
حالا حالا قهرمانیم



ابا صالح مـــرا با
روسیــــاهی .... به خود راهم بده با یک نگاهی
ابا صالح فقیــــرم من فقیـــرم
..... بده دستی که دامانت بگیـــرم
بعد از شهادت محمدحسن، آقایی به خانه ما آمد و گفت: شهید ابراهیمی
مرا هدایت کرد و همیشه به ایشان مدیونم. اسمش یوسف بود. گردنبندی داشت با نقش
شمشیر امام علی علیهالسلام که رویش نوشته شده بود: لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار.
میگفت شهید آن را به او هدیه داده است. گردنبند را به فاطمه داد و گفت یادگاری پدرش،
بهتر است پیش خودش باشد.
شهید شیخ محمد حسن ابراهیمی (رایزن فرهنگی ایران در گویان که بدستور سیا سلاخی شد )
منبع : برگرفته ازسخنان همسر شهید به نقل از پایگاه حی علی الجهاد

امام زمان عج منتظر شماست که شما را بشناسد.
قلب خود را پاک کنید و همچنان محکم و استوار بر عقیده
و ایمان خود باشید و زمان را برای ظهور حضرتش
آماده و مهیّا سازید. شهید محمدجواد میری

ابا صالح دلــــم
سامان نـــدارد.... مگر هجر تــو را پایـــان نـــدارد
ابا صالـــح بیـــا دردم
دوا کــن..... مرا از دیدنـــت حاجــت روا کن
دلـــت کـه گـرفــت، دیگر مـنـتِ
زمیـــن را نــکـش!
راهِ آسمـان بـاز است...
پر
بکش!
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند
اى که گریزگاهى نیست جز بسوى او
اى که پناهگاهى نیست جز بسوى او اى که مقصدى نیست
جز درگاهش اى که راه نجاتى از (عذاب و قهر) او
نیست جز خود او اى که رغبت و اشتیاقى نباشد جز به
درگاه او اى که جنبش و نیرویى نیست مگر بوسیله او اى
که کمک نجوید جز به او اى که توکل نشود جز بر او اى که
امیدوار نتوان بود جز به او اى که پرستش نشود جز او
دعای جوشن کبیر
خدایا مدتی است که دیگر منت زمین وزمینیان را نمیکشم
مدتی است که متوجه اسمانت شده ام
مدتی است که عشق را اززمینیان گدایی نمیکنم
خدایا فهمیده ام که عشق انجایی است که تو میگویی
نه انجایی که خاکیان مثل خودم در صدد گفتنش هستند
وهرکسی بنوعی میگوید ومرا از خود بازداشته اند
بر چهره دلربای مهدی صلوات

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پردوست
کنج هر دیوارش دوست هایم بنشینندآرام
گل بگو گل بشنو
هرکس می خواهدواردخانه ی پرعشق وصفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتن شست وشوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار می نویسم
ای یار خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسددیگر خانه ی یارکجاست؟؟!!
پروردگارا! رفتن در دست توست، من نمیدانم چه موقع خواهم رفت، ولی میدانم
که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمان (علیه السلام) قرار دهی و آنقدر
با دشمنان قسم خوردهات بجنگم تا به فیض شهادت برسم.
امیرسپهبد شهید علی صیاد شیرازی
مهدے جان!
هر زمان که مے گوییم
"العجل یا مولای یا صاحب الزمان"
زمزمه هایت را میشنوم که میگویے:
صبر کن چشم دلت نیل شود مے آیم
شعر من حضرت هابیل شود مے آیم
قول دادم که بیایم به خدا حرفے نیست
دل به آیینه که تبدیل شود مے آیم
اللهم صل علی محمدوآل محمد وعجل فرجهم





زندگی زیباست اما شهادت از آن زیبا تر است ،
سلامت تن زیباست اما پرنده عشق ، تن را قفسی میبیند
که در باغ نهاده باشند . شهید سید مرتضی آوینی

با درهم نیاز خریدار
ناز شو
راهت مباد ورنه به بازار انتظار
خورشید را ز جهل مشو طالب ثبوت
ای
خوش نشین سایه دیوار انتظار!
الهی! اگر جز سوختگان را به ضیافت الهی نمیخواهی، مارا بسوز،
آنچنان که هیچکس را اینگونه نسوخته باشی. سید مرتضی آوینی

محکم و راست می ایستاد و چشم از مهر بر نمی داشت . بی اعتنا به آن همه سرو صدا ،
آرام و طولانی نماز می خواند .توی قنوت ،دستهاش را از هم باز نگه می داشت؛
همان جور که بین دو نماز دعا میکرد و بچه ها آمین می گفتند. چفیهاش را روی
صو رتش انداخته بود.توی تاریکی سنگر ،بین بچه ها نشسته بود و دعا می خواند.
کم پیش می آمد حاجی وقتی پیدا کند و توی مراسم دعای دسته جمعی شرکت کند .
پشت بیسیم می خواستندش .دلمان نمی آمد از حال درش بیاوریم.ولی مجبور بودیم.
شهید
ابراهیم همت
منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مریم برادران

"ما هنوز جزو هدایت نیافتگانیم به این دلیل که تعبد ما نسبت به شیطان خیلی بیشتر است.
در نمازهایمان سست، در انجام فرائض سست، اصلاً در اصل بندگی ضعیف هستیم.
اگر بنده واقعی او باشیم لذتی بالاتر از آن نیست. به شما سفارش میکنم
که عبد خدا باشید نه غیر. شهیدسید محمد جواد امامیان