چه مردان سبزی،کبوتر شدند!
پس از لاله،فصل غریبانهای ست
بر این فصل بی لاله،باید گریست
پس از لاله،فصل بداقبالی است
و جای شهیدان ما،خالی است
چه غافل!چه غافل!چه ما غافلیم!
اسیر زمینیم و پا در گلیم...



تمام هستی ام را خاک قدمت می کنم تا
شاید نظرى به جاده دلم بیندازى ، چرا که تو
آفتاب یقینى ، که امید فرداها هستى ،
تو بهار رؤیایى که مانند طراوت گل سرخ
می مانى و نرم و سبز و لطیفى ، تو معنى
کلمات آسمانى هستی که دستهایش
براى آمدنت به زمین دعا می کند.
مدت ها بود از مهدی خبری نداشتم.
شبی حضرت زهرا- سلام
الله علیها- را به خواب دیدم.
کفش هایشان را جلوی
پایشان جفت کردم،
وگفتم: «آیا شما خبری از پسرم دارید؟»
در پاسخ، شاخه ای
گل سرخ به من دادند.چند روز بعد،
خبر شهادت فرزندم را آوردند.
راوی:
مادر شهید محمد مهدی عطاران»
منبع:« روایت عشق، سیمین
وهاب زاده مرتضوی،ص96،