ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
منطقه «اورامان» به دلیل وضعیت خاص جغرافیایى و ارتفاعات مختلف، اهمیت ویژهاى داشت.
یک سلسله از کوههاى آن منطقه در اختیار عناصر ضد انقلاب بود. در جلسه اى که با
حضور جمعى برادران رزمنده از جمله حاج احمد متوسلیان داشتیم، تصمیم گرفتیم
این ارتفاعات را پاک سازى کنیم. طرح عملیات ریخته و با موفقیت اجرا شد و روى
یکى از ارتفاعات منطقه مزبور پایگاهى ایجاد کردیم. یک روز متوجه شدیم یک نفر که بار
به دوش دارد و حامل یک گالن 20 لیترى است، به طرف پایگاه مىآید. نزدیکتر که آمد،
فهمیدیم حاج احمد متوسلیان است. او براى رزمندگان مستقر در پایگاه نفت و خرما آورد.
خواستیم بار را از او بگیریم که اجازه نداد. او گفت: من دارم وظیفه ام را انجام مىدهم.
حاج احمد متوسلیان همیشه آخرین نفرى بود که غذا مىخورد. تا مطمئن نمىشد غذا به
همه رسیده، لب به آن نمىزد. همیشه در حال نماز، در وقت استراحت و غذا در
کنار برادران بود حاج احمد متوسلیان
منبع : راوى: صالح بازرگان، ر. ک: روزهای سبز کردستان، ص 147