شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

اگر می دانستند!



یکی از وابستگان و مرتبطان با
حضرت آیت الله بهجت نقل می کند:
بار اول که مقام معظم رهبری به قم تشریف
آورده بودند حضرت آیت الله بهجت نیز همچون
 سایر مردم در خیابانها به جمعیت استقبال
 کننده پیوسته بودند.ما به ایشان عرض کردیم:
آقا کاش شما با این شرایط سنی و جسمی
به خیابان تشریف نمی آوردید.فرمودند:
((اگر مردم می دانستند که استقبال
از این سیّد چه ارزش و ثوابی دارد
 هیچ کس در خانه اش نمی ماند!))

کرامت کوثر

 یکی از ذاکرین مشهد حکایت کرد: خدمت «حضرت آیه الله العظمی حاج سید محمد هادی میلانی»

مرجع عالیقدر شیعه بودم. ناگهان مرد و زنی وارد شدند و گفتند: می خواهیم به دین اسلام مشرف شویم!

حضرت ایه الله علت این تصیمم را جویا شد، مرد آن ها عرض کرد:

ما از کشور آلمان آمده ایم و این ها زن و فرزندان من هستند. این دخترم،

طوری استخوان های پهلویش شکست که پزشکان از مداوای او عاجز شدند

و پس از صرف هزینه های بسیار گفتند باید پهلوی او را عمل کرد، ولی خطرناک است.


ادامه مطلب ...

کوله بار آرزوهایم در دنیا

خدایا
کوله بار آرزوهایم در دنیا
دارد بین من وتو فاصله میندازد
هرچه ازتو دور میشوم
دلم بیشتر غریب میشود
خدایا.
دست مرا بگیر
نگذار آنقدر از تو دورشوم
که در خودم گم بشوم.

زینت

امیرمؤمنان علی(ع):

هرگاه خدا بنده ای را دوست بدارد
او را به آرامش و بردباری زینت می بخشد.

◄ غررالحکم، ح4099

ﺷﯿﻄﺎﻥ

علامه حسن زاده آملی:

ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ "ﻋﺎﺑﺪ" ﺑﺎﺷﯽ
"ﻋﺒﺪ"ﺑﺎﺵ!
ﺷﯿﻄﺎﻥ ۶۰۰۰ ﺳﺎﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩ
ﻋﺎﺑﺪ ﺷﺪ، ﺍﻣﺎ "ﻋﺒﺪ" ﻧﺸﺪ.
ﺗﺎ ﻋﺒﺪ ﻧﺸﻮﯼ، ﻋﺒﺎﺩﺗﺖ ﺳﻮﺩﯼ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﻋﺒﺪﺑﻮﺩﻥ ﯾﻌﻨﯽ:
ﺑﺒﯿﻦ ﺧﺪﺍﯾﺖ ﭼﻪ میﺧﻮﺍﻫﺪ،ﻧﻪ دلت...

آنان که علی را دوست نمی دارند

روزی با برادرش به دیوار کعبه تکیه داده بود .

نشسته بودند و صحبت می کردند .

پیرمردی آمد و به پیامبر سلام کرد و گفت :

 

سلام بر تو ای رسول خدا .
پیامبر جواب سلامش را دادند .
آن پیر گفت :
یا رسول الله برای من دعا کنید تا خدا از سر

 تقصیر من گذشته و مرا عفو نماید .
پیامبر در پاسخ به او فرمدند :
تا توبه نکرده و آن کاری باید انجام دهی را

انجام ندهی خداوند از تو نخواهد گذشت .
آن پیر خداحافظی کرد و رفت .
پیامبر کرم به برادر خویش حضرت علی علیه السلام فرمودند :
علی جان ! آیا این پیر را شناختی ؟
امیرمومنان عرض کردند :
نه یا رسول الله اورا نشناختم اما که بود که

وقتی دیدمش  حس خوبی نسبت به او نداشتم .
پیامبر فرمودند : علی جان این پیر شیطان بود .

امیر مومنان تا این مطلب را شنیدند به

سمت شیطان حمله ور شده و او را به

زمین زده و فرمودند : تو را خواهم کشت .
شیطان گفت : یا علی ! خداوند مرا تا روز قیامت

مهلت داده است پس تو هم مرا نمکیشی فقط مهلت

 می خواهم تا جمله ای به تو بگویم و آن اینکه

 من تو را دوست دارم. سپس شیطان گفت :

یا علی هرکس تو را دوست نداشته باشد بداند که

در شب انعقاد نطفه اش من با پدرش شریک بوده ام .

آرامش

آرامش است

عاقبت اضطراب ها...

