X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شـــهـــری درآســـمـــــان
یاران؛ پای در راه نهیم که این راه رفتنی است و نه گفتنی ... 
لینک های ویژه
// //

السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)

[ چهارشنبه 3 شهریور 1395 ] [ 01:31 ب.ظ ] [ روح الامین ]
خـــدا مــرحم تمام دردهاست ...
هرچه عمق خراشهای وجودمان بیشتر باشد
خـــدابرای پـــرکردن آن بیشتردروجودمان جای میگیرد.

برچسب‌ها: خراش، خدا
[ چهارشنبه 3 شهریور 1395 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ روح الامین ]
کاش می شد به اون موقع ها برگردیم.....
بدجوری دلم واسه اون موقع ها تنگه.....
بگذار عشق زمین گیر شود بعد برو
 

برچسب‌ها: کاش می شد، عشق
[ سه‌شنبه 2 شهریور 1395 ] [ 05:59 ق.ظ ] [ روح الامین ]

ده ماه بود ازش خبری نداشتیم. مادرش می گفت« خرازی !

 پاشو برو ببین چی شد این بچه ؟زنده س ؟مرده س؟» می گفتم«کجا برم دنبالش آخه ؟ کار و زندگی دارم خانوم. 

جبهه یه وجب دو وجب نیس.از کجا پیداش کنم؟»

 رفته بودیم نماز جمعه. حاج آقا آخر خطبه ها گفتحسین خرازی را دعا کنید.

آمدم خانه. به مادرش گفتم.گفت« حسین ما رو می گفت؟ » گفتم« چی شده که امام جمعه هم می شناسدش؟»

نمی دانستیم فرمانده لشکر اصفهان است.

شهید حاج حسین خرازی

[ دوشنبه 1 شهریور 1395 ] [ 06:11 ق.ظ ] [ روح الامین ]


«شهیدان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند 

و پیکرهاشان زیر شنی تانک های شیطان، تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست

 اما راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا در نمی یابند.

گردش خون در رگ های زندگی شیرین است

 اما ریختن آن پای محبوب شیرین تر و نگو شیرین تر، بگو بسیار شیرین تر است.»

شهید آوینی

نایت اسکین


[ دوشنبه 1 شهریور 1395 ] [ 06:03 ق.ظ ] [ روح الامین ]

فرازی از دعای عرفه

«یَا مَنْ أَذَاقَ أَحِبَّاءَهُ حَلَاوَةَ الْمُؤَانَسَةِ فَقَامُوا بَیْنَ یَدَیْهِ مُتَمَلِّقِینَ»

(ای کسی که لذت و شیرینی انس و همنشینی ات را 

به دوستان و اولیائت چشانده ای و در اثرش، آنان

 در بارگاهت به ثناگویی و شیرین سخنی برخواسته اند.)

آری ، اگر حلاوت ذکر و ثنای خود را برجانمان بنشانی 

همانا نیمه شبان ، خلوت با تو را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کردیم. 

آه که گناهان این لذتها را از ما ستانده است. ......

[ دوشنبه 1 شهریور 1395 ] [ 05:37 ق.ظ ] [ روح الامین ]

آبـــرو  می رود  ای ابــــــر خـــــــطا پــوش بـــبار

که به دیـــــــــــوان عمل نامــــــــــه

آبـــرو می رود ای ابــــــر خـــــــطا پــوش بـــبار

که به دیـــــــــــوان عمل نامــــــــــه ســـــــــیاه آمــــــده ایم

[ دوشنبه 1 شهریور 1395 ] [ 05:22 ق.ظ ] [ روح الامین ]
[ شنبه 30 مرداد 1395 ] [ 05:59 ق.ظ ] [ روح الامین ]

 واجب و واجبتر چیست؟

 نزدیک و نزدیکتر کدامند؟

عجیب و عجیبتر چیست؟

سخت و سختتر کدامند؟

امام علی (ع) میفرمایند:

واجب، “اطاعت از خدا” و واجب تر از آن، “ترک گناه” است.

 نزدیک، “قیامت” و نزدیک تر از آن، “مرگ” است.

 عجیب، “دنیا” و عجیب تر از آن، “محبت دنیا”ست.

سخت، “قبر” است و سخت تر از آن، “دست خالی به قبر رفتن” است.

