





برادران و خواهران توصیه شدید میکنم به شما در تربیت نسل خردسال و
نوجوان زیرا که تضمین آینده اسلام است این غنچههای نشکفته را دریابید
و شما هستید که از این افراد میتوانید بزرگان فردا را بسازید شهید حسن ترک
خدایا قلبم اتش گرفته است ومأمن دردشده است
وقتی فیلم پیاده روی را می بینم
خجالت زده می شوم که چرا مرا دعوت نکردند
واین چرا را در وجود عاصی خودم می بینم
صلی الله علیک یا ابا عبدالله




رزمی کار بود و خوش هیکل
قبل از اذان صبح دیدم ایستاده به نماز شب
بااون هیکل درشتش مث یه بچه سرش روانداخته بودپایین
با یه آرامش خاصی حمد و سوره می خوند
رفت و رفت تا اینکه رسید به تشهد
یهو دیدم یه تیر اومد و خورد به سینه اش
نمی دونم تیر از کجا پیداش شد
درد می کشید و به روی خودش نمی آورد
نمازش رو نشکست تا اینکه افتاد
دویدم و رفتم بالای سرش
دیدم آروم داره سلام آخر نماز رو میگه:
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
همراه نمازش تموم کرد...
منبع: کتاب روایت مقدس ، صفحه ۲۰۵
کتاب روزگاران ، جلد ۱ ، صفحه ۵۵






یک عبرت از واقعه بزرگ کربلا
♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤
«طرِماح»وقتی دید سرانجامِ عاشورا شهادت است از
امام رخصت طلبید تا مایحتاجی بر عائله اش تهیه
و ذخیره کند و سریع برگردد!
امام بعدِ اجازه فرمودند: "زود برگرد"
وقتی برگشت و دید خورشید به نیزه و خِیام در آتش.
دیوانه وار با ناله ای جانسوز پی در پی فریاد می زد
"وای بر من که مولایم را تنها گذاشتم."
با حال دگرگون از امام زین العابدین سؤال می کند
"این چه مصیبتی ست برمن؟"
امام سجاد می فرمایند:
وقتی امامت گفت زود برگرد "یعنی" نرو!
بعدها طرماح کنار سلیمان در قیام توابین
با سینه ای پر از غم شهید شد ...
"اما بعلت 'بی بصیرتی' کربلایی نشد"!

از مشهد برگشته بود. اردوى مشهد گذاشته بودند. به همه گفته بودند با خانواده هاشان بروند.
پرسیدم «خانواده رو هم بردین؟» گفت «نه.» گفتم «چرا؟» گفت «از وقتى رحمت اللّه شهید شده،
سعى مى کنم بین خانواده ى خودم و او فرقى نذارم. گفتم اگه خانوادم رو ببرم،
خانمش دلش مى گیره. مى گه اگر شوهرم بود، من رو هم مى برد.» شهیدعبدالله میثمی









بندگــــان مــــرا آگــــاه ســـاز
که مــن بسیــار آمـــرزنده و مهربــــانم.
سوره حجــــــــر آیه49