بودیم
ما را چو عدو مور شمارد غم نیست
ما وارث مُلک وَلَد داوودیم

شفاعت

قبل از عملیات به دیدن عباس رفتم به غیر از او کسی داخل سنگر نبود. در حالت
چهره‌اش نورانیت زیادی می‌دیدم، اصلاً نمی‌توانستم به خودم اجازه دهم که با او شوخی کنم.
از لحن صحبتهایش دانستم که دلش جای دیگری است به او گفتم:
«امروز با روزهای دیگر فرق داری، حلالم کن. من چیزی می‌بینم
 که خودت نمی‌بینی، اگر شهید شدی مرا هم شفاعت کن.» با هر زحمتی بود
 از او قول شفاعت گرفتم، اما خودش چیزی نمی‌گفت، پرسید:
 «معلوم نیست امروز چه می‌گویی؟! برو زمان دیگری بیا.» ولی آنقدر اصرار کردم که گفت:
«اگر کاری از دستم برآمد، چشم!» او روزی دیگر با یکی از دوستان به بهشت
زهرا رفته بود، در آنجا کنار مزار شهید اقارب‌پرست ایستاد و چند دقیقه‌ای به
قاب عکس و قبر او خیره شد و همانجا مبهوت ماند. آن موقع خیلی معنایش
را نفهمیدم تا روزی که او را در همانجا به خاک سپردند.   شهید عباس کریمی

منبع : راوی:صادقی- رمضان‌پور ، خاطراتی از کتاب: دجله در انتظار عباس

دنیا



دنیا چنین است ک می‌بینی، خوبی‌های آن ناپایدار و فریب‌هایش بسیار.
بر ناگواری‌هایش صبر کن و از فریب‌هایش روی گردان و
 همواره خود را برای آخرت آماده کن
شهید حسین بدیهیان

السلام علیک یاصاحب الزمان عج



روی تو چه دل‌ها که نیاورده به غارت
یاد تو چه خواب از همگان برده به یغما
وقتی به خیال سر کویِ تو می‌افتم
خون گریه کنم یا بنشینم به تماشا؟

اسرای ایرانی

بین بچه ها اختلاف افتاده بود، فشار دشمن هم روز به روز بیشتر می شد.

من روحانی اردوگاه بودم

و هرچه تلاش کردم اختلاف ها را کم کنم نتوانستم. بعثی ها آزادباش

چهار آسایشگاه را کردند یک ساعت. جیره ی آب و غذایمان را هم کم کردند.

بعضی ها مریض شدند. یک شب دلم شکست. دست به دامن حضرت زهرا شدم

و ازش کمک خواستم. خواب دیدم در بیابانی سرگردانم. خسته و ناامید بودم گریه ام گرفت.

  ادامه مطلب ...

شهدا


خانواده‏ هاى شهدا را محترم بدارید، که آن‏ها بهترین

جگر گوشه ‏هایشان را فداى اسلام و انقلاب کرده ‏اند.

شهیدحسین هادى

روح لغت نامه



ای روح لغت‌نامه‌ی اسما! کجایی؟
هر آیه‌ی قرآن شده هفتاد و دو معنا
ما غایب گم‌گشته‌ی خویشیم و تو حاضر

ودیگر هیچ

وشاید دیگر بروز نشود وب شهدا
شاید روزی دیگر درجایی دیگر
وشایدننویسم دیگر...
از همه انهایی که مطالب وب را دنبال میکردند
 وبا نظراتشون دل گرمی بودن برای
خادم الشهدای وب شهدا متشکرم...التماس دعا

خواستم دیگه نیام وب شهدا ولی بخاطر یه بنده خدایی
که خیلی ناراحت شدن مدتی دیگر هستم ان شالله
برای ماها هم دعا کنین

