ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
مرد با آن قیافه حق به جانب آمده بود مدرسه ،
« تا نمره قبولی فرزندم را نگیرم نمی روم.»
بعضی ها می گفتند آقای رجایی! طرف آدم بانفوذی است.
یک قبولی که به جایی بر نمی خورد ! می گفت :
« مدرسه جای تلاش و کوشش است، بچه این فرد
جای یک بچه با استعداد را اشغال کرده است. »
غروب که می رفت، مرد همچنان تحصن کرده بود.
رو به سرایدار کرد و گفت :
« به آقا پتو و آب و چای بدهید که خواستند
تا صبح بمانند اذیت نشوند. » از نمره خبری نبود که نبود.
شهید محمد علی رجایی