-
حجب وحیا
پنجشنبه 4 مهر 1392 10:27
از امام حسن(ع) پرسید: آقا "پستى" چیست؟ فرمود: شخصی خودش را نگه دارد اما همسرش را رها سازد تا هر کار که خواست بکند... مواعظ امامان علیهم السلام-ترجمه جلد هفدهم بحار، ص: 98 ----------------------------------------------------------------------------------- قابل توجه اونها که برهنگی را تمدن و حجاب را عقب ماندگی...
-
شهدا شرمنده ایم
چهارشنبه 3 مهر 1392 19:45
شهدا آنروز در خط مقدم حتی مراقب عطسه هایشان بودند که حضور گروهانشان را به دشمن راپرت ندهند ، بعضی ها امروز بی واهمه در خیابان قه قه می زنند و با بزک وآرایش و البسه رنگارنگ ، جلب تو جه نامحرم کرده و می گویند : مرا نیز به حساب آورید ، آدمم !
-
نوجوان بود اما ...
چهارشنبه 3 مهر 1392 11:43
عملیات شروع شده بود و زیر آتش سنگین دشمن قرار گرفته بودیم. همین طور همراه با رزمنده های دیگه تیراندازی می کردم. که یک دفعه به یک میدان بزرگ مین برخورد کردیم...به دو رو ور نگاه کردیم هیچ راهی نبود و تمام منطقه مین گذاری شده بود... مثل اینکه دشمن از عملیات با خبر شده بود و تمام منطقه رو مین گذاری کرده بود آتش دشمن هر...
-
شرمند ه ایم
چهارشنبه 3 مهر 1392 05:00
دل ، بی قرار نیست ادا در می آوریم چشم انتظارنیست ادا در می آوریم عمریست درتلاطم دنیا ولذّت است وقف نگار نیست ادا در می آوریم مرغی که هر زمان سر یک بام می پرد دنبال یار نیست ادا در می آوریم قلبی که دل به صحبت سرما سپرده است فکر بهار نیست ادا در می آوریم اصلاً دلی که مست ریا و ربا شود گوشش به کار نیست ادا در می آوریم...
-
خواب غفلت
چهارشنبه 3 مهر 1392 04:36
کسی که به وقت یاری رهبرش در خواب باشد . با لگدمال دشمنش بیدار می شود. حضرت علی (ع) حواسمان باشد با لگد دشمن بیدار نشویم که حضرت ماه همیشه ما را به بصیرت افزایی دعوت کرده است.
-
خداآنها را باخود برد
سهشنبه 2 مهر 1392 09:58
-
شوهرمه عشقمه دوستش دارم
سهشنبه 2 مهر 1392 04:57
تو بیمارستان که بودیم یه جانباز رو آوردن موجی بود . ۲۰ سال با این درد زندگی کرده بود بستری که شد همسرش نشست کنارش و شروع کرد به گریه کردن پرستار پرسید چی شده ؟ با صورتی کبود و تنی رنجور پرسید : نمیشه خودم تو خونه مراقبش باشم ؟ پرستار گفت : باز حالش بد بشه کتکت بزنه چیکار میکنی ؟ در حالیکه چشمش به همسرش بود جواب داد :...
-
گفت «کارى ندارى با ما؟»
دوشنبه 1 مهر 1392 11:16
زد روى شانه ام. گفت «چه طورى پهلوون؟ شنیدهم چاق شده اى، قبراق شده اى.» گفتم «پس چى حاجى؟ ببین.» آستینم را زدم بالا. دستم را مشت کردم آوردم تا روى شانه ام. گفت «حالا بازوتو به رخ من مى کشى؟» خم شد. بند پوتین هایش راباز کرد. گفت «ببینم دستاى کى بهتر کار مى کنه؟ باید با یه دست بند پوتینت رو ببندى. هر تو تاشو.» گفتم «این...
-
گنجشکی که نشانی «چهل و هشت» شهید را آورده بود
دوشنبه 1 مهر 1392 10:49
گنجشکی که نشانی «چهل و هشت» شهید را آورده بود شهید علیرضا خاکپور از سرداران شهید « لشکر پنج نصر خراسان » از خطه گلستان، روستای پیرواش، متولد سال ۱۳۴۵، از خانواده ائی روستائی و کشاورز، متاهل ، وقتی «سمانه» تنها دخترش، «هشت ماهه» بود؛ علیرضا در ششم اسفند سال «۱۳۶۵» در عملیات «کربلای پنج» مظلومانه شهید شد. شهید علیرضا...
-
روزها می گذردوحدیث عشقتان مانند خون هاتان همواره جاریست
دوشنبه 1 مهر 1392 10:11