◄صائب تبریزی

راهی می شوم،

راهی می شوم، فردا نقطه رهایی

راهیان نور مرا به خود می خواند

شهدا مرا نیز خوانده اند تا بار دیگر بگویند

 پس قرارمان بی قرار شد

قرارمان یادت رفت

قرار بود زمینی نشوی

زمینی ماندی بوی خاک گرفته ای

پس قرارمان آسمان بود

تورا چه شده است

ای کاش من نیز بسویی انهایی روم که نور میخورند

 ونور می آشامند

همان جایی که:

در وصفش امده است

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِى سَبِیلِ اللهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ

 عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ عند ربّهم یرزقون آل عمران۱۶۹٫ 

انکار و تکذیب

آیت الله بهجت :اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم
حالمان به انکار و تکذیب و استهزا به آیات الهی
و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا نا امید می شویم!
 

شهادت یعنی،

شهادت یعنی،
متفاوت به آخر برسیم وگرنه،
مرگ پایان همه قصه‌هاست…

ترس

وقتی که از خون ترسیدیم، از آبرو ترسیدیم، از پول ترسیدیم،

بخاطر خانواده ترسیدیم، بخاطر دوستان ترسیدیم، بخاطر راحتی

و عیش خودمان ترسیدیم، به خاطر پیدا کردن کاسبی، برای پیدا

کردن یک خانه دارای یک اتاق بیشتر از خانه قبلی، وقتی بخاطر

این چیزها حرکت نکردیم، معلوم است، 10 نفر مثل امام حسین هم

که بیایند همه شهید خواهند شد.

مادری چشم به‌راه

مادری چشم به‌راه دو عزیزش مانده

مادر مجاهدین مدافع حرم
مفقودالاثر حمید محمدرضایی❤
و شهید جاویدالاثر امیر محمدرضایی❤

گر کُنی یک دَم اراده،با یگانهای عظیم

گر کُنی یک دَم اراده،با یگانهای عظیم
پُشت تو،خوانم نماز جمعه را در اورشلیم
ای سپهسالار ایران،قلب تو پُر نور باد
دشمنان ِ رهبر و تو،تا قیامت کور باد

Image result for ‫قاسم سلیمانی‬‎

یاد بچه ها

به یاد بچه هایی که 
عید امسال پدر ندارند ...

السلام علیک یا ربیع الأنام و نضره الأیام

در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم
غافل از آنکه شما اصل بهاری آقا...
السلام علیک یا ربیع الأنام و نضره الأیام
سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگار!

دوستت دارم

یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ

کسی چه می داند

شاید همین "دوستت دارم" های ساده ی هر شبم

یک روزی به دردم بخورد!!!

عاشق

همیشه ماندن دلیل عاشق بودن نیست
خیلی ها رفتند که ثابت کنند عاشقند ...
واینجا هنوز بوی خاک میدهد زمینش
واینجا هنوز بوی وابستگی میدهد
وعشق زمینی نیزدرسراپرده زمان پیر شده است
ومن به عشق اویی که هوالاول والاخر است امیدوارم

اتش

دیوار اتاق رهبرانقلاب مزین به لحظه شهادت

دانش آموز سیزده ساله "محمدرسول رضایی" است.
او از تبار "حسین فهمیده" بود
 و روح استکبارستیزش باعث شد تا طبق سفارش او
 همکلاسیهایش روز تشییع او

پرچم استکبار را به آتش بکشند.

ارزش زندگی

باید همه بدانند که این قدرتها همه پوچ و تار عنکبوتند،
و ماندگان خوب توجه کنند که زندگی ارزش این را ندارد
 که انسان زیر بار ذلت برود.
شهید داوود یوزباشی

مهر قبولی

شهیدمرتضی اوینی

زندگی سراسر ازمون است و شهادت ،مهرقبولی.

حرم

اذان دادند و ما آغاز شدیم

تا پایان راهی نیست

از مرز که بگذریم

حرم را می شود دید..

آتش به تمام قد بر افروخته دید

آتش به تمام قد بر افروخته دید
 مسمار ِنمایان به در سوخته دید

 یک لحظه تنفس حسن بند آمد
 دیوار و تن و در چو به هم دوخته دید

قاصد

قاصدک آمد و رفت
نه کلامی، نه پیامی
در سکوت آمد و چرخی زد و رفت
در افق پنهان شد
قاصدک آمد و رفت
لیک ما همچنان منتظریم...!
.
اللهم عجل لولیک الفرج

سردار شهید مهدی زین الدین

در زمان غیبت امام زمان (عج)
چشم و گوشتان به ولی فقیه باشد
تا ببینید از آن کانون فرماندهی چه دستوری صادر می‌شود...

+ سردار شهید مهدی زین الدین
+ اللهم عجل لولیک الفرج ...

