-
حضرت امام عشق
چهارشنبه 26 مرداد 1390 06:37
دست تو باز مىکند، پنجرههاى بسته را هم تو سلام مىکنى، رهگذران خسته را دوباره پاک کردم و به روى رف گذاشتم آینه قدیمى غبار غم نشسته را پنجره بى قرار تو، کوچه در انتظار تو تا که کند نثار تو، لاله دسته دسته را شب به سحر رساندهام، دیده به ره نشاندهام گوش به زنگ ماندهام، جمعه عهد بسته را این دل صاف، کم کمک شدهست سطحى...
-
اعتقاداتمان راچند می فروشیم
سهشنبه 25 مرداد 1390 06:47
مبلغ اسلامی بود . در یکی از مراکز اسلامی لندن. عمرش را گذاشته بود روی این کار . تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد . راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد . می گفت: چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه. آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را...
-
مولا امیر مومنان علی علیه السلام
یکشنبه 23 مرداد 1390 08:05
بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت . . .
-
انگلیس
جمعه 21 مرداد 1390 10:38
خبرهایی که از انگلیس میاید را مطمئن هستم که بی بی سی پوشش نمیدهد .بی بی سی همانی است که در سال 88 کوچکترین دروغ در ایران را بزگنمایی میکرد وبرای مردم دنیا مخابره می کرد.ایا حال چه چیز میگوید .مردم کشورش را که بخاطر طرحهای اقتصادی بیخود رئسای ان به خیابان ریخته اند را اوباش می خواند.اما دیگر دست بردارید از اینهمه دخالت...
-
تبریک
جمعه 21 مرداد 1390 06:27
سلام ماه رمضان است وپیش رو ولادت امام حسن مجتبی رو داریم..پیشاپیش تبریک عرض می نمایم
-
مهدیم من
پنجشنبه 20 مرداد 1390 22:36
مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست همه گویند که در حسرت دیدار من اواره ترینند لیک در گفته این طایفه هیچ کرداری نیست ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 مرداد 1390 05:16
سلام بر دوستا عزیزی که به وبم اومدن ومن نبودم عذر خواهی میکنم ..انشالله که بتونم این وب رو همیشه بروز کنم منتظرتون هستم تا دوباره بیان ونظراتت خوبتون رو بگذارین
-
خانه را مرتب کنید تا اقا بیاید
جمعه 9 اردیبهشت 1390 07:08
پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت اینجا را مرتب کنید تا من برگردم خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ... یکی از بچهها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید یکی از بچهها که شرور...
-
بی تو
شنبه 20 فروردین 1390 07:40
اگر بپرسند : تو برای آمدن مولایت چه کردی؟ چه شرمسار خواهم شد! آه! می ترسم دیگران بخشوده شوند و مرا با این ادعای دوستی نبخشایند! آه! باز هم آه! فدایت شوم! بی تو لحظه هایم همه آه می کشند! بی تو دوباره هایم همه در حسرت می سوزند! بی تو واژه هایم وجدان آتش گرفته را می مانند! اما حتی کو آن لیاقت که دار بر دوش کشم! چرا هیچ...
-
شهید حاجی امینی
سهشنبه 2 فروردین 1390 06:40
یکی از شهدایی که عکس لحظه شهادت وی تاثیر زیادی روی مردم داشته و خیلی جذاب و معنوی است، عکس شهید امیر حاجی امینی است و کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که این عکس را ندیده باشد و با دیدنش روحش تازه نشده باشد. از زبان یک شیمیایی آن قدر بالا نرفته ام که پاهایم بلرزد، پست و مقامی هم ندارم که نگران از دست دادنش باشم، از دنیای...