


مردم که جاهل باشند... تحریف خنده دار هم شدنی است!
....معاویه هنگامی که پیک علی علیه السلام در شام بود،
در حالی که روز چهارشنبه بود گفت اعلام نماز جمعه کنید.
اعلام نماز جمعه کردند. در روز چهارشنبه نماز جمعه خواند.
احدی به او اعتراض نکرد. در خفا نماینده علی علیه السلام را خواست.
گفت: «برو به علی بگو با صدهزار شمشیرزن به سراغ تو میآیم
که چهارشنبه را از جمعه تشخیص نمیدهند. به علی بگو حساب کار خودت را بکن»...
سیری در سیره ائمه اطهار ع، ص 44.شهید مطهری ره






چندگاهیست دعای فرج را چند بار می خوانم
تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد
هم اشکم بریزد
هم در جست و جویت باشم
هم سرپرستم باشی
شنیده بودم نــمــاز اول وقت برایش اهمیت دارد،
ولی فکر نمی کردم انقدر مصمم باشد!
صدای اذان کہ بلند شد همه را بلند کرد؛
انگار نه انگار عروسی است،
آن هم عروسی خـــودش!
یکی را فرستاد جلو بقیہ هم پشت سرش،
نماز جـــماعتی شد بہ یاد ماندنی!!
شهید محمدعلی رهنمون


ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩ…
ﺍﮔﺮ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﺎﺩﺭﺳﺘﯽ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﮑﻨﻢ…
دنیا ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ…
ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﺪ…
ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺷﺒﯿﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ…
پناه
میبرم «به خدا»
از عـیبی که «امروز» در خود می بینم،
و
«دیروز»
«دیگران را» به خاطر
«هـمان عیـب»؛ ملامت کرده ام
محتاط باشیم؛ در «سرزنش»
و «قضاوت کردن دیگران»
وقتی
نه از «دیروز او» خبر داریم
نه از «فردای خودمان»…
انروزها که گذشت ،مردم بخاطر اینکه میهمانش بودند
سحرها زودتر خواب را از چشمانشان دور میکردند
انگار بر خود لازم میدانستند سحری را بخورند به
رسم مهمان بودن.که شاید میزبان از نبودنشان
پای سفره سحر نگران میشده است دلگیراز نیامدنشان می شده..
حال چندروزی است که از میهمانی امده ایم کسی دیگر
بر خود فرض نمیکند اینروزها هم میهمانش هستیم
وبا کمی فاصله از سحر به ما روزی میدهد انهم روزی مادی
وهرکه را بخواهد از خوان نعمتش که در بین الطلوعین عشق
برپاست می دهدآنچه را باید
پس بیایید بدانید که عشق اینروزها هم هست ولی درهمین
سحرهایی که فکر می کنیم میهمانی تمام شده است در
همین بین الطلوعینی
که برایمان فراموش شده بود وان قدر در تلگرام خسته شدیم
پای این بی خوابی شبانگاهمان که یادمان رفت باید برای
نماز خواندن وصحبت با حضرت عشق
بیدار باشیم.سحر همیشه هست واینبار یادمان باشدما
میهمان خان حضرت عشقیم تاقبل ا ز موت
پس ای عشق یاریمان کن



فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا…
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها…
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی…
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.



حتی روزی هم که رفت بااینکه از زیر قرآن ردش کردم واقعاً فکر نمیکردم رفته باشد.
طوری که شب شام درست کردم. اما دیدم که نیامد. بعد هم تماس گرفت که سوریه است.
میگفت برای کمک به رزمندهها رفتم و اگر شهیدشدم به من افتخار کن.
شوخی میگرفتم میگفتم به چی افتخار کنم؟ به اینکه شوهر ندارم؟
اما میگفت عظمت شهید خیلی زیاد است بعدها متوجه میشوید.
راست میگفت عظمت شهید خیلی بالاست طوری که حتی بچهها هم متوجه میشوند.
یکبار وقتی رفتم مدرسه متین دیدم پوستر آقا مهدی را دیوار زدهاند
و بچههای مدرسه هرکدام زیرش نوشتهاند: دوستت داریم»
نقل خاطرات:همسر شهید قاضی خانی