شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

یاران منتظر

آخرین چیزی بود که
زمین گیرش کرده بود
آخرین حُب دنیایی!
پلاک را در آورد و به اروند سپرد



به شناسنامه اش دست زده بود تا بتواند اعزام شود.
قد و قامتش نشان نمی داد که کم سن و سال باشد.
یکی که می شناختش این را وقتی گفت که
رویاهای چهارده سالگی اش توی اروند غرق شدند...

پستچی صلواتی

 پستچی بود نامه ای داد دستم.
 قیافه نامه زار می زد که از جبهه است.
نوشته های روی پاکت را مرور کردم.
همیشه نشانی خودش رامی نوشت؛این باراما،نوشته بود :
○نشانی فرستنده: «انشاالله حرم حسینی (ع)»
ده روز بعد در روز عاشورا سال 65 با
پیکر بی سرش میهمان سیدالشهدا (ع) شد.

حجره طلبه ها




اولین تابستانی بود که از قم می رفت کرمان.
 رفته بود تک تک حجره طلبه ها را سر زده بود.
 می گفت محیط شما باید تمیز و اسلام پسند باشد.
 چند تا از طلبه ها را که دیده بود گفته بود:
 « سر و وضع ظاهرتان باید طوری باشد که مردم فکر نکنند نسبت
به ظاهرتان بی مبالات هستید. »
 هر جا که می رفت، تمیزی و نظم را هم با خودش می برد ... 
 شهید محمد جواد باهنر

منبع : نقل از کتاب « هنر آسمان » نویسنده : مجید تولایی

السلام علیک یااباعبدالله

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام علی الحسین وعلی امه وعلی ابائه
مولا جان دیری است در کوچه های تاریخ نام تو را
بر زبان داریم وبعد از گذشت قرن ها هنوز سرمه ی خاک تو
 را توتیای چشم کرده ایم
اقا جان با قلم ناقصم وبا زبان قاصرم میخواهم بگویم
خون سرخ تو هنوز هم ادامه دارد واز شهد شهود قیام تو
هر روز هزاران لاله ی عاشق می روید .
راستی حال زینب چگونه است جانم به فدای زینبت ,
بمیرم برای همه ی درد
 وزجری که اینروزها دارد تحمل می کند .
اربعینت رسید, چهل روز گذشت اما نمیدانم من هم گذشتم از
تمام خودخواهی هایم از تمام نادانی هایم؟؟نمیدانم اقا
اقا جان مهر کربلایت شده آرام جانم واشک هایم را بر تربت
نازنینت پیاده میکنم ,میدانم که کمترینم ولیاقتی ندارم اما
من ناچیز امید دارم نگاهی به من وامثال من هم داشته باشی .
حســــــــــــــــیــــــ ـــــــــنــــــ جانم
الهی بحق عمه سادات عجل لولیک الفرج
نوشته از حریم خانم

عملیات



براى عملیات کربلاى5،مى‏بایست دکلى پشت خط مقدم نصب مى‏کردیم.
 إسماعیل کمالى - مسئول گروهان - گفت: «براى نصب دکل
 به یک نیرو احتیاج داریم.‌» من اصرار داشتم با او بروم؛
 اما آتش دشمن به اندازه‏اى زیاد بود که آقاى کمالى گفت:
«در این شرایط نمى‏شود جلو رفت. صبر مى‏کنیم تا آتش کمتر شود.‌»
 همه فکر کردیم ایشان از نصب دکل به کلى منصرف شده است؛
 اما بعد از یک ساعت متوجه غیبت ایشان شدیم و او را در
 حال نصب دکل دیدیم. تازه آن لحظه بود که به قلب رئوف و
 احساس مسئولیت قابل تقدیر آن بزرگوار - که بعداً
رداى شهادت به تن کرد - پى بردیم.  شهید اسماعیل کمالی
منبع :راوى:محمّد رضایى،ر.ک:خاکریزوخاطره، ص 102 و 103

شهید حسن ترک


برادران و خواهران توصیه شدید می‌کنم به شما در تربیت نسل خردسال و

نوجوان زیرا که تضمین آینده اسلام است این غنچه‌های نشکفته را دریابید

و شما هستید که از این افراد می‌توانید بزرگان فردا را بسازید شهید حسن ترک

تسبیح




ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من

اتش گرفته دلم

خدایا قلبم اتش گرفته است ومأمن دردشده است

وقتی فیلم پیاده روی را می بینم

خجالت زده می شوم که چرا مرا دعوت نکردند

واین چرا را در وجود عاصی خودم می بینم

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

امام سجاد



امام سجاد علیه‌السلام :
خدایا !
دست تو در بخشش ،
فرادست هر دستی است ...

صحیفه سجادیه دعای13

وصیت نامه


ضعف‏هاى خود را در نظر بگیرید و تهذیب و تزکیه‏ ى نفس پیدا کنید.
 
شهیدمحمدرضا معلمى

جنون



  امشب به جنون کشیده میلم برگرد
ای جاری ندبه در کمیلم برگرد
بی تو شب تاریک مرا نوری نیست
برگرد ستاره ی سهیلم برگرد .

شهادت

دلم شهادت میخواهد
مُردن را که همه بلدند...!

