حسین(علیه السلام)
و ما با "غیبت" تو
امتحان شدیم !
براستی کدامیک سخت تر است؟!
ظهور یا غیبت ؟

امام حسین علیه السلام: مِن دَلائِلِ
عَلاماتِ القَبولِ الجُلوسُ إلى أهلِ العُقولِ. بحارالانوار،ج75،ص119 |
ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حضرت علی علیه السلام
در محراب عبادت شهید شد. ای جوانان مبادا که در غفلت بمیرید
که امام حسین علیه السلام در میدان نبرد شهید شد. ای جوانان ،
مبادا که در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر در راه حسین علیه السلام و با هدف شهید شد.
شهید هادی علی دوست
با یه عده طـــلبه آمدند قم.
همه شهــــید شدند الا محــــسن.
خواب امام حسین'علیه السلام'رو دیده بود.
آقــــــا بهش گفته بود:
"کارهات روبکن این باردیگه بار آخره "
یه ســربند داده بودبه یکےاز رفقاش،
گفته بود شهیدکه شدم ببندیدش به ســینه ام.
آخه از آقا خواسـتم بےسر شهید شم.
باچندتااز فرماندهان رفته بود توی دیدگاه.
گلوله 120خورده بود وسطــشون
جنـــــازه اش که اومد،ســـــر نداشت.
سربند رو بستیم به سیـــنه اش..
روی سربند نوشته بود ؛
"أنا زائر الحســــــین ع"
♥ شهید محسن درودی ♥
هنگام شهادت احد، ما در کنار او بودیم.
به علت خونریزی زیاد، شدیداً تشنه بود.
سریع برایش آب آوردیم، اما هرچه
اصرار کردیم نخورد. وقتی اصرار بیش
از حد ما را دید، آهسته گفت:
« من در این لحظات شهادت،از آبی که
نصیب آقایم «حسین» نشد و تشنه جان داد
استفاده نخواهم کرد.» این را گفت و
لحظاتی بعد به شهادت رسید.
شهید احد آقایاری
منبع : سایت صبح
کشف و دفن بدن شریف «جون» غلام
امام حسین(علیه السلام) بعد از ده روز از عاشورا
توسط جمعی از بنی اسد در حالی که صورتش
نورانی و بدنش معطر بود - وفات علامه حلی(726ق)
الهی بحق عمه ی سادات
«عجل لولیک الفرج»
عصر تاسوعا
حضرت ابا عبداللّه الحسین صلوات اللّه علیه
جلوى خیمه نشسته بود و سر مبارک خود
را بر سر زانوهاى خود نهاده ،
تا قدرى استراحت نماید.
پس ناگهان حضرت زینب سلام الله علیها با شنیدن
صداى صیحه اسبان و هجوم دشمنان، نزدیک
برادرش امام حسین سلام الله علیها آمد
و به آن حضرت خطاب کرد و اظهار داشت :
اى برادر! آیا صداى اسبان را نمى شنوى،
که هجوم آورده اند؟!
پس امام حسین علیه السلام سر از زانوى خود
برداشت و ایستاد؛ و آن گاه برادر خود
حضرت اباالفضل العبّاس علیه السلام را
صدا کرد و فرمود: برادرجان عبّاس!
حرکت کن و به سوى مهاجمین برو؛ و
از ایشان بخواه که امشب را به
ما مهلت دهند، تا در این شب با
پروردگار متعال مناجات و راز و نیاز نمائیم .
خدا مى داند که من نماز و تلاوت قرآن،
همچنین مناجات و استغفار به درگاه
خداوند متعال را خیلى دوست دارم .
لذا حضرت اباالفضل علیه السلام
از آن ها مهلت گرفت .
و در آن شب امام حسین علیه السلام و
دیگر اصحاب و یاران آن حضرت هر
کدام به نوعى مشغول عبادت و
استغفار و راز و نیاز با قاضى الحاجات شدند.
تلخیص از : مقتل خوارزمى : ج 2، ص 33،
تاریخ طبرى : ج 4، ص 344، مشیرالاحزان
: ص 72، بحارالانوار : ج 45، ص 47 - 57.
فتوای شریح قاضی به قتل
امام حسین(علیه السلام)
سخنرانی عبیدالله در مسجد کوفه
علیه امام حسین(علیه السلام)
و تقسیم پول بین مردم برای شرکت در جنگ
با امام و بستن راه های ورود و خروج کوفه
به دستور وی - شهادت قیس بن مسهر
(فرستاده امام حسین(علیه السلام) به کوفه
امام حسین علیه السلام: أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لا یَذکُرُنی
مُؤمِنٌ إلاَّ استَعبَرَ. امالی صدوق،ص137
من کشته اشکم؛ هر مؤمنى مرا یاد کند،
اشکش روان شود.
« با تانک های عراقی درگیر بودیم.یکی از تانک ها آتش گرفت.
سرباز عراقی سرآسیمه خودش را از تانک شعله ور بیرون انداخت.
کاملاً گیج بود.ایستاد و قمقمه ی آب را
سمت دهانش برد.
یکی از بچه ها او را نشانه رفت.اکبر دست
زیر اسلحه اش زدوگفت:
مگر نمیبینی آب
میخورد؟
اجازه نداد به سویش شلیک کنند.بعد هم
سفارش کرد:
مثل امام حسین(ع)باشید؛نه مانند دشمنان
او
''' ایت الله بهجت (ره) '''
استادم سید علی قاضی(اسوه العارفین) را در خواب
دیدم به او گفتم, چه چیزی حسرت شما در دنیاست
که انجام نداده اید
ایشان فرمودند:حسرت میخورم که چرا در دنیا
فقط روزی ((یک مرتبه))
زیارت عاشورا را میخواندم....
«الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا;
بیدار باشید ای اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند»
دو ماه از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود.
یک شب بچه ها خبر آوردند یک بسیجی اصفهانی
در ارتفاعات «کانی سخت» تکه تکه شده است.
بچه ها تکه های بدن او را درون کیسه ای ریختند
و آوردند. آنچه موجب شگفتی ما شد،
وصیتنامه ی این شهید بود که نوشته بود:
«خدایا اگر مرا لایق یافتی،
چون مولایم اباعبدالله (ع) بابدن پاره پاره
از این دنیا ببر.»
به قول سهراب:
کاش دانه های دلم همچو اناری پیدا بود
تا می دیدی هر دانه، هـــِزآر دانه تو را دوست میدارد
-
فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَی فِرَاقِکَ