










رفتار من عادى است
اما نمى دانم چرا
این روزها
از دوستان و آشنایان
هر کس مرا مى بیند
از دور مى گوید
این روزها انگار
حال و هواى دیگرى دارى
اما
من مثل هر روزم
با آن نشانى هاى ساده
با همان امضا/همان نام/وباهمان رفتارمعمولى
مثل همیشه ساکت و آرام...
قیصر امین پور


















روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و
نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند
ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .
شهید محمد ابراهیم همت





مانده تا برف زمین آب شود
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه ی چتر
ناتمام است درخت
زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد...



فقط وفقط یک چیزی گاهی بدجور ازارم میدهد
گاهی حرفی به تو میزنندووقتی ناراحت می شوی
از ان حرفشان یک دلیل میاورندومیگویندزودرنج هستی
وبه راحتی یادشان می رودکه خودشان
انقدر بد حرف زده اند
که ناخوداگاه طرف مقابل رادرگوشه رینگ گیرکشیده اند
وانچنان زده اندکه دیگر رمقی برای طرف مقابل نمانده است
ووقتی به زمین می افتد طرف مقابلشان میگویند
چقدر زود رنجی
یا به راویت نزدیک تر بگویم با دوانگشت
به چشم طرف مقابل زده اند
وبعد میگویند مگر درد دارد مگر کور می شود.
میدانم ومیدانم اگر به همان مقداربه
انها زخم زده شود در همان سطح
دیگر چیزی بنام دوستی بین طرفها نیست
پس خودتان را گاهی قضاوت کنید





حضرت امام صادق علیه السلام: قَضَاءُ حَاجَةِ
الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ حِجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ .امالی صدوق،
ص237
رفع نیاز مومن بهتر از
یک حج مقبول است.










محسن رضایی فرمانده ی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روایت می کند:
ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿدﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.
ﺍﺯ 150 ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ، 20 ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ
ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ می ﺷﻮﺩ.

چه خوب مرحوم سید حسن حسینی این شهدای شجاع را توصیف کرده است:
کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت*چون سرو نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت*حیثیت مرگ را به بازی نگرفت
---
خطابم با کسانی است که در فتنه 88 فریاد می زدند "...جانم فدای ایران"؛
کمی با خود بیاندیشید آیا جرئت دارید اینگونه جان خود را فدای ایران کنید؟
شما حرفش را زدید و بسیجیان عمل کردند.
برگرفته از وب لاگ انقلاب سوم

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد
ببین غمگین.
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین
خوابم نمی آید،
بیدارم...
نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:
تورا بیش از همه کس دوست میدارم






مجید دانش خواه در عملیات کربلاى 2 در منطقه حاجعمران به شهادت رسید.
او بعد از آنکه ترکش به سر و پایش اصابت کرد، چند ساعت بیشتر زنده نماند.
البته شاید اگر به موقع به مراکز درمانى منتقل مىشد، زنده مىماند؛
ولى به علت کوهستانى بودن منطقه پیرانشهر و حاجعمران، امکان انتقال
او به عقب وجود نداشت. اعضاى ترکش خوردهاش را پانسمان کردند؛
ولى مرغ روحش در حالى که به خواندن زیارت عاشورا مشغول بود،
به ملکوت پر کشید.» شهید مجید دانش خواه

در غم هجرانت ای گل
اشک بارانم چو شمع