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

ﯾــﺎﺑـــﻦ ﺍﻟـــﺤــﺴــﻦ….!
ﺣــﺮﻑ شما ﮐــﻪ ﻣﯽ ﺷــﻮﺩ….
ﭘــﺎﯼ ﺩﻟــﻢ ﻟــﻨــﮓ ﻣﯽ ﺯﻧـﺪ….
ﻭ ﺩﺭ ﮐــﻨــﺎﺭ ﭘـﻨـﺠـﺮﻩ ﺍﻧـﺘـﻈﺎﺭ….
ﻣـﺤـﻮ ﺗـﻤـﺎﺷـﺎﯼ ﺧــﻮﺭﺷـﯿـﺪﯼ ﻣﯽ ﺷـﻮﺩ ؛
ﮐــﻪ ﺳـﺎﻟـﻬﺎ ﺩﺭ ﭘـﺲ ﺍﺑـﺮ ﭘـﻨـﻬـﺎﻥ ﻣـﺎﻧـﺪﻩ…. 
ﻣﯽ ﺩﺍﻧــــﻢ…!
ﺍﯾــﻦ ﺟـﺪﺍﯾﯽ ﺳـﻬــﻢ ﺩﻝ ﻣــﻦ ﺍﺳـﺖ ﺍﻣــــــﺎ…..

ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺩﻟــﻢ ﺑـﯽ ﻫــــﻮﺍ ،
 ﻫـــــﻮﺍﯼ ﺗـــان ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐــﻨــﺪ….
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا 

 

غیرت



غیرت فوق العاده ای داشت. اصلا دوست نداشت مادر یا خواهرانش را در صف خرید نان
 و ... ببیند. با هر وضعیت ممکن خودش متقبل خرید خانه و ... می شد. حتی ثبت نام بچه ها را
 با اینکه خود سن و سالی نداشت انجام می داد. به حجاب بسیار حساس بود و سفارش
همیشگی اش. در همه حال و در هر موقعیتی آنچه در زندگی حسین و
 افعال و افکارش نمود بیشتری داشت،
غیرت به یادماندنی حسین بود. چه در خانه و محله و برای مادر و خواهرانش و چه در کردستان
 و خرمشهر برای زنان و دختران کردستانی و خرمشهری. اصلا حسین مجسمه غیرت بود...
  شهید فهمیده

منبع : منبع: هفته نامه یالثارات الحسین علیه السلام شماره 646

شهدا



حرکت ما برای رضای خداوند است.نباید از هیچ قدرتی ترسید.بلکه استوار،
همانگونه که تاکنون بوده‌اید، وحدت خود را حفظ کنید.
شهیدمرتضی مفاخری

اللهم عجل لولیک الفرج



گفته اند می‌آیی، تشنگان کوثر را

پر دوباره خواهد شد، ساغر از خم خورشید
رو به سمت مشرق کن، تا حباب‌ها بینند
التهاب دریا را، در تلاطم خورشید!

امام خامنه ای

امام خامنه‌ ای (مدظله العالى)

بعد از مذاکرات ، در رژیم صهیونیستی گفتند

تا ۲۵ سال از دغدغه‌ ایران آسوده‌ایم؛ به شما می‌گویم:

اولاً شما ۲۵ سال آینده را نخواهید دید  و ان‌ شاالله تا

۲۵ سال آینده چیزی به نام رژیم صهیونیستی وجود

نخواهد داشت. ثانیاً در این مدت روحیه‌ مبارز و حماسی،

یک لحظه صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت‌.

بابای شیمیایی


بابای مَن!
سُرفـه نمی کند،
فقط پَرپَر می زند،برای شهادتـــــ .

شهدا

رضایت نامه را گذاشت جلوی مادرش.
چه امضا بکنی ،چه امضا نکنی ،من میرم!
اما اگر امضا نکنی من خیالم راحت نیست.
شاید هم جنازه ام پیدا نشه!
در دل مادر آشوبی به پا شد.
رضایت نامه را امضا کرد.
پسر از شدت شوق سر به سر مادرش میگذاشت.
-جنازه ام را که آوردند ، یه وقت خودت را گم نکنی .
بیهوش نشی هااا
چادرت را هم محکم بگیر!
تو چه با غیرت نگران چادر مادرت بودی
ومردان شهر من چه راحت چادرازسرزنانشان برداشتند.
من از گفتن شرمنده ام شرم دارم!!!