ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
تلفنی بهم گفتند "یه مشت لات و لوت اومدن می گن
می خوایم بریم ستاد جنگ های نامنظم."
رفتم و دیدم. ردشان کردم. چند روز بعد،
اهواز، با موتورسیکلت ایستاده بودند کنار خیابان.
یکیشان گفت"آقای دکتر خودشون گفتن بیاین." می پریدند؛
از روی گودال، رود، سنگر. آرپی جی زن ها را سوار
می کردند ترک موتور، می پریدند. نصف بیش ترشان
همان وقت ها شهید شدند. شهید مصطفی چمران