شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

امام خمینی ره

 امامى که ما داریم، روش عمل کردن به قرآن را به ما آموخت.

شهیدسیدمهدى رضوى

یا اباصالح

ابا صالح مـــرا با روسیــــاهی .... به خود راهم بده با یک نگاهی
ابا صالح فقیــــرم من فقیـــرم ..... بده دستی که دامانت بگیـــرم

شهیدو نقش گردنبند

بعد از شهادت محمدحسن، آقایی به خانه ما آمد و گفت: شهید ابراهیمی

مرا هدایت کرد و همیشه به ایشان مدیونم. اسمش یوسف بود. گردن‌بندی داشت با نقش

شمشیر امام علی علیه‌السلام که رویش نوشته شده بود: لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار.

می‌گفت شهید آن را به او هدیه داده است. گردن‌بند را به فاطمه داد و گفت یادگاری پدرش،

بهتر است پیش خودش باشد.

  شهید شیخ محمد حسن ابراهیمی (رایزن فرهنگی ایران در گویان که بدستور سیا سلاخی شد )

منبع : برگرفته ازسخنان همسر شهید به نقل از پایگاه حی علی الجهاد

شهید محمدجوادمیری

امام زمان عج منتظر شماست که شما را بشناسد.

قلب خود را پاک کنید و همچنان محکم و استوار بر عقیده

و ایمان خود باشید و زمان را برای ظهور حضرتش

آماده و مهیّا سازید. شهید محمدجواد میری

اباصالح المهدی ادرکنی

ابا صالح دلــــم سامان نـــدارد.... مگر هجر تــو را پایـــان نـــدارد
ابا صالـــح بیـــا دردم دوا کــن..... مرا از دیدنـــت حاجــت روا کن

عشق


دلـــت کـه گـرفــت، دیگر مـنـتِ
زمیـــن را نــکـش!
راهِ آسمـان بـاز است...
پر
بکش!
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را می‌خواند

   اى که گریزگاهى نیست جز بسوى او
 اى که پناهگاهى نیست جز بسوى او اى که مقصدى نیست

جز درگاهش اى که راه نجاتى از (عذاب و قهر) او

نیست جز خود او اى که رغبت و اشتیاقى نباشد جز به

درگاه او اى که جنبش و نیرویى نیست مگر بوسیله او اى

که کمک نجوید جز به او اى که توکل نشود جز بر او اى که

امیدوار نتوان بود جز به او اى که پرستش نشود جز او


دعای جوشن کبیر


خدایا مدتی است که دیگر منت زمین وزمینیان را نمیکشم

مدتی است که متوجه اسمانت شده ام

مدتی است که عشق را اززمینیان گدایی نمیکنم

خدایا فهمیده ام که عشق انجایی است که تو میگویی

نه انجایی که خاکیان مثل خودم در صدد گفتنش هستند

وهرکسی بنوعی میگوید ومرا از خود بازداشته اند

بر چهره دلربای مهدی صلوات

 




بر چهره دلربای مهدی صلوات

برجذبه هر نگاه مهدی صلوات


ما را نبود چو هدیه ای لایق دوست

بر سجده هر نماز مهدی صلوات







شهدا


بهش گفتیم:
چرا برنمی‌گردی عقب با این همه
ترکش هایی که توی تن ات داری؟؟؟؟

می‌گفت: آدم برای این خرده‌ ریزها که برنمی‌گرده .

ترکش باید اندازه لیوان باشه تا
 آدم خجالت نکشه بره عقب.

روی خاکریزنشسته بود،که یه خمپاره خوردکنارش

آخرسرهم با یکی ازهمین ترکش‌های لیوانی رفت.

عقب نه،

بهشت.....

خانه ای پر دوست


من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پردوست

 کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینندآرام

 گل بگو گل بشنو

 هرکس می خواهدواردخانه ی پرعشق وصفایم گردد

یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند

 شرط وارد گشتن شست وشوی دلهاست

 شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست

 بر درش برگ گلی می کوبم

 روی آن با قلم سبز بهار می نویسم

  ای یار خانه ی ما اینجاست

تا که سهراب نپرسددیگر خانه ی یارکجاست؟؟!!

رفتن دست توست

 پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمی‌دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می‌دانم

که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمان (علیه السلام) قرار دهی و آنقدر

با دشمنان قسم خورده‌ات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.

