-
تکان بخور
سهشنبه 5 شهریور 1392 11:46
تکان بخور تو از این قاب خانه ات آباد نشسته ای که در این خانه هر چه بادا باد همیشه موقع تصمیم پشت من خالی است چقدر خالی جایت پدر عذابم داد نشسته ای روی این تانک و میزنی لبخند و هستی از همه قید و بندها آزاد چهل غروب پس از تو تولد من بود چه فرق می کند اردیبهشت یا مرداد چه جای جشن گرفتن چه جای شادی بود برای این دل پر غصه...
-
شهید علیرضاکریمی
سهشنبه 5 شهریور 1392 09:28
دفعه آخر که داشت می رفت جبهه ازش پرسیدم علیرضا جون کی بر میگردی مادر؟ صورت نازش را بلند کرد نگاهش با نگاهم جفت شد بعد سرش انداخت پایین و گفت هر وقت که راه کربلا باز شد ساکشو دستش گرفت، تو انتهای کوچه دلواپسی های من ذره ذره محوشدعملیات والفجر یک بچم شده بود مسئول دسته دوم گروهان حضرت ابالفضل علیه السلام تو همون عملیات،...
-
توبه
سهشنبه 5 شهریور 1392 06:25
خسته ام از توبه های سَرسَری ** از هوای نفس و از دیو و پری دوستـــانِ دشـمـنـم در یـاوری** مــادرانِ بـدتـر از نـامـــادری باید امشب رفت راه دیگـری**الامان الغوث یابن العسگری
-
یا ابا صالح
دوشنبه 4 شهریور 1392 11:41
-
لا یمکن الفرار
دوشنبه 4 شهریور 1392 06:06
-
توجیه
یکشنبه 3 شهریور 1392 11:59
-
هنوز جنگ هست
یکشنبه 3 شهریور 1392 11:22
-
هشدار
یکشنبه 3 شهریور 1392 10:03
-
عاقد
یکشنبه 3 شهریور 1392 05:48
عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود گفتند : رفته گل ... نه گلی گم ... دلش گرفت یعنی که از اجازه بابا خبر نبود چندین بهار منتظرش بود و برنگشت آن فصل های سرد که بی درد سر نبود ای کاش نامه ای ، خبری ، عطر چفیه ای رویای دخترانه او بیشتر نبود عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان آن روز دور...
-
جاذبه
شنبه 2 شهریور 1392 11:00
جاذبه ی خاک به ماندن میخواند،و آن عهد باطنی،به رفتن عقل به ماندن می خواند،و عشق به رفتن و این هردو را خداوند آفریده است تا وجود انسان، در آوارگی و حیرت میان عقل و عشق معنا شود.