
و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست .
سپس امام صادق علیه السّلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت !
بعضی ها مدعی خوبی هستند وخودشان را خوب میدانند
وماها را بد میدانند ولی جایی نکته ای رافراموش کرده اند
من بدم تو چرا به بدها اینطوربرخورد میکنی
تو چرابه خودت اجازه میدهی به منه بدفحاشی کنی
تو چراحرفهایت از سر پر مغزی است ومن از سر بی مغزی
راستش مدافعین مظلوم وشهدای مظلوم حرم حضرت زینب سلام الله
را به سخره میگیرند ولی یادم باشد که انها بودند که
باعث شدند بعضیها همین الان بتوانند زبان باز کنند وبگویند
به انها پول داده اند .برای اعراب میجنگیم
اگر این مدافعان نبودند تعبیری دیگر داشتند وان اینکه
زنانشان اسیر داعش وخودشان سر بریده میشدند.
انهایی که قبول ندارند هم انهایی هستند که جنگ را از منظر خودشان
می بینند ووقتی هم جنگ شد فرار را بر قرار ترجیح میدهند.
بگذریم درد بسیار است وانهایی که خودرابرترازشهدا میدانند هم زیادهستند
سبک مغزی گاهی ازروی فهمی غلط است ومیدانم ترسو بودن دروجودشان هست



از درد سخن گفتن واز درد شنیدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردیست
بماند برای روز مباداجواب
انهایی که خودشان را به...... زده اند
یک بارش تو یکی از پادگان ها بود. سر ظهر، نماز را خواندیم، از مسجد آمدم بیرون.
راه افتادم طرف آسایشگاه، بین راه چشم افتاد به یک تویوتا. داشتند غذا می دادند.
چند تا بسیجی هم توی صف ایستاده بودند. ما بین آنها، یکدفعه چشمم افتاد به او!
یک آن خیال کردم اشتباه دیدم. دقیق تر نگاه کردم. با خودم گفتم: شاید من اشتباه شنیدم که فرمانده گردان شده!
رفتم جلو. احوالش را که پرسیدم، گفتم: شما چرا وایستادی تو صف غذا، آقای برونسی؟! مگه فرمانده گردان....
بقیه حرفم را نتوانستم بگویم. خنده از لبهاش رفت. گفت:
مگه فرمانده گردان با بسیجی های دیگه فرق می کنه که باید غذا بدون صف بگیره؟
یاد حدیثی افتادم؛ من تواضع لله رفعه الله
پیش خودم: بیخود نیست آقای برونسی این قدر توی جبهه ها پرآوازه شده.
بعدا فهمیدم بسیجی ها خیلی خیلی مانع این کارش شده بودند، ولی از پس او برنیامده بودند.

بده در راه خدا، من به خدا محتاجم
من به بخشندگی آل عبا محتاجم
از قنوت سحر مادرتان جا ماندم
پسر حضرت زهرا به دعا محتاجم
فطرس نفس مرا گوشه ی چشمی کافیست
با پر و بال شکسته به شفا محتاجم
شوق پرواز بده روح زمین گیر مرا
به جنون سر ایوان طلا محتاجم
دود این شهر مرا از نفس انداخته است
به هوای حرم کرب و بلا محتاجم
چه قدر گریه کنم تا نبری از یادم؟!
در سراشیبی قبرم به شما محتاجم
بعضى از کسانى که ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،
ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است.
حسن گفت:
عرض کردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم )
به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستی شان با دشمنان ما و
دشمنى شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود،
حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد
و مؤمن از منافق باز شناخته نشود. صفات الشیعه ص 8



سلام بر تو ای که از سلاله پاکانی
بگذار اغیارندانندکه دل مادرگروعشق تومانده است
بگذار چشم حسودانت کور شود از دیدن عشق
که هر کسی وهر غیری نمیتواند درک عشق کند
مارا حریم عشقت خوش است وخوشیمان در روزگاران نامردی دیدار
روی زیبای توست ای بهترین مرا نیز دعا کن