امیرسپهبد شهید علی صیاد شیرازی

مهدی جان


مهدے جان!
هر زمان که مے گوییم

"العجل یا مولای یا صاحب الزمان"

زمزمه هایت را میشنوم که میگویے:

صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم

شعر من حضرت هابیل شود مے آیم
قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست
دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم

اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم

رگبار انتظار



بر جوهر اصالت او شک کنم که زد

نقش حرامخانه انکار انتظار
دارد نماز عشق وضویی زجنس دل
رعد ولایت است و بارش رگبار انتظار

مولای خوبیها

مولای خوبی ها بیا تا نترسم
از اینکه این همه دلتنگی شاید مقدمه ای
 باشد برای فراموش کردن تو 
خودت میدانی که بی نگاه مهربان تو
 فقط مردابی هستم در انتطار جاری شدن 
گویی تمام بعداز ظهر های پنجشنبه
این سو وان سو بی هدف می روم شاید
بتوانم تا فردا تاب بیاورم 
فردایی که تو باشی 
دنیایی که لذت دلتنگی تو دران
نباشد پراز حسرت است 
مولایم مرا پاس بدار تا بی تو نباشم 
بی تمام دلواپسی ها برای آمدنت

هادی جان


انقدر برام زود گذشت که فراموش کردم
 نبودنت را
هادی جان خیلی دوستت دارم

زندگی زیباست


زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تر است ،

سلامت تن زیباست اما پرنده عشق ، تن را قفسی میبیند

که در باغ نهاده باشند . شهید سید مرتضی آوینی

شهادت امام کاظم علیه اسلام



امام کاظم علیه السلام چگونه به شهادت رسیدند؟

شهادت امام کاظم علیه السلام در ۲۵ رجب سال ۱۸۳
 در بغداد و زندان سِندی بن شاهک رخ داد. پس از
 شهادت امام علیه السلام، سِندی دستور داد جنازه
امام را روی پل بغداد نهادند و به مردم اعلام کرد که
به مرگ طبیعی از دنیا رفته است. (1)این در حالی است
 که شواهد فراوانی بر شهادت امام در منابع وجود دارد.
در باب چگونگی شهادت امام کاظم علیه السلام نقلهای
 متفاوتی است. بیشتر تاریخ نویسان قائل به مسمومیت امام
  شده و یحیی بن خالد و سندی بن شاهک
را قاتل او معرفی می کنند. (2)

1. شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۲۱۵.
2. باقر شریف قرشی،
 حیاه الامام موسی بن جعفر ، ج ۲، ص ۵۰۸ - ۵۱۰.

دیوارانتظار

با درهم نیاز خریدار ناز شو
راهت مباد ورنه به بازار انتظار
خورشید را ز جهل مشو طالب ثبوت
ای خوش نشین سایه دیوار انتظار!

شهید حاج مهدی باکری



توى آبادان رفته بود جبهه فیاضیه، شده بود خمپاره انداز. شهید شفیع زاده دیده بانى مى کرد
و گرا بهش مى داد، او هم مى زد. همان روزهایى که آبادان محاصره بود. روزى سه
تا گلوله خمپاره صد و بیست هم بیشتر سهمیه نداشتند. اینقدر مى رفتند جلو تا مطمئن شوند
 گلوله هایشان به هدف مى خورد. تعریف مى کردند، مى گفتند «یک بار شفیع زاده با بى سیم
گفته بوده یه هدف خوب دارم. گلوله بده.» آقا مهدى بهش گفته بود
«سه تامون رو زدیم. سهمیه امروزمون تمومه.»   شهید مهدی باکریمنبع : کتاب باکری انتشارات روایت فتح

سوختگان

الهی! اگر جز سوختگان را به ضیافت الهی نمیخواهی، مارا بسوز،

آنچنان که هیچکس را اینگونه نسوخته باشی. سید مرتضی آوینی

یا اباصالح




شستِ بریده آیت بُهت نگاه بود


نادیده گشته ایم، خریدار انتظار


با صد چراغ خفته نبیند جمال یار


شب گشته، نور دیده بیدار انتظار

شهید همت ونماز

محکم و راست می ایستاد و چشم از مهر بر نمی داشت . بی اعتنا به آن همه سرو صدا ،

آرام و طولانی نماز می خواند .توی قنوت ،دست‌هاش را از هم باز نگه می داشت؛

همان جور که بین دو نماز دعا میکرد و بچه ها آمین می گفتند. چفیه‌اش را روی

صو رتش انداخته بود.توی تاریکی سنگر ،بین بچه ها نشسته بود و دعا می خواند.

کم پیش می آمد حاجی وقتی پیدا کند و توی مراسم دعای دسته جمعی شرکت کند .

پشت بی‌سیم می خواستندش .دلمان نمی آمد از حال درش بیاوریم.ولی مجبور بودیم.

  شهید ابراهیم همت

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مریم برادران

بنده

"ما هنوز جزو هدایت نیافتگانیم به این دلیل که تعبد ما نسبت به شیطان خیلی بیشتر است.

در نمازهایمان سست، در انجام فرائض سست، اصلاً در اصل بندگی ضعیف هستیم.

اگر بنده واقعی او باشیم لذتی بالاتر از آن نیست. به شما سفارش می‌کنم

که عبد خدا باشید نه غیر. شهیدسید محمد جواد امامیان