شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

شهادت


♥♥♥♥▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬ ♥♥♥♥
  حضرت ماه:

شهادت، مرگ انسانهاى زیرک و هوشیار است.

♥♥♥♥▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬ ♥♥♥♥


راه حسین علیه السلام


اگر امروز حسین (علیه السلام ) نیست راه او هست. شهیدهادی جوادی

یا اباصالح

به روی ندیده ات قسم چشمان عاشقم در

پی واژه ای می گردند تا نامت را صدا کنند

اما چه کند واژه ها و چه بی معناست

هر واژه ای در برابر معنای وجودت ...

از مهربانی « م » می چینم ...
از هدایت « ه » را ...

بوی ناب بهشت


بـوی ِناب"بهشـت"میدهد همـۀ
"نامهای"قشـنگ ِ"تــو"

میگذارمشان روی
 ِزخمهای "دلم"

گفـته بـودی "اَلجَّبار"

یعنی کسی کـه"جُـبران مــیکند
"همـۀ شکستگـیهایِ "دلت" را

گفـــــته بودی "اَلمُصَـوِّر"

یعنی کسی کــه از "ُ نومـیسـازد
 " همۀ آنچه را" ویـران "شـده اسـت
درون ِ "دلت"

گفــته بـودی"الشّـافـی"

یعنی کسی کـــه"شِفا" مـیدهد
 تمام " زخمهـایِ عمیق"و"ناعـلاج"را

هـوای ِ"دلم" سبک میشود
 بــازمزمه نامهایِ زیبایت

نَفـس میکشــم درهوایِ
"مهربانیهـایِ نابت"

علی ابن موسی الرضا علیه الاف تحیه والثنا


♡کنار سفره که بودیم حرف مشهد شـد

♡ وزید بوی خراسان و ناگـهان رد شد

♡ دوباره یـاد غریب آشـنا و شـوق حرم

♡ و سیل اشک که در پشت پلکها سد شد

حدیث



حضرت رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم:
  
خُلِقتُ أنَا وعَلِیُّ بنُ أبی طالِبٍ مِن نورٍ واحِدٍ ، نُسَبِّحُ اللّهَ یَمنَةَ العَرشِ
قَبلَ أن یُخلَقَ آدَمُ بِأَلفَی عامٍ؛ علل الشرائع ، ص ۱۳۴ ،ح ۱

 من و على بن ابى طالب از یک نور آفریده شده ایم و دو هزار سال
پیش از آن که آدم آفریده شود، در سمت راست عرش،تسبیح خدا مى کردیم.

صدای ناز می اید


صدای ناز می آید.​
صدای کودک پرواز می آید.​
صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.​
معلم در کلاس درس حاضر شد.​
یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا.​
همه بر پا،چه بر پایی شده بر پا.​
معلم نشعتی دارد، معلم علم را
 در قلب می کارد، معلم گفته ها دارد.
 
ادامه مطلب ...

خاطره

سه شبانه روز در منطقه عمومی سومار سرگردان بودیم . از هر طرف که می رفتیم ،

می خوردیم به نیروهای دشمن . چون نمی خواستیم درگیر شویم ، خودمان را مخفی می کردیم .

در این مدت سختی زیاد کشیدیم ، ولی سخت ترین چیز دیدن جنازه شهدا و مجروحین بود .

در این میان چند بار به چشم خودمان دیدیم که عراقی ها با کمک لودر و بولدورزر

گودال بزرگی می کندند و همه جنازه ها را می ریختند داخلش و رویشان خروارها

خاک می ریختند و خیلی سخت بود که شاهد زنده به گور شدن

بچه های مجروح هم باشیم .   به یاد شهدای زنده به گور شده

منبع : برگرفته ازپایگاه منبرک

عمل خوب


اگر اعمالتان خوب باشد، عاقبت شما هم خوب خواهد شد.

