شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

دلتنگی

دلم ...
انار می خواهد
همان که دلش تنگ میشود
آرام می ترکد
و تو
تازه میفهمی

درونش چه اشکهایی
خون شده
راستی بدجور دلتنگتان شده ام

اسمان



ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ

ﻭﻟﯽ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺳﺖ
ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻮﺩ
وامید به رحمت بی انتهای تو دارد
ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺍﯼ ﺧﺰﺍﻧﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺨﺸﺸﻬﺎ
ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﻘدر کن.

«رفتار من عادى است‎

RoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRose

رفتار من عادى است‎

اما نمى دانم چرا‎

این روزها‎

از دوستان و آشنایان‎

هر کس مرا مى بیند

از دور مى گوید‎

این روزها انگار‎

حال و هواى دیگرى دارى‎

اما‎

من مثل هر روزم‎

 با آن نشانى هاى ساده‎

با همان امضا‎/همان نام‎/وباهمان رفتارمعمولى‎

مثل همیشه ساکت و آرام‎... 

قیصر امین پور

RoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRoseRose

کرکره فضای مجازی


بنام حضرت دوست که هر چه هست از اوست

بگذارید ته مانده های حرفهایم را بریتان بنویسم
♥♥بگذاریدبنویسم از صاحب این دل مرده ی بینوا♥♥
گاهی دلم میخواهد برای همیشه کرکره این فضای مجازی
راپایین بکشم وبرای همیشه عطایش رابه لقایش ببخشم
راستش دراین مدت عمرم که به اینجا امدم شادی وگریه
بغض وغم دوست ودشمن وهمه ضدونقیضین را حس کردم وحال
دوست دارم این فضا را باتمام جلال وجبروتش کناری بیندازم
وکهنه پوستین مجاز را به اهلش واگذارم.
ولی چه بگویم همان عده معدوددوستی که بامن بودند
دراین مدت ،روزنه امیدی است برای ماندن ونوشتن
وباخودچنین زمزمه میکنم که ای دل می روی یا می مانی
انروزترها در جنگ سخت میگفتند میروی یا می مانی
 عده ای رفتن رابرگزیدند وسعادتمند شدند وعده ای ماندند
وبا خاطرات جنگشان دارند دق میکنند.
واینجا فضایی است که حضرت ماه اهمیت انرا
زیاد میدانند وافسران جنگ نرم را تشویق به کار میکند.

نمیدانم ونمیدانم فعلا نفسم درگرودوستانم مانده است
همانهایی که مرا خوب میدانند وهنوزخودم به این حرفشان
اعتمادی ندارم که خوبی ندارم وحتی خودشان نیز در
برهه ای اززمان ازمن بدی دیده اندپس نمیدانم
چرا هنوزبزرگواران مرابه ماندن می خوانند

حضرت عیسی


حضرت عیسی بن مریم 
  

إِنَّ صَاحِبَ الشَّرِّ یُعْدِی وَ قَرِینَ السَّوْءِ یُرْدِی فَانْظُرْ مَنْ تُقَارِنُ. الکافی ،ج2،ص 640
 همانا شخص بدکار بدى وى سرایت کند، و همنشین بد انسان را به لاکت افکند،
پس بنگر با چه کس همنشین گردى
.

سردارشهیدمحمدابراهیم همت



روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و

نه برایش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند

ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد .

شهید محمد ابراهیم همت

صلوات

صحبتی شدکه خداباب نجاتی بفرست

تلخی ذایقه را شاخه نباتی بفرست

می رسد با علم سبز امامت بردوش

ازچه خاموش نشستی صلواتی بفرست.

انتظار




ای معنی انتظار
یک لحظه بایست!
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست.

شهید حاج حسین خرازی




جاى کابل هاروى پشتم مى سوخت.داشتم فکر مى کردم
 «عیب نداره بالأخره بر مى گردى. مى رى اصفهان.
 مى رى حاج حسین رو مى بینى. سرت رو مى گیره لاى دستش،
 توى چشم هات نگاه مى کنه مى خنده، همه این غصه ها
 یادت مى ره...» در را باز کردند، هلش دادند تو.
خوردزمین;زودبلندشد.حتى برنگشت عراقى ها را نگاه کند.
 صاف آمد پیش من نشست. زانوهایش را گرفت تو بغلش.
 زد زیر گریه.گفتم«مگه دفعه اولته که کتک مى خورى؟»
نگاهم کرد. گفت «بزن و بکوبشونو که دیدى.» گفتم
 «خب؟» گفت «حاج حسین شهید شده».   شهید حسین خرازی
منبع : [برگرفته از مجموعه کتب یادگاران |
انتشارات روایت فتح | فاطمه غفاری]

برف

مانده تا برف زمین آب شود

مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه ی چتر

ناتمام است درخت

زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد...

اندوه




نه تو می مــانی و نه انــدوه
 و نه هیچیـــــک از مردم ایــــن آبادی...
به حباب نگـــــران لب یک رود قســــم،
 و به کوتاهــــی آن لحظه شـــــادی که گذشت،
غصــــه هم می گــــذرد،
آنچنــــانی که فقط خاطــــره ای خواهـــد ماند...
لحظه ها عریاننــــد.
به تن لحظـــه خود، جامه انــدوه مپوشان هرگــــز...

