-
دختر است دیگر
دوشنبه 31 خرداد 1395 16:16
دختر است دیگر .بابا را دوست دارد..... میگویند دختران بابای هستند این دختر مانع می شود بابا برای دفاع از حرم برود ولی دل بابا در گرو رقیه امام حسین مانده است که حرامیان چه بر سرش اوردند وبا بوسه ای دخترش را مجاب میکند ومیرود تا........
-
به روی مرگ خندیدند ورفتند
یکشنبه 30 خرداد 1395 17:06
دید در معرض تهدید دل و دینش را رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را
-
کرم از کجا تا کجا
یکشنبه 30 خرداد 1395 16:42
ابن کثیر از علماى اهل تسنن در البدایة والنهایة روایت کرده که امام حسن (علیه السلام) غلام سیاهى را دید که گرده نانى پیش روی خود نهاده و خودش لقمه اى از آن مى خورد و لقمه دیگرى را به سگى که آنجا بود مى دهد. امام (علیه السلام) که آن منظره را دید به او فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟ پاسخ داد: «انى استحیى منه ان آکل...
-
وقتش رسیده زود مداوایمان کند
یکشنبه 30 خرداد 1395 10:51
وقتش رسیده زود مداوایمان کند از بام روزگار تماشایمان کند ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ عمری به انتظار نشستم،ولی خودش ایستاده_در_غبار که پیدایمان کند
-
خودَٺبَراٰےِظُهورَٺدُعـاٰڪُݩوبَرگَرد
شنبه 29 خرداد 1395 04:33
خودَٺبَراٰےِظُهورَٺدُعـاٰڪُݩوبَرگَرد دُعاٰےِمَݩبِهخودَمهَمنِمـےٖڪُنَداَثَـرے
-
چه بارانی
جمعه 28 خرداد 1395 14:29
چه بارانی ز اشک شوق می بارد دمِ درها دمِ باب الجوادت وعده ی دیدار نوکرها
-
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی
جمعه 28 خرداد 1395 14:24
طلوع میکند آن آفتاب پنهانی ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی دوباره پلک دلم میپرد نشانه ی چیست؟ شنیده ام که میآید کسی به مهمانی کسی که سبزتر است از هزار بار بهار کسی شگفت کسی آن چنانکه میدانی
-
از بین لاله های عاشق نور حرکت میکردم
پنجشنبه 27 خرداد 1395 18:35
دیشب راهی شدیم تا به نقطه رهایی رسیدیم انروزهای اتش وخون نقطه رهایی جایی بود که دستور عملیات امده بود ودیگر... امروز ما نیز دربین گلهایی بودیم که همان لاله هایی بودند که از زمان نقطه رهایی برایم حرفهایی داشتند از بین لاله های عاشق نور حرکت میکردم وخجل از حال وهوای بدم بودم تا رسیدم به عاشق ترین لاله ی عاشق ، او را همه...
-
با کنایه
پنجشنبه 27 خرداد 1395 05:19
-
شب تاریک ستم ها
پنجشنبه 27 خرداد 1395 04:58
کی قصد شروع می کنی آقاجان در کعبه رکوع میکنی آقاجان دنیا شب تاریک ستمها شده است این جمعه طلوع میکنی آقاجان؟