شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

غافل بمونے


اونها تو همچین جایےیادخـدا رو فراموش نڪردن
و بہ قد قامت صلاة ایستادند
تو در جاے راحتت نکنہ از یاد خـدا غافل بمونے

تیر

حر بن یزید ریاحی اولین کسی بود که آب را به روی امام بست
و اولین کسی شد که خونش را در راه امام داد .
عمر سعد اولین کسی بود که به امام نامه نوشت
 و برای رهبری دعوت کرد
و اولین کسی بود که تیر را به سمتش پرتاب کرد .
خداوند داستان ابلیس را گفت تا بدانی نمیشود
به عبادتت ، تقربت ، به جایگاهت اطمینان کنی !!!
خداهیچ تعهدی برای آنکه توهمان که هستی بمانی،نداده است!
دنیا دار ابتلاست ،
با هر امتحانی چهره ای از ما آشکار میشود ،
چهره ای که گاهی خودمان را شگفت زده میکند !!!

آرزویی شدیدا محال


ومگر چیست آرزوهایی که میدانی شدیدامحال است
اما حتی دلت غنج می رود برای تصورش
کاش سهمت را بنویسند "شهید"
آنانی که نور می خورند ونور می آشامند
وبهای عشق وتقرب باز هم سوختن وساختن است.

برچسب

شهید همت:
زمان بازرگان به ما برچسب چریک زدند
زمان بنی صدر هم برچسب منافق
الان هم برچسب خشک مقدس و متحجر

فراق


باید ببینمت که دلم تازه تر شود....
فرق است بین دیدن تو تا شنیدنت....

واما بعد

واما بعد
 
نوشته ای دروبی درمورد حجاب دیدم که گاهی
  بدجور دلت رابدرد می اورد.

گاهی قرار نیست جواب عده ای را داد

گاهی قرار نیست.....

 همیشه لازم نیست جواب همه رو بدی.

بعضیارو ندید بگیر .

انرژیتم نگه دار برای اتفاقای خوب

گفتند بیا رئیس ایران خودروباش

گفتند بیا رئیس ایران خودروباش،گفت(نه!)گفتند توی

وزارت نفت پست بگیر ، گفت ((نه)) همین صنعت هسته ای
ماندن می خواهد . زرنگ بود مصطفی ، بوهایی شنیده بود
بوی بهشت . نرفت و رسید .


نیمه ی شب ، از نطنز رسیده بود تهران.صبح هنوز حسابی
خسته بود که بلند شد . علیرضا را گذاشت روی دوشش و
با همسرش رفتند راهپیمایی . نهم دی بود . سال 88.


همسرش می گفت : ((قبل از عقدمان خواب دیدم،هوا بارانی
است و من سر مزاری نشسته ام . روی سنگ مزار نوشته شده
بود((شهید مصطفی احمدی روشن))تقدیر خواب خوبی
برای داماد دیده بود .

حسرت شهادت


مصطفی پای من را به بهشت زهرا(س) باز کرد.
از دوران دانشگاه، هر وقت که دلش تنگ می شد،
 دستم را می گرفت و می گفت برویم بهشت زهرا(س).
 این اواخر سرش خیلی شلوغ بود،
ولی یک وقت شش صبح زنگ می زدومیگفت"آماده ای بریم"
می‌آمد دنبالم و می‌رفتیم. اول می‌رفتیم
 قطعه ‏ی اموات، بعد سر مزار شهدا. همیشه می‌گفت
 «این‏جا رو نیگا کن. اصلا احساس می کنی
 این شهدا مُرده ‏ان؟ این‏جا همون حسی رو
  داری که توی قطعه‏ ی اموات داری؟»
حس می‌کردم سینه ‏اش سنگین شده.سنگ قبر‏هارانگاه می کرد،
سنشان را حساب می‌کرد،می‌گفت «اینایی که می‌بینی،
همه نوزده بیست‏ ساله بودن. ماها رسیدیم به سی سال.
 خیلی دیر شده، اصلا توی کَتَم نمی‏ره که بخوان ما
رو توی قطعه ‏ی مرده‌ها دفن کنن.»
با سوزی می‌گفت این‏ها را.
 انگار یک حسرتی توی دلش بود.

انتظار



چه انتظار غریبی!
نه کوششی نه دعایی!
نه پرسشی که کجایی?
فقط نشسته و گوییم!
خدا کند که بیایی.

چرتکه


محاسبه
چرتکه بینداز
نترس با خودت حساب کن
فقط تو هستی و خدا
او بینا ترین است
قبل از هر کس او دیده است
او بخشنده ترین است
به محض اینکه بخواهی خواهد بخشید

غروب

با تــو نماز آفتاب ،
تا به غروب می کِشد ...

صبح رکوع می رود
شام سجود می شود ... ✌️

کجایی بابا


قرارمون این نبود،جاهای سخت قایم شی
نوبت من هنوز نشد،تو گم شدی برا چی؟!
کجایی باباجونم
حلمااینالو

عالم عشق




در عالم عشق ؛

همه چیز درسکوت رقم می خورداینهمه هیاهو برای چیست
نمیدانم
کربلا را ببین...
هرچه صدا هست در جبهه یزید است

کربلاییان آرام جان می دهند

دریا


میرود و من
پشتش آب
نمیریزم
وقتی هوای رفتن دارد
دریا را هم
به پایش بریزی

بر نمی گردد ....!

چه تقسیمِ عادلانه ای


از شهادتِ پدرت،
آرامش،سهم ِما میشود،
کنایه،
سهم تـــو ...
◄ چه تقسیمِ عادلانه ای ... !!!

فرزندان شهید مدافع حرم " شهید محمد پورهنگ"

آب روان


هرکجا نوش کنی آب روان
به لب خشک حســــــــــین(علیه السلام)
شــــــــــــاه شهیدان
صلوات ....
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

آب حیات

امام رضا(علیه السلام):
آب حیات شما از همان درهای الهی است
که امامان میباشند
که بین خدا و خلق او گشوده شده اند ...

تفسیرقمی، ج۲، ص
۳۷۹

ناگهان چقدر زود دیر می‌شود!


حرف‌های ما هنوز ناتمام
تا نگاه می‌کنی:
وقت رفتن است

بازهم همان حکایت همیشگی !
آه ...
ناگهان
چقدر زود
دیر می‌شود!


قیصر امین پور

ای آشنا


ای شـهید
ای آنکه*گمنام*نام گـرفتی
برای من با *نام* دعا کن
من خـود را گم کردم

دراوج گمنامی تـوآشناترینی

ای کاش

Image result for ‫صاحب الزمان‬‎

ای کاش کسی برای آقا تب داشت

یادی ز امام منتظر بر لب داشت

قربان غریبی ات شوم مهدی جان

ای کاش که صاحب الزمان زینب داشت...