-
روزگاری که
پنجشنبه 24 بهمن 1392 11:24
در روزگـاری که بعضی زن هـا در خیابان ساپـورت می پوشند لاک های شبـرنگ می زنند و در روز و شب مثل چراغ ها بـرق می زننـد از دامــن زن مـَـردها به معــراج که نمی روند هیـچ, به تاراج می روند ...
-
دلنوشته
پنجشنبه 24 بهمن 1392 06:43
زمان گذشته است از ان چیزی که میخواهم بگویم -عباش شهید شد در سن 16 سالگی وهنوز پس از گذشت اینهمه سال هنوز هم 16 سال دارد وزمان برای او ایستاده است ومن هنوز برای امروز ودیروزم هنوز گرفتارم دیروزم که همه اش شده است غبطه خوردن که چرا نبودی تا بروی وامروزم که همه اش در جنگ نرم هستم وشکست خورده ای بیش نیستم اروند دلم را...
-
باخداکار داریم
چهارشنبه 23 بهمن 1392 19:24
-
گناه دونوع است
چهارشنبه 23 بهمن 1392 16:20
گناه دو نوع است: 1- یک وقت آدم لجبازی میکند، با خدا گردن کلفتی میکند و هیچ به فکر توبه هم نیست.آنها کارشان خراب است. 2- ولی بعضیها گناه میکنند ولی پشیمانند. مرتب خودش رو میخوره که چرا همچنین کاری کردم. آنهایی که سر جنگ دارند سخت توبهشون قبول میشود. خدا میفرماید: به عزت و جلال خودم قسم که دیگه تو رو نمیبخشم....
-
خدایا
چهارشنبه 23 بهمن 1392 11:00
-
ایت الله بهجت
چهارشنبه 23 بهمن 1392 09:58
-
واینجاست که عشق ...
چهارشنبه 23 بهمن 1392 05:38
دلنوشته های مجتبی مرا نیز بپذیر دایی در جمع عاشورائیان ......... زمان انقدربه سرعت گذشته است ازان زمان که عباس نوجوانی شانزده ساله بودومن نیز بچه ای که فهم جنگ را نداشت ،من غرق شده بود در بازیهای کودکانه ام واو غرق در حضرت حق،تو ببین که هر دو غرق هستند ولی اودر بازیهاش واین یک در عشقش، اخرین شبی که برای دیدار خواهرش...
-
تغییر نظر مردم
چهارشنبه 23 بهمن 1392 02:37
-
حاج اقا
سهشنبه 22 بهمن 1392 20:52
امام جماعت واحد تعاون بود بهش می گفتند حاج آقا آقا خانی روحیه عجیبی داشت زیر آتیش سنگین عراق ، شهدا رو منتقل می کرد عقب توی همین رفت و آمدها بود که گلوله مستقیم تانک سرش رو از تنش جدا کرد چند قدمیش بودم هنوز هم تنم می لرزه وقتی یادم میاد از سر بریده اش صدا بلند شد: السلام علیک یا اباعبدالله...
-
امام علی علیه السلام
سهشنبه 22 بهمن 1392 18:05
"ســـــلام فریــــدون هستم؛ جانبـــــــاز 35 درصـــــــدِ شیمـــیایــــــی اونایــی کــه میـگن سهمیـه و چیــزهـــای دیگــه گرفتین! بیاین من هرچی دادن بدم به خودتـــون اما خداوکیلی یک روز، فقط یک روز از صبح تا شب به جای من سرفه های شیمیایی کنید . همین . . ."