شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

روی جانان



ذره‌ها در طلب طلعت رویت با مهر

هم‌عنان تاخته چون نوسفرانند هنوز
طاقت از دست شد ای مردمک دیده! دمی
پرده بگشای که مردم نگرانند هنوز

فقیر وغنی



قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ‏ عَلِیٌ عـلیـه السـلام :

فَمَاجَاعَ فَقِیرٌإِلَّا بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ؛هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند،

مگر بخاطر اینکه ثروتمندی به وظایف مالی‌اش عمل نکرده

نهج البلاغه حکمت 328

تلاطم زندگی



ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون
 دریا آرام شد خود را اسیر صیادان یافتند...
تلاطم زندگی حکمتی از خداست
از خدا دل آرام بخواهید
نه دنیای آرام...
وخداوند همه انچه را بخواهی دارد ومن وتو
 رادرک ان مهم ،که چه چیزی بخواهیم

.
.
.
الا بذکر الله تطمئن القلوب
آگاه باشید که دل ها با یاد خدا آرام گیرد .

خودم وخودم

بزرگواران این مطلب قبلا رمز داشت
دلیلیشم این بود که تصویری از طراحیهام توی اون بود
به محضی که تصویر رو حذفش کردم عمومی شدوبعدشم یادم رفته
بود که رمزش رو بردارم

وبعضی بزرگوارن میگفتند چراین مطلب رمزداره
**************************
اخرش به اونیکه میخوای میرسی صبور باش ای دل
روزی هم قمریان عاشق نور وکبوتران عاشق باران
در وصف تونیز خواهند سرود که
او هم بال پرواز ش باز شد وپر کشید

جوان عاشق


جوان کافری عاشق دختر عمویش شد ،
عمویش پادشاه حبشه بود .
جوان رفت پیش عمووگفت عمو جان من عاشق دخترت شده ام
 آمدم برای خواستگاری .
پادشاه گفت حرفی نیست ولی مِهردختر من سنگین است .
گفت عمو هر جه باشد من میپذیرم
شاه گفت : در شهر مدینه دشمنی دارم که باید سر او را
برایم بیاوری آنوقت دختر از آنِ تو ،
جوان گفت عمو جان این دشمن تو اسمش چیست ،
گفت اسم زیاد دارد ولی بیشتر او را به نام
علی بن ابیطالب می شناسند
جوان فوراً اسب را زین کرد با شمشیر و نیزه و تیر و
کمان و سنان راهی شهر مدینه شد
 
ادامه مطلب ...

اقا جان

متحرکمتحرکمتحرک

راه ظهورت را بسته ام...قبول!
من همیشه از تو کمک خواستم تا
راه به من نشان دهی که در راه مانده ام
پس تو کجایی تا بیایی ومرا براه بیاوری
خسته شده ام از همه بیراهه ها که راه نشانم دادند
پس کجایی ای ..........
اقا جان مرا نیز ببخش بد شده ام
انقدر بد که روی دیدنم را نداری

این نیز بگذرد



همیشه

در سختی ها به خودم میگفتم:این نیز بگذرد  

هنوز هم میگویم !

اما .... حال میدانم ؛

آنچه میگذرد عمرِ من است ،

نه سختی ها...!!!

ونه دل گرفتگی ها......

ونه بی دل بودن ها...

نه ونه ونه

رضا سگ باز(!)


یه لات بود تو مشهد...
هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش
حسابی سگی بود
یه روزداشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا
 و غذا خوردن
که دید یه ماشین با آرم ”ستاد جنگهای نامنظم“
 داره تعقیبش می کنه.
شهیدچمران ازماشین پیاده شدودست
اونو گرفت و گفت:
 ”فکر کردی خیلی مردی؟!“

رضا گفت:بروبچه ها که اینجور میگن.....!!!
چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!!
به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه....!

 
ادامه مطلب ...

