

شقایق هم از دل عاشق وبیقرارت خبر داشت
که ...
دشت های جنوب مملو شده ازعطر گلهای سرخ داغدار
بیقراران وصل وسینه سوختگان طریق عاشقی
رفتند تا من وتو در خفت این چند روزه حیات دنیایی نمانیم
کمی تلنگر به جان عزیزت بزن

پروردگار مهربانم
ای معبود هستی بخشم
راضی نشو بی یاد شهدا بمانم
ونسیان خاموشی در ذهن وقلبم پنجه افکند
اللهم الرزقنا یاد شهدا

سرم خاک کف پای حسین است
دلم مجنون صحرای حسین است
بهشت ارزانی خوبان عالم
بهشت ما تماشای حسین است
نترسانیدم از روز قیامت
قیامت قد و بالای حسین است
گُنه کاران عالم را بگوید
که بخشیدن فقط کار حسین است...
الهی ...
سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،
و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛
آن سه خصلت عبارتند از :
فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،
و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،
و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...
و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :
تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،
و چشمِ امید به تو بسته است ...
همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،
و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...
" دعای 12 صحیفه ی سجادیه - بخش 1 تا 3 "
