ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
عراقی ها ، گشته و پیدایش کرده بودند .
آورده بودنش جلوی دوربین برای مصاحبه .
قد و قواره اش ، صورت بدون مویش ،
صدای بچه گانه اش ، همه چیز جور بود؛
همانطور که عراقی ها می خواستند .
ازش پرسیدند : قبل از اینکه بیایی جنگ ،
چه کار می کردی ؟ گفت:درس میخواندم گفتند
کی تو را به زور فرستاد جبهه ؟ گفت
« چی دارید میگید؟ قبول نمی کردند بیام جبهه
خودم به زور اومدم ، با گریه و التماس» گفتند
اگر صدام آزادت کنه چی کار میکنی ؟ گفت
ما رهبر داریم ؛ هر چی رهبرمون بگه
فقط همین دو تا سوال رو پرسیده
بودند که یک نفر گفت : کات !
با جواب هایش نقشه عراقی ها رو به آب داد.
منبع : کتاب دانش آموز ،
مجموعه آسمان مال آن هاست ، ص49