سردار خیبر



سر تا پاش خاکی بود. چشم‌هاش سرخ شده بود؛
از سوز سرما. دو ماه بود ندیده بودمش. -
حداقل یه دوش بگیر، یه غذایی بخور. بعد نماز بخون.
 سر سجاده ایستاد. آستین‌هاش را پایین کشید و گفت
 «من با عجله اومدم که نماز اول وقتم از دست نره.»
 کنارش ایستادم. حس می‌کردم هر آن ممکن است بیفتد
 زمین. شاید این‌جوری می‌توانستم نگهش دارم.
   شهید ابراهیم همت
منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران
| انتشارات روایت فتح | مریم برادران

خورشید پشت ابر



کی می شود بیایی واز پشت ابرها

خورشید های تازه بیاری برای ما
آقا اگر نیایی وبالی نیاوری
از دست میرود سفر کربلای ما

عشق


نیلوفر پیچ

میدانی؟
آدمهای ساده،
ساده عشق میورزند،
ساده صبوری میکنند،
اماسخت دل میکنند،
وقتی دل میکنند،
"جان میدهند."

ازار



فقط وفقط یک چیزی گاهی بدجور ازارم میدهد

گاهی حرفی به تو میزنندووقتی ناراحت می شوی

از ان حرفشان یک دلیل میاورندومیگویندزودرنج هستی

وبه راحتی یادشان می رودکه خودشان

انقدر بد حرف زده اند

که ناخوداگاه طرف مقابل رادرگوشه رینگ گیرکشیده اند

وانچنان زده اندکه دیگر رمقی برای طرف مقابل نمانده است

ووقتی به زمین می افتد طرف مقابلشان میگویند

چقدر زود رنجی

یا به راویت نزدیک تر بگویم با دوانگشت

به چشم طرف مقابل زده اند

وبعد میگویند مگر درد دارد مگر کور می شود.

میدانم ومیدانم اگر به همان مقداربه

انها زخم زده شود در همان سطح

دیگر چیزی بنام دوستی بین طرفها نیست

پس خودتان را گاهی قضاوت کنید

رفع نیاز مومنان

حضرت امام صادق علیه السلام:   قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ حِجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ .امالی صدوق، ص237
 رفع نیاز مومن بهتر از یک حج مقبول است.

تصویری از خودم خواهشا کسی ذخیره نکنه ناراحت میشم حق الناس به گردنم دارین رمزش اینه:123456789

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

وصیت نامه


من چه باید وصیت کنم تا حق تمام مردم را اداء کرده باشم ،

 الا وصیت بر حفظ اسلام و شناخت فرهنگ آن و دل را با غلتیدن

در برنامه‌هاى مکتب به اطمینان رساندن؟
شهید حمید صالح نژاد

فراق




در این فراق تا که ببینی چه می کشیم


بگذار چشمهای خودت را به جای ما


موعود خانواده کی از راه می رسی


کی مستجاب می شود "آقا بیای ما" ؟

دلم یه کوچه میخواهد بی بن بست



دلم یک کوچه می خواهد...
بی بن بست...
وبارانی نم نم...
واویی که کمی وتنها کمی
درکم کند

فتنه گران

عکسی که پس از سی سال مجوز انتشار پیدا کرده است نشان دهنده ی
 بازی عاشقانه ی بسیجیان روح الله با مرگ است.اما ماجرا چیست؟

محسن رضایی فرمانده ی وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روایت می کند:

ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿدﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

ﺍﺯ 150 ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ، 20 ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ و ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ

ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ می ﺷﻮﺩ.

چه خوب مرحوم سید حسن حسینی این شهدای شجاع را توصیف کرده است:

کس چون تو طریق پاکبازی نگرفت*چون سرو نشان سرفرازی نگرفت

زین پیش دلاورا کسی چون تو شگفت*حیثیت مرگ را به بازی نگرفت

---

خطابم با کسانی است که در فتنه 88 فریاد می زدند "...جانم فدای ایران"؛

کمی با خود بیاندیشید آیا جرئت دارید اینگونه جان خود را فدای ایران کنید؟

شما حرفش را زدید و بسیجیان عمل کردند.

برگرفته از وب لاگ انقلاب سوم

سلام بر عشق


رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب، لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد

ببین غمگین.
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین
خوابم نمی آید،
بیدارم...
نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:
تورا بیش از همه کس دوست میدارم

عملیات کربلای2


مجید دانش خواه در عملیات کربلاى 2 در منطقه حاج‏عمران به شهادت رسید.

او بعد از آنکه ترکش به سر و پایش اصابت کرد، چند ساعت بیشتر زنده نماند.

البته شاید اگر به موقع به مراکز درمانى منتقل مى‏شد، زنده مى‏ماند؛

ولى به علت کوهستانى بودن منطقه پیران‏شهر و حاج‏عمران، امکان انتقال

او به عقب وجود نداشت. اعضاى ترکش خورده‏اش را پانسمان کردند؛

ولى مرغ روحش در حالى که به خواندن زیارت عاشورا مشغول بود،

به ملکوت پر کشید.‌»   شهید مجید دانش خواه

منبع : راوى: محمدرضا ثابتى، ر. ک: شکوفه‏هاى بوستانى از بهشت، ص 48 و 49

غم هجران

در غم هجرانت ای گل اشک بارانم چو شمع
سوگوار و قلب چاک و سینه سوزانم چو شمع
درس شعر اموختم از مکتب عشقت بیا
در فراق روی ماهت چشم گریانم چو شمع

وصیت نامه



کافی نیست انسان ستمگر نباشد بلکه لازم است از ستمدیدگان نیز دفاع کند
 
شهید بهنام یوسفی

عصر عاشورا




ذوالجناحا! عصر ما چون عصر عاشورا مباد


دشت را گشتی بزن، بنگر سوار ما چه شد؟

باز ای موعود! بی تو جمعه ای دیگر گذشت

بی قراری کشت ما را، پس قرار ما چه شد؟

وصیت نامه


کاری را انجام دهید که موجب خشنودى قلب امام زمان (عج) گردد. شهید غلامرضا عقیقى