شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

ای تاریخ! قلمت بشکند


ای تاریخ! قلمت بشکند اگر ننویسی؛
اینجا بهشت ضد انقلاب است!
 که اینجا بسیجی باید برود جان دهد
تا حتی آنکه نظام را قبول ندارد،
در اوج امنیت برود رای دهد
«حسین قدیانی»

می خواهید در نماز حضور قلب داشته باشید


آیت الله جوادی آملی:

می خواهید در نماز حضور قلب داشته باشید،
مراقب اعمال و رفتار و گفتار خود باشید.
مراقبه باعث حضور قلب در نماز می شود.

که مبادا دست خالی از دنیا بروی


آیت الله مجتهدی تهرانی (ره) :

تا زنده ای و دستت می رسد کاری بکن,
به فکر خودت باش
و یک کاری برای آخرتت انجام بده
که مبادا دست خالی از دنیا بروی ....

یاضامن آهو

 زائری بارانی ام آقا
بدادم میرسی؟
بی پناهم،خسته ام،تنها
بدادم میرسی ؟
گر چه آهونیستم اما
پرازدلتنگی ام
ضامن چشمان آهوها
به دادم میرسی ؟

یاضامن آهو

اروند کنار

ایـن جـا...

نخـل‌ها به جای خـاک،
ریشـه در خون دارنـد ..
هنوز نخلهای بی سر ریشه در خاک دارند
ودل در گرو آسمان
اروند کنارهنوز هم دلم برایت تنگ....

سلام ‌اضافہ‌ڪنیم

بہ رسم با ادبانـ
احترام اضافہ‌ڪنیمـ
براےعرض‌ارادٺ قیام اضافہ‌ڪنیم
بہ‌سمٺ‌حضرٺ اربابــ
خمـ ‌شویمـ همہ
 السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

عشق

با " عشق " ، هزاران بیت گفته اند ولی

با " عشق " فقط"دَمِشق" هم قافیه شد


دردِ بے درمان شـنیدے ؟


دردِ بے درمان شـنیدے ؟
حالِ مـن یعـنے همـین !
بے تو بودن،
درد دارد
مے زند مـن را زمـین
 فریدون_مشیری ✍️
 شادی_روح_شهید_سید_مجتبی_حسینی

فرق میان ما وانها


ان ها حواسشان به خدا بود و...
ما حواسمان به گناه
فرق است میان دیدن وشنیدن

شهدا از شرمند گی هم شرمنده ایم

 بر خــــاک ها افتادند،

 تا نه فقط  خــــــاک

که  ایمان و  شرف و ناموس ندهند

ما با امانتشان چه کردیم؟!!!

شهدا خسته شدیم

حاج_مهدی_رسولی

 وقتےدلم از زمونه خسته میشه
میام تو  گلزارمیشینم
یکے یکے ردمیشم ازکنارتون
عکس شما رو میبینم
از درد دورے شما
 یه گوشه ای،میشینم و زار میزنم
خسته شدم آے شهدا

چه زیبا

چه زیبا ملائک شدند زیستند
همان ها که هستند ولی نیستند !

کسانی که در جمع ما بوده اند
ولی حیف نفهمیده ایم کیستند ...

نور.صدا.حرکت

خداوند قادرترین کارگردانی‌ست که
با‌ هر روز میگَوید:
نور
صدا
حرکت

او زیباترین فیلم هستی
را کلید می زند...

دلت رو به خدا بسپار ....

ژن خانوادگی خوب یعنی چه

Image result for تصاویر متحرک گلImage result for تصاویر متحرک گل

دوتا داداش رفتند تو یه درگیری سنگین تو تدمر سوریه

تو یه سنگر تو بغل هم شهید شدند. ۲۲ تیر ۹۴ شهید شدند

ولی بخاطر مجهول بودن هویت ۱۷ روز طول کشید تا

پیکرهاشون پیدا شه و تشییع شون انجام شه.

