-
تو هم باید شهید شوے...
پنجشنبه 17 تیر 1395 16:04
وقتی دو برادرم شهید شدند، پدرم خیلی صبور بود. یادم میآید وقتی محمدرضا پنج سال داشت بہ خانه پدریام رفته بودیم. مشغول ڪار بودیم ڪه یڪباره پنجره آهنی از لولا خارج شد و افتاد روے سر محمدرضا ڪه زیر پنجره نشسته بود. جمجمهاش شڪسته بود. وقتی خودم را بہ محمدرضا رساندم، از سرخی خونی ڪه در آن غوطهور شده بود، شوڪه شدم و...
-
گلستانی نو
چهارشنبه 16 تیر 1395 22:41
-
بدرود
چهارشنبه 16 تیر 1395 01:45
فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان: بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا… بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها… بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی… بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
-
پرواز
سهشنبه 15 تیر 1395 12:49
پرواز_کردن ، ربطی به بال ندارد... دل می خواهد... دلی به وسعت آسمان... دل رـا باید آسمانی کرد... خوشا آنانی که بالی نداشتند ولی... راه آسمان را یافتند...
-
کمی...خـــــــــــــــــــــــدا
دوشنبه 14 تیر 1395 23:43
دلم کـــــــــــمی خدا میخواد… کمی سکـــــــــــوت… کمی دل بریدن میخواد… کمی اشک… کمی بهت… کمی آغوش آسمانی کمی دور شدن از این آدمها…! کمی رسیدن به خدا…
-
عظمت شهید
دوشنبه 14 تیر 1395 23:23
حتی روزی هم که رفت بااینکه از زیر قرآن ردش کردم واقعاً فکر نمیکردم رفته باشد. طوری که شب شام درست کردم. اما دیدم که نیامد. بعد هم تماس گرفت که سوریه است. میگفت برای کمک به رزمندهها رفتم و اگر شهیدشدم به من افتخار کن. شوخی میگرفتم میگفتم به چی افتخار کنم؟ به اینکه شوهر ندارم؟ اما میگفت عظمت شهید خیلی زیاد است...
-
بهانه
دوشنبه 14 تیر 1395 01:09
غم نوشت بهانه ی سفر دارد روضه می خواهد دل تنگ شقایق حالش خراب خراب است
-
پیچوندن گوش داعش
دوشنبه 14 تیر 1395 00:43
سردار دستت درد نکنه محکم تر بپیچون
-
نقشه
دوشنبه 14 تیر 1395 00:12
-
خواب دوستم درمورد خودم
یکشنبه 13 تیر 1395 16:07
محل کارم بودم یکی از رفقا اومد بهم گفت فلانی خوابت رو دیدم خیلی وقت بود ازش خبرنداشتم گفت خواب دیدم با اقای فلانی داشتم تلفنی صحبت میکردم بعدش درهمین حین یه پیامک اومد برام پیامک رو که خوندم نوشته بود به خانواده فلانی تسلیت گفته بودن شهادتت رو ایشون میگفت وقتی خوندم با دست زدم تو پیشونیم واز خواب پریدم