شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

سیف منتقم

تویى، تو نور محمّد، تو جلوه اى ز على
تو سیف منتقمى، عدل پایدار بیا!

زاشک و خون دل، این خانه شستشو دادیم
بیا به مشهد عشّاق بى قرار! بیا!

دلتنگی


کاش در دیوار دلم
به سمت حرمت پنجره ای بود ..
کاش فاصله ام تا حرمت برای رفع دلتنگی ؛
اندازه ی یک پنجره بود
دلتنگم .. همین

یادمان باشد


تصاویر زیباسازی نایت اسکینتصاویر زیباسازی نایت اسکین

یادمان باشد به دل کوزه ی آب،

که بدان سنگ شکست
بستی از روی محبّت بزنیم!

تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزند

آبرویش نرود!

یادمان باشد فردا حتما،

ناز گل را بکشیم
حق به شب بو بدهیم
و نخندیم دیگر
به ترکهای دل هر گلدان!
و به انگشت نخی خواهیم بست،
تا فراموش نگردد فردا

زندگی شیرین است
!

زندگی باید کرد.
و بدانم که شبی،
خواهم رفت
و شبی هست که نباشد پس از آن،فردایی

روضه خوان

روضه خوان گفت تورا کرببلا خواهم برد...
هرکه دارد هوس خون جگری یعنی چه؟؟؟
اما بعد..
تو بیاد ترجمه کن سینه ودریعنی چه؟
صلی الله علیک یا فاطمه الزهرا

هوالجبار

انکسار و اخبات مرحله‌ى وصال و لقاء است. و همین است که گناه رنج‌آور، از خوبى غرور آفرین، بهتر است. 


تو هنگامى که ذلت و شکست گناه را بر صورت کودک خودت مى‌بینى، 

دیگر بر او فریاد نمى‌کشى، گرچه چینى قیمتى را شکسته باشد؛ 

که از او دلجویى مى‌کنى و بر او مى‌بخشى؛ 

که امام سجاد (ع) در وداع ماه رمضان مى‌فرماید:

 «اللّهُمَّ اجُرْنا عَلى ما اصابَنا مِنَ التَّفْریطِ» . 

خداوندا! ما را بر آنچه کوتاهى کرده‌ایم، پاداش و اجر بده. 

پاداش بر تفریطها و کوتاهى‌ها، در همین فضاى انکسار و اخبات معنى مى‌دهد؛ 

چون تو سرزنش مى‌کنى تا متوجه شود و بیدار شود و باز گردد، 

پس آنجا که بیدار شده و خودش را محکوم کرده،

 دیگر حتى سرزنش و توبیخ، ضرورتى و شاید حکمتى نداشته باشد. 

و از حکیم کریم، و حلیم رحیم، دور است که این گونه شکسته را بکوبد و سوخته را بسوزاند.

 که عنایت او جابر شکسته‌هاست و او جبار است و جبران مى‌کند»

برگرفته ازکتاب «روزهای فاطمه سلام الله علیها» نوشته ی «علی صفایی حائری» 

انتظار


عمری به انتظار نشستم، نیامدی

دل را به روی غیر تو بستم، نیامدی
ای خضر راه گم شدگان در مسیر عشق
چشم انتظار هر چه نشستم، نیامدی

زیارت افتاب

 هیچ کس بی آنکه سعی کند به زیارت آفتاب نخواهد رفت شهید سعید جان بزرگی

یا فاطمه

در سرش خیره سری فکر خیانت دارد
دست سنگین کسی میل جنایت دارد 

یک نفر نیست بگوید مزن این قدر لگد
پشت در حضرت زهراست خجالت دارد 

همه جز چند نفر بنده شیطان شده اند 
میخ در هم به علی قصد خیانت دارد 

دود از چادر زهرا به ثریا رفته 
آسمان باز از این خاک شکایت دارد 

فاطمه سوخت ولی باز دم از حیدر زد 
شیعه شیر خدا غیرت و همت دارد
 
این که این گونه تن فاطمه را لرزانده 
عقده از واقعه عید ولایت دارد 

سوخت در تا که به قنفذ برسد سهمیه ای 
چه قدر خانه خورشید کرامت دارد

شرافت

هیچ شرافتی بالاتر از تسلیم بودن در مقابل خدا نیست. شهید محمد کمالی

خاطره




ماشین، جلوى سنگر فرمان دهى ایستاد. آقا مهدى در ماشین را باز کرد. ته ایفا یک
افسر عراقى نشسته بود. پیاده اش کردند. ترسیده بود. تا تکان مى خوردیم، سرش را
با دست هایش مى گرفت. آقا مهدى باهاش دست داد و دستش را ول نکرد. پنج شش
متر آن طرف تر. گفت برایش کمپوت ببریم. چهار زانو نشسته بودند روى زمین و عربى
حرف مى زدند. تمام که شد گفت «ببرید تحویلش بدید.» بى چاره گیج شده بود. باورش
 نمى شد این فرمان ده لشکر باشد تا ایفا از مقر برود بیرون، یک
 سره به مهدى نگاه مى کرد.   شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