از دنیا ڪہ بگذریم

از دنیا ڪہ بگذریم
از همان...
دلبستگے هایمان
همان #خودِ خودمان..!
از همہ ے اینها ڪہ گذشتیم...✨
تازه مے شویم لایق ...
لایق #شهادت ...

#شهید_سید_مصطفی_موسوی

عــاشقــانــه های آقــــا مهــدی باکــری و شهیـــد احمــد کاظمی

لحظاتی قبـل از شهادت آقا مهـــدی !

در شـــرایطی که مهدی باکری در جزایــر مجنون در محـــاصــره

و زیــر آتش شــدید دشمن بود و با وجود اصرار شدید قرارگاه به مهدی

مبنی بر اینکه تو فرمانده هستی و بــرگرد به عقــب، او همچنان

می‌گــویــد بچه‌هایم را رهــا نمی‌کنم برگردم .

و اما مکالمه آقا مهدی با شهید کاظمی به نقل از شهید احمد کاظمی:

مهــدی تماس گرفت ،

ـ گفت: می‌آیــی ؟

ـ گفتــم: بــا سر !

ـ گفـت: زودتر !

آمــدم خود را رســاندم به ساحــل دجــله دیدم همه چیز

متلاشی شـــده و قایق‌ها را آتــش زده‌اند، بــا مهدی تماس گرفتم ،

ـ گفتــم: چــه خبـــر شــده ، مهدی ؟

نمی‌توانست حــرف بــزند، وقتــی هــم زد بــا همــان رمـــز

خودمـــان حرف زد و

ـ گفـــت: اینجـــا اشغــال زیاد است. نمــی‌تــوانم .

از آن طــرف از قـــرارگـــاه مــرتب تمــاس مــی‌گـــرفتنــد و

ـ می‌گفتنــد: هر طـــور شــده به مهدی بگو بیایــد عقب ،

تو تنهــا کسی هستی کــه آقا مهدی از ســر عــلاقــه

حـــرفت رو قبــول مــی‌کند .

مهــدی می‌گفت: نمــی‌توانــد .

مــن اصــرار کردم.بــه قــرارگــاه هــم گفتــم .

ـ گفتنــــد: پس برو خودت بـــردار و بیـــاورش .

نشد !

یعنی نتوانستم !

وسیله نبود .

آتش هم آنقدر زیاد بود که هیچ چاره‌ای جز اصرار برایم نماند !

ـ گفتم: تو را خدا ! تــو را به جــان هــر کس دوســت داری !

هــر جــوری هست خودت را به مــا برسان بیا ساحل، بیا این طرف .

ـ گفت: پاشو تو بیا، احمــد!

اگــر بیایی، دیگــر بــرای همیشــه پیــش هــم هستیــم .

ـ گفتم: اینجــا،با ایــن آتش، نمی‌تــوانــم. تــو لااقل . . .

ـ گفت: اگــر بدانی ایــن جــا چــه جای خوبی شــده، احمــد !

پاشو بیا !

بچه‌هـــا ایــن جــا خیلی تنها هستند . . .

فاصــله مــا 700 متــر بیشتر نمی‌شــد. راهــی نبــود.

آن محاصــره و آن آتش نمی‌گذاشت من بروم برسم به مهدی و

مهدی مرتب می‌گفت: پاشو بیا، احمد !

صدایش مثل همیشه نبود. احساس کردم زخمی شده.

حتی صدای تیرهای کلاش از توی بی‌سیم می‌آمد.

بارها التماس کردم. بارها تماس گرفتم تا اینکه دیگر جواب نداد.

بی‌سیم‌چی‌اش گوشی را برداشت و

ـ گفت: آقا مهدی نمی‌خواهد، یعنی نمی‌تواند حرف بزند !

ارتباط قطع شد.

تماس گرفتم، باز هم و باز هم،

نشد که نشد . . .