پس به یاد خدا باشید. شهیدعباسعلى آورجه

یا مهدی




بخوانید یاران، همه دلداران
سرود هم عهدی در فراق جانان
می خوانم هر شب، شعر هم عهدی
شب جمعه منم و ذکر یا مهدی

نماز اول وقت

مرحوم آیت الحق سید علی قاضی طباطبائی

(استاد آیت الله العظمی بهجت و علامه طباطبائی):

کسی که نمازش را اول وقت بخواند و

به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند.

ظاهر وباطن


حضرت علی (علیه السلام) :

بدان که هر ظاهری باطنی متناسب
با ظاهر خود دارد !آنچه ظاهرش پاکیزه
 است باطنش نیز پاکیزه است ! و آنچه
 ظاهرش پلید است باطنش نیز پلید است ...!

ایه هفت سوره عنکبوت


وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ لَنُکَفِّرَنَّ

عَنْهُمْ سَیِّاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِى کاَنُواْ یَعْمَلُونَ

و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند،

گناهان آنان را می‏پوشانیم (و می‏بخشیم) و آنان را به بهترین اعمالی

که انجام می‏دادند پاداش می‏دهیم.

مادرشهید صیاد شیرازی


وقتی زنگ می زدم و می خواستم به خانه شان بروم، موقع برگشت مرا تا پله های هواپیما

همراهی می کرد و سپس خودش به محل کارش که در میدان توپخانه بود، راهی می شد.

وقت اذان، سجاده را پهن می‌کرد، کفش هایم را جفت می کرد،

رختخوابم را پهن و جمع می کرد.   صیاد شیرازی

منبع : شاهد یاران/ روایت مادرش

ناراحتی


اگر از دست کسی ناراحت شدید، دو رکعت نماز بخوانید، بگویید:

خدایا! این بنده تو حواسش نبود، من گذشتم. تو هم از او بگذر ...

شهید حسن باقری

ارزو


همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه

زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

شهید احمدی روشن


کار همیشگی اش بود. هر وقت دلش تنگ میشد دستمو
می گرفت و با هم می رفتیم بهشت زهرا (س)..اول
می رفتیم قطعه اموات و چند دقیقه بین قبر ها
 راه می رفتیم؛ بعد می رفتیم سرمزارشهدا..می گفت:
اینجا رو نگاه کن،اصلااحساس می کنی این شهدامرده ان؟
اینجا همون حسی رو داری که تو قطعه اموات داری؟
بالا سر مزار بعضی از شهدا می ایستادوسنشون رو
حساب می کرد.می گفت: اینایی که می بینی،همه نوزده،
 بیست ساله بودن. ماها رسیدیم به سی سال.خیلی دیر شده؛
اصلا تو کتم نمی ره که بخوان ماروقطعه مرده هادفن کنند...
 از سوز صداش معلوم بود که مدت هاست حسرت
 شهادت رو به دل داره..

خوشبختی

 

خوش بختـی یعنی قلـب پـدرت بتپد 

پــــایــــان

و امر کرد پروردگارتو که بندگی مکنید

مگرخدا را ونسبت به پدرومادرنیکی و

مهربانی کنید(سوره اسراء-ایه۲۳)

نظم


یک روز افسر عراقی دستور داد با بلدوزر گودالی بکنند چند اسیر را داخل آن کنند

و روی بدنشان تا گردن خاک بریزند و مدتی در آن گودال نگه دارند. اسرا به

خاطر این کارش بهش لقب سروان بلدوزر دادند. یک روز موقع آمار آمد وشروع کرد

به تهدید، حاج آقای ابوترابی توی صف نبود و ما همه نگران بودیم که با لباس خیس

از حمام بیرون آمد. سروان از نگهبان پرسید: این کیه؟ گفت: ابوترابیه، شیخ اسرا همه

فکر می کردیم الان که حاج آقا برسد افسر به او توهین می کند، با غضب به حاج

آقا نگاه می کرد . وقتی حاج آقا نزدیکش رسید چند جمله به عربی با او حرف زد.

