ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
امشب شب عاشورا است. روضه خوندید، گریه کردید. امشب منو نماینده ی حسین زمان خودتون بدونید.
حسین زمان شما سرباز بسیجی می خواد. دیگه کاری با شما ندارم و برای شما دعا می کنم. از منبر پایین آمد.
سکوت سنگینی به مسجد خیمه زد. صدای زمزمه ی زن ها از پشت پرده ها بلند شد.
-چرا مردها ساکت اند؟ یک نفر از جمعیت بلند شد و فریاد زد: « جنگ جنگ تا پیروزی ! »
سکوت شکست. همه ی جمعیت با او همراهی کردند. شب عاشورا بود.
صبح عاشورا دو برابر ظرفیت برای اعزام آمده بودند.
منبع : سایت صبح