یه مدینه، یه بقیع

یه مدینه، یه بقیعه، یه امامه ولی حرم نداره
سینه زن ها، کسی نیست تا روی قبرش یه دونه شمع بذاره
غریب آقام غریب آقام غریب آقام، آقام امام صادق
دل بی تاب، دیگه شد آب که تو آفتاب نه سایه بونی داره
نه یه خادم، نه یه زائر نه کنارش یه روضه خونی داره
فدا اشکت، فدا آهت، فدا قبرت آقا، فدای صبرت آقا امام صادق
یعنی میشه بیاد اون روز که ببینم می ریزم آب رو قبرت
مرد خسته دل شکسته دست بسته شبیه جدش حیدر
می برندش نیمه ی شب به زیر لب می گه مادر
غریب آقام غریب آقام، غریب آقام، آقام امام صادق
دل مضطر ،آتیش در، اشک دختر دوباره توی مدینه
زنده کرده یاد مادر یاد بابا یادِ شکسته سینه
غریب آقام غریب آقام، غریب آقام، آقام امام صادق
بی حرمتی به آل عبا چند می کنی شب مرغ را اسیر کمند می کنی

بر من هر آنچه خواست دلت نا روا بگو اما بیا به مادر من ناسزا نگو

دعا


گاهى اگر دعایت مستجاب نشد ، برو و گوشه اى بنشین
زانوهایت را بغل بگیر و یک دل سیر گریه کن . شاید لازم
باشد میان گریه هایت بگویی :

*** اللهُـمَّ اغـفِــر لِیَ الـذُنوبَ الّـتـی تَحـبِـسُ الـدُّعــا ***
خـدایـا ، ببخش آن گناهانم را ، که دعایم را حبس کرده

#بابای_خوب_طاها


#بابای_خوب_طاها
معروف به #ابوزینب
متولد #ده_شهریور 1358
شهادت 1 تیر 1394 #سوریه
یادگار شهید: آقا #محمدطه دوساله
شادی روح شهید محمد حمیدی صلوات❤️

ترقه بازی‌

دو جمله‌ی آتشین رهبر انقلاب، در دیدار دانشجویان:
✔ این ترقه بازی‌ های امروز تأثیری در اراده ملت ایران ندارد
✔ همه‌ی هسته‌های فکری و فرهنگی و عملی و جهادی هرکدام کار کنند. مستقل؛ آتش به اختیار باشند.
وقتی افسران جنگ سخت‌ات قاسم سلیمانی و لباس‌ شخصی‌های دست به اسلحه و پا به رکاب و آتش به اختیار باشند، حمله‌ی تروریستی دشمن می‌شود ترقه بازی!

و تمام نگرانی و همّ و غم‌ات می‌شود ۲۰۳۰ و جنگ نرم و توصیه به هسته‌های فکری و فرهنگی‌ که آنها هم آتش به اختیار عمل کنند.

آتش به اختیار یعنی در صحنه، عاقلانه تصمیم بگیر و عاشقانه عمل کن

اسیر آهنگ توام

تو بزن نقاره زن،
اسیر آهنگ توام

به امام رضا بگو
بدجوری دل تنگ توام

❤ السّلام علیک ایها الامام الرئوف❤

تکلیف نشد روزه

تکلیف نشد روزه
به "طفل" و به "مسافر"
ای "طفل مسافر"
تو چرا آب نخوردی...

◄السلام علی الرضیع الصغیر

دل نوشته


نام غربت وگمنامی که می آید دل بی قرار می شود

اشک حلقه می بندد گوشه ی چشمانت وگره می خورد

بر تارو پود سنگی بی نشان ومزاری عطرآگین

بارانی که می شوی کم کم عاشق می شوی ,حس میگیری

وجوری دلگرم می شوی گویا در آغوشی امن جای گرفته ای.

چگونه گمنام بخوانمت که صدها ستاره شده ای

بر دل عشاق بی قرار وصل.


