-
سردار خیبر
یکشنبه 15 دی 1392 10:50
محمد ابراهیم دانش آموز بود تعطیلات تابستون که رسید ، گفت می خوام برم شاگردی بهش می گفتیم: آخه برای ما زشته که تو بری شاگردی کنی گوش نمی کرد می گفت: من خوشم نمیاد برم تو کوچه و خیابون وقتمو تلف کنم رفت و شاگرد یه میوه فروشی شد اینقدر این بچه توی کارش زحمت می کشید ، که وقتی می یومد خونه حال نداشت بهشم می گفتم: مادر! کی...
-
ای دل
یکشنبه 15 دی 1392 08:46
-
گناه فرمانده
یکشنبه 15 دی 1392 07:31
یه روز،چند ساعت مونده به شروع عملیات،فرمانده ی گردان رفت پیش روحانی گردان و به روحانی گفت: «حاج آقا من یه رازی دارم که میخوام به شما بگم.راستش من یه گناه کردم که میخوام ببینم خدا می بخشه یا نه؟» این روحانی متعجب میشه که این فرمانده چه گناه بزرگی مرتکب شده. فرمانده میگه: «وقتی رفتم مرخصی،زمان برگشت همسرم ازم خواست که...
-
ایستاده ایم تا اخر
شنبه 14 دی 1392 18:33
آری شهادت زیباست امامثل مردپای بیرق انقلاب ایستادن ازآن هم زیباتراست. شهاد ت دررکاب خمینی زیباست. امادفاع ازولی فقیه حاضرازآن هم زیباتراست خون دادن برای خمینی زیباست اماخون دل خوردن برای خامنه ای ازآن هم زیباتراست
-
رضای خدا
شنبه 14 دی 1392 12:27
-
نقل از دختر شهید
شنبه 14 دی 1392 10:25
نقل ازیک د خترشهید: من وبابام بهم یه قولی داده بودیم.. من برای اینکه بابام به آرزوش برسه دعاکنم.... بابایی هم برام یه عروسک قشنگ درست کنه...... من دعاکردم.... پیکربابام ووقتی اوردن همراه ساکش یه عروسک دست سازهم بود.......... یادهمه شهدا صلوات
-
حضرت اقا
جمعه 13 دی 1392 21:32
-
مسائل هسته ای ایران وجهان در یک نگاه
جمعه 13 دی 1392 21:20
-
بابا جون
جمعه 13 دی 1392 21:00
-
و تو چه میدانی
جمعه 13 دی 1392 19:13
بسم رب الشهدا والصدیقین سه ساله بود که پدرش آسمانی شد دانشگاه که قبول شد همه گفتند "با سهمیه قبول شده" ولی هیچ وقت نفهمیدند کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد "بابا" یک هفته در تب سوخت.