-
اعتماد به حضرت زهرا سلام الله علیها
یکشنبه 4 فروردین 1392 06:12
گفتم ببین منو قبول داری؟ گفت آره. گفتم من چند ساله با جوونا کار میکنم، کسی که نتونه حرفشو بنویسه بعدشم نمیتونه بگه. یک و دو و سه و چهار کن و بنویس. گفت باشه. حتما بخوانید فوق العاده است فرداشب که اومدیم، یه نامه داد به ما، من بردم خونه، نامه را که خوندم دیدم این همونیه که من در به در دنبالش میگشتم. فرداشب اومد گفت که:...
-
رؤیای صادقه
یکشنبه 4 فروردین 1392 05:42
یکی از تجار محترم قم «آقای حاج سیدعلی» متوفی 1348 می گوید: من در تهران در مجمعی بودم، اتفاقاً فرماندار کاشان نیز در آن مجمع حضور داشت. یکی از افراد مجلس از فرماندار پرسید: شما در طول حکومت خود در کاشان از عجایب چه دیدید؟ فرماندار در جواب گفت: آن زمانی که در کاشان حکومت داشتم، مردم از ترس عقرب شب ها روی تخت می...
-
ای عابر
شنبه 3 فروردین 1392 09:47
ای عابر بزرگ که با گامهای تو ... از انتظار پنجره تجلیل میشود تا کی سکوت و خلوت این کوچههای سرد بر چشم های پنجره تحمیل میشود؟ آیا دوباره مثل همان سالهای پیش امسال هم بدون تو تحویل میشود؟ بی شک شبی به پاس غزلهای چشم تو بازار وزن و قافیه تعطیل میشود «آنروز هفت سین اهورایی بهار موعود! با سلام تو تکمیل میشود»
-
رفتیم پابوس امام عشق
پنجشنبه 24 اسفند 1391 19:13
-
یک صبح قشنگ
چهارشنبه 23 اسفند 1391 21:30
یک صبح قشنگ، بی خبر می آید آن مرد بزرگ از سفر می آید وقتی همه منتظرانش خوابند با سیصد و سیزده نفر می آید
-
فقط سپاهان
چهارشنبه 23 اسفند 1391 18:42
-
مثل عکس
دوشنبه 21 اسفند 1391 18:51
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
-
چادر
پنجشنبه 17 اسفند 1391 05:55
از خانم موسوی - که در دوران دفاع مقدس به عنوان امدادگر حضور داشته اند- می خواهیم که از بین همه تصویرهای آن زمان، یکی که از همه در ذهنش پررنگ تر است را بگوید. چیزی که شده باشد پس زمینه ذهنش از آن ایام و آن آدم ها. خاطره ای می گوید که شاید تاثیرش اگر از تاثیر کتاب فلسفه حجاب شهید مطهری بیشتر نباشد، کمتر نیست: "یادم...
-
سردار دوستت داریم
چهارشنبه 16 اسفند 1391 05:36
کسی که خواب را از امریکائیها ربوده است کسی که برای امریکائی ها بعنوان خطرناک ترین و مرموز ترین فرد جهان شناخته بشه رو باید خیلی بهش افتخار کرد
-
گرفته یار
سهشنبه 15 اسفند 1391 05:36
هر وقت در زندگیات گیری پیش آمد و راه بندان شد،بدان خدا کرده است.زود برو با او خلوت کن و بگو : با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است. حاج اسماعیل دولابی