شهیدچمران

دکتر چمران را که از اتاق عمل مى‏آوردند، مى‏خندید.
فکر می ‏کردم که به تهران منتقل و تا مدتى راحت مى‏شویم.
به او گفتم: مى‏رویم؟ با خنده گفت: نمى‏روم.
 اگر بروم تهران، روحیه بچه ‏ها ضعیف می ‏شود.
هنوز کار از دستم بر می آید، نمی توانم
بچه‏ ها را رها کنم، در تهران کارى ندارم.
حتى حاضرنبوددرآن شرایط که پایش درگچ بودکولرروشن کند.
خون ریزى داشت؛ اما در عین حال مى‏گفت:
 چطورکولرروشن کنم،وقتى بچه‏ هادرجبهه زیرگرمامی ‏جنگند؟

السلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

رزمی کار بود و خوش هیکل

قبل از اذان صبح دیدم ایستاده به نماز شب

بااون هیکل درشتش مث یه بچه سرش روانداخته بودپایین

با یه آرامش خاصی حمد و سوره می خوند

رفت و رفت تا اینکه رسید به تشهد

یهو دیدم یه تیر اومد و خورد به سینه اش

نمی دونم تیر از کجا پیداش شد

درد می کشید و به روی خودش نمی آورد

نمازش رو نشکست تا اینکه افتاد

دویدم و رفتم بالای سرش

دیدم آروم داره سلام آخر نماز رو میگه:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

همراه نمازش تموم کرد...

 

      منبع: کتاب روایت مقدس ، صفحه ۲۰۵

     کتاب روزگاران ، جلد ۱ ، صفحه ۵۵

【 طِرِمّاح کیست؟ 】


یک عبرت از واقعه بزرگ کربلا

♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤

«طرِماح»وقتی دید سرانجامِ عاشورا شهادت است از

امام رخصت طلبید تا مایحتاجی بر عائله اش تهیه

و ذخیره کند و سریع برگردد!

امام بعدِ اجازه فرمودند: "زود برگرد"
وقتی برگشت و دید خورشید به نیزه و خِیام در آتش.
دیوانه وار با ناله ای جانسوز پی در پی فریاد می زد

"وای بر من که مولایم را تنها گذاشتم."

با حال دگرگون از امام زین العابدین سؤال می کند

"این چه مصیبتی ست برمن؟"

امام سجاد می فرمایند:

وقتی امامت گفت زود برگرد "یعنی" نرو!

بعدها طرماح کنار سلیمان در قیام توابین

با سینه ای پر از غم شهید شد ...

"اما بعلت 'بی بصیرتی' کربلایی نشد"!

شهید رحمت الله میثمی


از مشهد برگشته بود. اردوى مشهد گذاشته بودند. به همه گفته بودند با خانواده هاشان بروند.

پرسیدم «خانواده رو هم بردین؟» گفت «نه.» گفتم «چرا؟» گفت «از وقتى رحمت اللّه شهید شده،

سعى مى کنم بین خانواده ى خودم و او فرقى نذارم. گفتم اگه خانوادم رو ببرم،

خانمش دلش مى گیره. مى گه اگر شوهرم بود، من رو هم مى برد.»   شهیدعبدالله میثمی

منبع : برگرفته از مجموعه کتب یادگاران | انتشارات روایت فتح | مریم برادران

شهید حسین چتر زرین



شهید
به تمامی انسان‏ها و تاریخ پیام دارد که: ارزش ها با خون من زنده شد،
پاسدار آن باشید، تا چون من فائز شوید.
شهیدحسین چترزرین

حفظ حجاب

چـــــــــادرم
چراغی باش برای مسیر فاطمه (س)

ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾
استاد فاطمی نیا فرمودند:
اگر حضرت زهرا(س) از ما ناراضی باشند
وحتی شکایتی هم نکننددرهفتادنسل مااثروضعی میگذارد!
و اگر ایشان از ما راضی باشند،و به زبان هم نیاورند،
در هفتاد نسل ما اثر وضعی میگذارد..

"ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک"
ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾ܓ✾

یا مهدی بیا




ای که گفتی با رقیبان کم نشینم در جهان‏
در میـــان آشـنـا بیگـانه گـردیــدم بیـا
انـدرون قلـب مـا را از ولا پرکرده‏ ای
جانک ناقابلم را بر تو بخشیدم بیا

امرزنده ومهربان

نام خدانام خدانام خدا


بندگــــان مــــرا آگــــاه ســـاز


که مــن بسیــار آمـــرزنده و مهربــــانم.


سوره حجــــــــر آیه49

فوتبالیستها به روایت تصویر

 
پسرگلم وپسر خواهر عزیزم

حاج حسین خرازی


حاج حسین خرازی : همواره سعی‌مان این باشد که
خاطره شهدا را در ذهن‌مان زنده نگه داریم و
 شهدا را به عنوان یک الگو در نظر داشته باشیم،
 که شهدا راه‌شان، راه انبیاست و پاسداران
واقعی هستند که در این راه شهید شدند...
ما لشکر امام حسینیم، حسین‌وار هم باید بجنگیم،
 اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین را در
آغوش بگیریم، جز این نباید کلامی و دعایی
داشته باشیم که «اللهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ
و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد»

السلام علیک یاصاحب الزمان عج




الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم...

یاصاحب الزمانﺟﻨـﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ...
شما ﺍﺯ ﻧﺦ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﻣﺎﺳﺖ!!!
ﻫﺮ ﭼﻪ ﻣﺎ ﺑﺮ ﮔﻨﻪ ﺁلوﺩﻩ ﺗﺮﯾﻢ ....
ﺍﺯ شما ﺩﻭﺭتریم!!!

نماز

هروقت این عکس رو میبینم
از خودم خجالت میکشم
منی که تنم سالمه
منی که هیچ بهانه ای برای ترک نماز ندارم
چرا انقدر سهل انگاری میکنم
چرا سفارش خدا و انبیاء رو نادیده میگیرم؟؟؟
بیایید از همین امروز؛از همین نماز ظهر شروع کنیم
بیایید به خاطر خون شهیدان هم که شده
نمازمون رو ترک نکنیم....