ساعت عمر



ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت

دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

بعد شهدا

ساقی جبهه،سبو بر لب هر مست نداد
نوبت ما که رسید میکده را بست، نداد

حال خوش بودکنار شهدا، آه دریغ
بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

یا ین الحسن

یابن الحسن؛

درد بی درمان شنیدی؟
حال من یعنی همین...

بی تو بودن درد دارد؛
می زند من را زمین...

بوی انتظار

بر مشامم میرسد هر جمعه بوی انتظار

بر دلم ترسم بماند آرزوی وصل یار


تشنه ی دیدار یارم معصیت مهلت بده


تا بمیرم در رکابش با کمال افتخار

اسمان هشتم

سلام آسمان هشتم

کبوتر می‌گفت: عاشق آسمان است! 

اما همیشه روی گنبد تو می‌نشست... ‌ 

آسمانی‌تر از شما مگر پیدا می‌شود؟

 سلام آسمان هشتم امام رضا جان!

مد روز


                                                                                     اشتباه می کنند
این روزها نه مانتوهای تنگ و جلو باز مد است
نه ساپورت های رنگاوارنگ
نه انواع شلوارهای پاره
و مدل های مو
و نه روابط نا مشروع و دزدی و رشوه و حرام خواری و …
این روزها
فقط در آوردن اشک مهدی فاطمه (عج) مد شده!!

حواست به مولا باشه ! 

اللهم عجل الولیک الفرج

عاشورا

و روز عاشورا؛ قصه ما به سر رسید…

گذشت جمعه ای


  گذشت جمعه ای اما دعا ما نگرفت

دعای ما نه.....بگو ادعای ما نگرفت
اگر به یاد تو بودم چرا دلم نشکست
چرا غروب گذشت و صدای ما نگرفت؟؟؟؟



 

مشگل گشا


ای مشکل گشای شیعه بیا جان به لب رسید
ای یادگار کرب و بـلا ، جـان به لب رســیـد

دوستتان دارم

ارام ارام اشکهایت  برصورتت می لغزندوبه پایین می ایند

راستی مگر اشک چقدر سنگین است که وقتی  دلت ابری می شود

وچشمانت برق  اشک را می بیند انقدر سبک بار می شوی

که ناگفته هایت را اشکت بر همه گان اشکار میکند

دایی جان باز یادم رفته بود شما را

دوستتان دارم باز دلتنگتان شده ام

مهدی زین الدین


امکان نداشت امروزتوراببیند،و فردا که دوباره دیدت،

براى روبوسى، نیاید جلو. اگر مى خواستى زودتر سلام کنى،

باید از دور، قبل از این که ببیندت، برایش دست

بلندمى کردى.روى بچه هاى متأهل یک جوردیگر حساب مى کرد.

مى گفت «کسى که ازدواج کرده، اجتماعى تر فکر مى کند

تا آدم مجرد.»   شهید مهدی زین الدین

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران |

انتشارات روایت فتح | احمد جبل عاملی

سفراخرت


این سفر طولانی[ سفر آخرت]، سفری است که نصیب هر بنده خدا خواهد شد.
منتها فرقی خواهد بود و آن فرق، انتخاب سفر، نوع سفر و هدف سفر است...
 
شهید نصرالله دومهری

تعجیل



تعجیل کن در آمدنت ای صبور من ..

گسترده نیست دامنه ی بردباری ام

نجوا

گر با سحر خو کنی بانگ خدا را بشنوی

دل را اگر گیسو کنی ، هرشب ندا را بشنوی

در آن سکوت جانفزار از عرش می آید صدا

گوش دگر باید ترا تا آن صدا را بشنوی

  مهدی سهیلی

زیبایی شهادت

"ازشــــهــــ داء " به راستی که جز زیبایی چیزی ندیدیم