جاذبه کلامش طوری بود که آن افسر خشن را تحت تاثیر قرار داد. در اوج ناباوری

همه برگشت و به ما گفت: همگی نظم را از این شیخ یاد بگیرید. بعد به درجه دار

تحت امرش گفت: هرچه ابوترابی بگوید انگار من گفتم، از او حرف شنوی داشته باش.

  حجت الاسلام سید علی اکبر ابوترابی

منبع : برگرفته از پایگاه ابوترابی

زنده نگه داشتن انقلاب


اکنون بر ماست که در حفظ استقلال کشور و زنده

نگهداشتن این نهضت بکوشیم. شهیدفردین فتح‌اللهی

کاش می شد


کاش میشددیده ناقابل مافرش کیسوی تو می شد
کاش میشدانتظارمنتظربپایان رسدوهوا میزبان

یاس ها ونسترن ها خاک پای مهدی زهرا شود

کاش میشدتوهم ازانتظارخسته شوی وبرای فرج دعاکنی
کاش میشد...

داستان کوتاه امام جواد


دلش می‌خواست یکی از لباس‌های امام را بگیرد

برای تبرک، اما خجالت می‌کشید بگوید.

حتی نامه نوشت، اما نامه را نفرستاد.

 ناامید شد داشت بر می‌گشت شهر خودش که

کسی از پشت صدایش زد. برگشت.

غلام امام بود.

گفت:

“این لباس را آقا برایت فرستاده.”


همچون آب…


آب تماشایی است چه وقتی که فواره می شود و بالامی رود، چه وقتی

که آبشار می شود و فرو می ریزد،چه وقتی هم که در جوی یا نهری جاری می شود.

صدای آب خیلی آرام بخش است و به انسان آرامش می دهد به شرطی که آب صاف و زلال باشد.

آبی که گل آلود هست اصلا تماشایی نیست. وقتی که سیل آب می آید و گل آلود است هیچ

تماشایی ندارد، صدای خوشی هم ندارد. صدای آب گل آلود نه تنها به شما آرامش نمی دهد

بلکه خیلی هم کسل کننده و خسته کننده است.

انسانها هم دقیقا مثل آب هستند و چنین تقسیم بندی دارند.

بعضی از آنها زلال و صاف هستند و یک صفایی دارند. 

  ادامه مطلب ...

صیاد دلها


در خانه با بچه‌ها مثل پدر رفتار می‌کرد.

به همه می‌گفت: " لباس‌هایتان را خودتان بشویید

و اتو کنید تا مادر فقط برایتان غذا درست کند.

او مسئول انجام کارهای شما نیست‌. خسته می‌شود. "

در درس دادن و کمک علمی در خانه هم زبانزد بود.

برادر دومش ‌وقتی که تا کلاس ششم خواند،

دیگر نمی‌خواست ادامه تحصیل دهد و پدرش

او را به مکانیکی ‌فرستاد. یک روز که با لباس

روغنی به خانه آمد، گفت ‌که دوستانش با

او سرسنگین هستند و ناراحت شد و تصمیم گرفت

دوباره به مدرسه برگردد. وقتی علی متوجه

این موضوع شد، به برادرش دلداری داد که

ناراحت نباشد. آن زمان خودش در حال ورود

به دانشکده افسری بود و سه ماه از ثبت نام

کلاس‌های دبیرستان گذشته بود، ولی او به

برادرش قول داد که برادرش را برای

امتحان ورودی آماده کند.  صیاد شیرازی

منبع : شاهد یاران / روایت مادرش

صیاد شیرازی

"چه حالتی بهتر از اینکه آدمی حزن و اندوه حوادث گذشته و ترس

و خوف از وقایع آینده را نداشته باشد. و این نمی شود مگر به فرموده ی

قران کریم « بلی من اسلم وجهه الله و هو محسن فله

اجره عند ربه ولا خوف علیهم و لا هم یحزنون»

شهید علی صیاد شیرازی