شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...
شـــهـــری درآســـمـــــان

شـــهـــری درآســـمـــــان

یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ...

مصطفی ردانی پور


«اقا مصطفی ! شما فرمان ده ای، نباید بری جلو.

خطر داره .» عصبانی شد.اخمهایش را کرد توی هم.

بلند شد و رفت. یکی از بچه ها از بالای تپه

می آمد پایین . هنوز ریشش در نیامده بود

از فرق سر تا نوک پایش خاکی بود.رنگ به

صورت نداشت. مصطفی از پایین تپه نگاهش می گرد.

خجالت می کشید ، سرش را انداخته بود پایین.

میگفت « فرمانده کیه ؟ فرمانده اینه که

همه ی جوونی و زندگیش رو برداشته

اومده این جا.»  شهید مصطفی ردانی پور

منبع : کتاب ردانی پور