لبخند افسونگر


لبخند افسونگرت در دلم غوغایی به پاکرده
که از هزار هزار طوفان بلا چنین کاری ساخته نیست
رنگی بهشتی بر رخساره
لباسی خاکی بر تن
و
اخلاصی ستودنی در نهانخانه ی دل
به کدامین سرود بخوانمت ای شهید
یادت تا ابد سبز وجاودان
ای اسطوره ی عاشقی

تقدیم به شهدای اسفند

«به نام خدای شقایق های عاشق»
تقدیم به شهدای اسفند

اسفند است ,طبیعت آهسته به سمت بهار پیش می رود

وبوی غمزه ی باد بهاری استشمام می شود

  ,موسم خانه تکانی های اهل شهر است .ولوله ای عجیب در جریان است  .

گویا همه می دوند  گاهی این سو گاهی آن سو ,

آدم ها از شدت دلمشغولی کنار خیابان ,پیاده رو وبازار به هم بر خورد می کنند  .

اما سال ها پیش در هیاهوی شهرهای اسفندی آدم هایی بودند که از قضا آنها هم می دویدند .

حمید بدو«مهدی جان اخوی وضعیت اضطراری است
الوالو حاجی کجایی؟نقل ونبات بفرستین
برادر عبد الحسین زودتر برادر اتش دشمن زبانه میکشد .

صدا صدای خمپاره وهوا پر از گرد وغباری غلیظ می شود .

کمی بعدتر گرد وخاک که آرام می گیرد صحرایی حزن آور در چشمانت می نشیند که برایت آشنا ست .

گویا محشری عظیم به پا شده است وتو مات ومبهوت شقایق هایی را می بینی

که هر کدام گوشه ای پر پر شده اند .نزدیک می روی پیکری غرق به خون بر سینه ی خاک افتاده ,

آن طرف تر تنی بی سر میبینی وباز صحنه ای که آشنا میزند .

آری سردار خیبر سرش در آغوش خدا بود وجسم زمینی اش بی سر

حاجی آرام بخواب که به سعادت رسیدی .

تو تعبیر راز شهادت بودی وجاماندگان سنگین از بار امانت .

اشک یارای توصیف غوغای درونت را ندارد .

اما همه جا محو ومبهم است رنگها درهم وباز هم خاک وخاک .

کمی قدم که برداشتی کنار یک خاکریز پیکری بی دست با چشمانی نیمه باز ولبخندی آرام میبینی

باز هم غبطه میخوری وبر خود میلرزی .پاهایت توان گام برداشتن ندارند .اما بازهم به جلو میرانی .

کنار تپه ماهوری کوچک ,جسمی آسمانی  با خود نجوایی عاشقانه می سراید

ولحظاتی بعد برای همیشه آرام می گیرد  .

انگار  به خوابی هزار ساله فرو  رفته بر روی پیشانی ولبانش قطرات  خونین  زیبایی  خودنمایی می کند

گویا فرشتگان اناری را دانه کرده اند وحکایت دلتنگی اش را شرح داده اند .

عبدالحسین کجاست؟ شیر میدان نبرد وعارف آستان الهی ؟

اثری از او نیست می گویند مفقود الجسد است .پیکرنازنینت کدام گل نیلوفر زیبا شده است .

بعد سالها آمدی در عالم خواب گفتی «بعد اینهمه سال آمده ام کمک آقا !آمده ام برای وحدت »

جلوتر گام بر میداری نیزارها را عقب میرانی با تمام توانت فریاد میزنی تو هم پرواز می خواهی

اما بالی برایت نمانده .انگار هنوز نوبت تو نشده ..رفتند

وآخرین زمستان عمرشان را  به بهار همیشگی وصل معبود وبهشت جاودان گره زدند .

عاشقان رفتند وچشم اشکباری مانده است
از غم بی حاصلی ها کوله باری مانده است

عقل وقلم یارای توصیف اینهمه سرگشتگی وشیدایی را ندارد .

حقیقت اینست که گاهی راهمان را وراهشان را گم می کنیم .فراموششان می کنیم .

فراموشی روایت تلخ این روزهای ماست  انها را نشناخته ایم واز دوستی با شهدا لاف میزنیم.

حکایت در کنار آنها بودن در عین نبودن .

تظاهر به بودنهایی که جز نبودنمان هیچ چیز نیست .
شهدا التماس دعا      

حمیدباکری

قائم مقام فرماندهی لشگر 31 عاشورا
نام : حمید باکری
نام پدر : حسین
تاریخ تولد :-/9/1334 
محل تولد :آذربایجان‌غربی / ارومیه
 
تاریخ شهادت : 6/12/1362 
محل شهادت : جزیره مجنون
 
طول مدت حیات :28  سال 
مزار شهید : مفقودالجسد

آخرین سمت : قائم مقام فرماندهی لشگر 31 عاشورا

نیت گناه

علامه حسن زاده آملی:

آنکه نیت گناه کرده،
هرچند به فعل آن دست نیافته باشد،
ولی دل را از دست داده است.