جانبازان شیمیایی



آن قدر بالا نرفته ام که پاهایم بلرزد،
پست و مقامی هم ندارم که نگران از دست دادنش باشم،
از این دنیا تنها کمی اکسیژن می خواهم!
و دستمالی برای سرفه هایم
عقربه های ساعت که بایستند ،
من هم می روم

متن:شهید سید عنایت الله ناصری

خدایامرا ببخش

خدایا
به تو پناه می برم که ظاهر_من دربرابردیده هانیکو
و درونم در آنچه که از تو پنهان می دارم زشت باشد،
و بخواهم با اعمال و رفتاری که تو از آن آگاهی ،
توجه_مردم را به خود جلب نمایم،

و چهره_ظاهرم رازیبا نشان داده بااعمال نادرستی که

درونم را زشت کرده به سوی تو آیم،
تا به_بندگانت_نزدیک ،
و از خشنودی_تو دور گردم.

 



سردار شهیدمصطفی ردانی پور



«آقا مرتضى، مصطفى را ندیدى؟ فرستادمش دنبال چرم.

هنوز برنگشته!» چرم را انداخته بود توى آب،

نشسته بود لب حوض کتاب مى خواند. یک دستش کتاب بود،

یک دستش توى حوض. اوستا به مرتضى گفت

«حیفِ این بچه نیست مى آریش سر کار؟

ببین با چه عشقى درس میخونه. برادر بزرگش هستى.

باید حواست به این چیزها باشه.» مرتضى گفت

«خودش اصرار مى کنه. دلش مى خواد کمک خرج مادر باشه.

درسش رو هم مى خونه. کارنامه اش رو دیدم.

نمره هاش بد نیست.»   مصطفی ردانی پور

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران |

انتشارات روایت فتح | نفیسه ثبات

جمعه ها


جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد
بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه مان گل دارد

گاهی

گاهی دوست داری بشی اونی که خدا میخواد

ولی مگه ابلیس و نفس میگذارن

ابلیس و نفس همت شون دربد نام کردن 

من پیش خدا بیشتره تا من

که میخوام پیش خدا خوش نام باشم وبد نباشم

خسرووشیرین

یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند

اگر نمازنخوانیم

اگه نماز نخونیم ، به یاد خدا هم نباشیم ؛آخرش چه میشه؟!

جواب :

هیچی! علاوه بر اینکه خدا رهات میکنه ،

جناب شیطان راهم رفیق وهمدمت میکنه!میگی نه؛این هم دلیلش:

« و هر که از یاد خدای رحمان روی گردان شود ،

شیطانی بر او می گماریم که همراه و دمساز وی گردد.»

« و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حق) باز می دارند؛

ولی گمان می کنند که هدایت یافته اند .» ( 36 و 37 نور )

شهید محمد ابراهیم همت


به زحمت جارو را از دستش گرفتم. داشت محوطه

را آب و جارو می‌کرد. کار هر روز صبحش بود.

ناراحت شد و گفت «بذار خودم جارو کنم،

این جوری بدی‌های درونم هم جارو می‌شن.» 

شهید ابراهیم همت

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران

انتشارات روایت فتح | مریم برادران

شاد

 کِلکِ مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند
قاصد حضرت سلمی که سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند

نفس


 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
مانفسی هم که می کشیم اگر برای خدا
نباشد گناه است.
شهید عبدالحمید حسینی

لعن الله ال سعود

انور عشقی، مشاور شاه سعودی مدعی شد کشورهای
حوزه خلیج [فارس]، ریه اقتصادی ایران هستند
 اماماکاری باملت ایران خواهیم کردکه درخیابان های
عربستان مانند ولگردها گدایی کنند.

انور عشقی ....
اینرا باید بگویم اگر دولتی مقتدر داشتیم
ودیپلماسی ترس را نداشت به شما حالی میکردیم که
 اندازه دهنتون لقمه بردارین.
اگر انروزی که به دونوجوان تجاوز شد بجای تبرییک به
وزیر امور خارجه تان با تشر حرف میزد اقای ظریف
اگر وقتی حاجیانمان را درمنا به شهادت رساندند
به جای سفر نیویورک به ایران بر میگشتند
اگروقتی سفارتشان را بستند نامه فدایت شوم برایتان
نمی نوشتند حال جرات نداشتید حرفی بزنید اینطور
وحتی جوجه بچه های سیاسی عربستان برای ما تعیین
تکلیف کنند. برو بچه با بزرگترت بیا

مهدی جان


مهدی جان !

روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم …

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم …

بازاین دل هوایی شده


کلیه طرحها را میتوانید
با ذکر یک صلوت باز نشر دهید
التماس دعا

یکبار این خبررا بخوانید




در برنامه کارشناسی شبکه سی ان ان ( cnn )سه
کارشناس سعودی ادعاکردندکه در۴ تا۶ ساعت می توانند
آسمان و حریم هوایی ایران را تصرف کنند
و در اختیار بگیرند.
کالین پاول وزیر دفاع سابق آمریکا که به
 عنوان مهمان و کارشناس تلفنی برنامه بود،
نسبت به این اظهارات واکنش نشان داد.

او پس از خنده ای تمسخر آمیز گفت : نه نه ،
من چنین فکر نمی کنم . صحبتهای شما بیشتر جنبه
 جوک و خنده دارداگرایران مستقیم باشماوارد جنگ شود
 شما حتی فرصت پیدا نمی کنید که تلفن را بردارید تا
از ما تقاضای کمک کنید.
بهتر است کمی واقع بین باشید
و ایران را با یمن و هیچ کشور دیگر مقایسه نکنید.
 حتی ما هم تا کنون چنین ادعایی نکرده ایم.
 

قطع رابطه جیبوتی با ایران


اقای ظریف دیپلماسی لبخندشما که ،دنیا را با ایران به جنگ کشاند
کجاهستند انهایی که دیپلماسی اقتدار را زیر سوال می بردند
کجا هستند انهایی که میخواستند با امریکا بر جام را امضا کنند
برجامشان بر علیه کشورشان شده می فهمند یا هنوز نه

حل یک مسئله ساده

"چه کسی می داند جنگ چیست؟ چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟

چگونه سر 120دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟ آیا می توانید

این مسئله را حل کنید؟ گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک

می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده وگذر می کند،

حالا معلوم نمایید سرکجا افتاده است؟ کدام گریبان پاره می شود؟توانستید ؟؟؟

اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید؛ هواپیمایی با یک و نیم

برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با

سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید ، مورد اصابت موشک قرار می دهد

اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود معلوم کنید کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟

چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آنها را غسل داد؟

چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟ چگونه می توانیم در شهرمان

بمانیم و فقط درس بخوانیم؟کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام

امتحان درس می خوانی؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین؟

به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟؟ صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن،

پرستو شدن شهید احمد رضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 64ساعتی قبل از شهادت

شیعیان


حضرت علی (علیه السلام):
شیعیان مرا به این دو خصلت امتحان کنید که
 اگر دارای این دو خصلت بودند شیعه هستند

1*اهمیت به نماز در اول وقت
2*دستگیری برادران دینی خود با مال
اگر این دو مورد در انها نبود از ما دورتر و دورترند.(جامع الاخبار فصل 19)

سلام وعرض ادب

دوستان وعزیزانی که از این وب لاگ دیدن میکنید

ازاین پس پخت شیرینی به روایت تصویر در خانه ما

در یک صفحه جداگانه  از صفحات جانبی سمت راست

میتونید ببینید ان شالله مورد توجه قرار بگیره

غیبت

اللهُـ♥ـمَّ♥ ♥عَجِّــ♥ـ♥ـلْ♥ ♥
لِوَلِیِّکَـ♥ـ
♥♥الْفَـــ♥ــ♥ـرَج


ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت

در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت
خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت
بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

اقا مهدی زین الدین




تازه وارد بودم.عراقىهااز بالاى تپه دید خوبى داشتند.
دستوررسیده بودکه بچه هاآفتابى نشوند.تو منطقه مى گشتم،
یک جوان بیست و یکى دوساله،با کلاه سبز بافتنى روى سرش،
 رفته بالاى درخت، دیده بانى مى کرد. صدایش کردم
«توخجالت نمى کشى این همه آدموبه خطر میندازى؟»آمدپایین
و گفت «بچه تهرونى؟» گفتم«آره، چه ربطى داره؟» گفت «هیچى.
 خسته نباشى. تو برو استراحت کن من این جا هستم.»
هاج و واج ماندم. کفریم کرده بود. برگشتم جوابش را
 بدهم که یکى از بچه هاى لشکر سر رسید. هم دیگر را
بغل کردند، خوش و بش کردند و رفتند. بعدها که پرسیدم
این کى بود، گفتند «مهدى زین الدین.»
  شهید مهدی زین الدین
منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران |
 انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی
سلام برعشق من حاج مهدی زین الدین
حاجی دست منم بگیر