ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
معلم که میدانست پدرش جانباز جنگ است،
سعی کرد حرفهایی بگوید تا آراماش کند
و به او دلداری بدهد. حرفهای معلم
ناتمام ماند وقتی دختر بچه به او گفت:
«خوشبحال بچههای شهید!
آخر آنها ناراحتی پدرشان را ندیدهاند
نامه ی یک دختر جانباز به امام حسین (ع)....
------------------------------------------------------
خدایا نامه ام رو به دست امام
حسین برسون
سلام امام حسین مهربون...
من دختری کوچک هستم . پدرم
جانباز موجی است...
الان که دارم برای شما نامه
می نویسم پدرم خوابیده آرومه آرومه .
وقتایی که خوابه میام کنارش
وباهاش حرف می زنم...
امام حسین شنیدم رقیه ی
کوچولوت به آسمون ها
رفته می خوام بهتون بگم ...
من حاضرم دختر شما بشم...
به جاش حال بابام رو خوب کنید
از شما خواهش می کنم
می دونم که خیلی مهربونید امام حسین...