حکایت عجیبی است عقده گشایی با شهیدی گمنام

با تنی تکه تکه  که می شود گره گشای قلب

هزار پاره ات شهیدی که نامش را با معبودش معامله کرده

ودر این تاخت زدن بی شمار سود کرده.

تاکی دل من چشم به در داشته باشد
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد

 

 

توبه

امروز داشتم با ماشین جایی میرفتم.یه  بنده خدایی زنگ زد بهم کارم داشت

بهش گفتم صبر کن تا بزنم یه کناری حرف بزنم

رفتم کنار  قسمت خاکی جاده شروع کردم به صحبت کردن

راستش قبلش اروم نبودم وداشتم با خودم یه سری مسائل  رو مرور میکردم

که چرا اینطوره وچرا امتحان وچرا ازمایش باید بشم وخیلی نگران بودم

میگفتم خدا من که میدونم تو همه امتحاناتت مردودم من که میدونم نباشی تمومم

چرا اون موقع باهام نیستی وداشتم گله میکردم خدایا منو ببخش

میگفتم اگر حضرت یوسف رو تو نگه نداشته بودی که اونم تموم بود.خودت درها رو براش باز کردی

فرار کرد بسوی تو ولی من که مثل حضرت یوسف  نیستم

با این بنده خدا هم گفتم بهم گفت کفر نگو وقطع کرد تلفنش رو منم راه افتادم

همش دنبال این بودم که چرا خدا گناهام رو نمی بخشه وخیلیم ناراحت بودم

از خاکی که اومدم تو اسفالت نگاه به رد تایرهای ماشین کردم.......

نگاه کردم حدود ده متر بیشتر رد خاک روی اسفالت نگذاشت

یهویی به فکرم رسید.....که خدا داره بهت میگه اگر اومدی به راه صاف وتمیز

منم تمیزت  میکنم نمیگذارم کسی بفهمه که راه رو اشتباه رفتی

نمیگذارم کسی متوجه بشه تمیزت میکنم..اینقدر گله نکن

فقط بیا فقط بیا ...دلم اونقدر گرفت از حرفام که رفتم با شهدای گمنام سلامی دادم واحوالی وبرگشتم

وگفتم خدا ببخش این بنده ناشکرت رو

دل نوشته های مجتبی


دلی دیگر باقی نمانده است که برایش بنویسی

صحنه ای بس عجیب

در اولین روزهای پس از فتح خرمشهر پیکر 25 تن از شهدای عملیات

آزادسازی خرمشهر را به شیرازآورده بودند پس از اینکه

جمعیت حزب الله بر اجساد مطهر این شهیدان نماز خواندند

علمای شهر،مسئولیت تلقین شهدا را بر عهده گرفتند. هنگامیکه

من به درون قبر یکی از این عزیزان رفتم و شروع به خواندن تلقین نمودم

با صحنه ای بس عجیب و تکان دهنده مواجه شدم،

تا جائیکه تلقین را نیمه کاره رها کردم و از قبر بیرون آمدم،

ماجرا از این قرار بود که هنگام قرائت نام مبارکه ائمه (ع)

در تلقین، به محض اینکه به نام مبارک حضرت صاحب الزمان (عج)

رسیدم، دیدم که شهید انگار زنده است،

چشمانش باز شد و لبخندی زد.

 

راوی: آیت الله حائری شیرازی

منبع:کتاب حدیث عشق

لینک کانال تلگرام

لینک کانال شهدا شرمنده ایم

-----------------------------------------

https://t.me/yade_shahid

---------------------------------------------------------------------

لینک تلگرامی خنده حلال

--------------------------------------------------

https://t.me/good_bo

-----------------------------------------------------------------

خداے من

خداے من
میان این همه چشم
نگاه تو تنها نگاهے ست
 ڪہ مرا از هرنگهبان
و محافظے بے نیازمی کند