[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 10:46 ب.ظ ] [ روح الامین ]



نیست یک ساعت قـرار، این جـان بـی آرام را

یا رب ! آن آرام جـان بی قـرار مـن کجـاست؟

  هلالی جغتایی

برچسب‌ها: قرار، بی قراری
[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ روح الامین ]
 دلم میخواهد آرام صدایت کنم:

✨«اللهم یا شاهد کل نجوی»✨

و بگویم :
تو خودِ آرامشی
ومن ، خودِ خودِ بیقرار...


خدایا
مرا هر گونه که میخواهی بساز

✨«الهےو ربے من لے غیرڪ»✨

[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 08:30 ق.ظ ] [ روح الامین ]

ستاره می شوم پیش چشم های نقره ایت
ای تغزل ناب انتظارم

امام مهربانم
بارها گفته ام وشرم به رویم دارم
تو کجایی گل نرگس نفس صادق صبح
دعا کن برایم تا من هم بیایم
به راهی که همه همه خودت باشی

[ جمعه 29 مرداد 1395 ] [ 05:20 ق.ظ ] [ روح الامین ]

رسول خدا (ص) فرمود:

لَا تَنْسَوْا مَوْتَاکُمْ فِی قُبُورِهِمْ وَ مَوْتَاکُمْ

یَرْجُونَ إِحْسَانَکُمْ

مردگان خود را در قبرهایشان فراموش

نکنید، آن‌ها امید به احسان شما دارند

خدایا، اموات ما را ببخش و بیامرز

رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ

سوره : المؤمنون

[ پنج‌شنبه 28 مرداد 1395 ] [ 05:53 ق.ظ ] [ روح الامین ]


زندگی دفتری ازخاطره هاست ...
یک نفر در دل شب ...
یک نفر در دل خاک ...
یک نفر همدم خوشبختی هاست ...
یک نفر همسفر سختی هاست ...
چشم تا بازکنیم
عمرمان میگذرد
ما همه همسفر و رهگذریم …
آنچه باقیست فقط خوبی هاست .

[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 11:00 ب.ظ ] [ روح الامین ]


ای شنوای دانا
ای مهربان ؛
" یا رب العالمین
تو را سپاس بخاطر نعمت دیدن و
شنیدن،
بخاطر نعمت زندگی

[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 10:06 ب.ظ ] [ روح الامین ]


طفلی میگریست در خرابه به یاد پدر...

ماشنیده ایم روضه ی سه ساله را ...

اما این روز ها به عینه میبینیم رقیه ها را...

برچسب‌ها: طفل، گریه، روضه، رقیه
[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 09:59 ب.ظ ] [ روح الامین ]

و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم

خدایا زمین گیر شدنم را مپسند...

شادی روح این شهید بزرگوار صلوات... #شهیدجهادمغنیه

آسمان فرصت پرواز بلند است، ولی...

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی . . . 


[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 09:43 ب.ظ ] [ روح الامین ]
امیرالمؤمنین على علیه السلام:
صبر بر دو قسم است، صبر برآنچه که
دوست نداری و به تو رسیده است و صبر بر
چیزی که دوست می‌داری و نمی توانی به
آن دست یابی.

بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۹۵

[ چهارشنبه 27 مرداد 1395 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ روح الامین ]
✔حاج اقادولابی می فرمود:

دو نوع شمشیر داریم:
یکی شمشیر آهنی، یکی هم شمشیر محبت.
شمشیر محبت خیلی قوی تر است.
دشمنان را با شمشیر آهنی
می کشند،اما دوستان را با شمشیر محبت شهید می کنند.
شهیدش خون ندارد.شهادتش موت اکبر است؛
یعنی همه هستی اش را می گیرد.
کسانی بودند که در مقابل محبت امامان
ما همه چیز خود را باختند.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
اگر کوهی هم مرا دوست داشته باشد،متلاشی می شود.
بحار الانوارج64ص 247
نهج البلاغه حکمت
111

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 07:00 ق.ظ ] [ روح الامین ]

هرکس مرابجویدمی یابدم ، هرکس مرایافت میشناسدم ، هرکس مراشناخت عاشقم میشود، وهرکس عاشق من شدمن هم عاشقش میشوم ، وهرکه راعاشقش شوم میکشم ، وهرکه رابکشم پس خونبهای اوبرمن است ، وهرکه دیه اش ...

خدایا عشق می خواهم ازآن عشق های دوطرفه ای که 

نگرانی نداره

خب این مطلب رو نوشتم وتایید کردم  اما میخوام روشنگری کنم چون سوال کردم در مورد حدیث 

وفرمودن در کتب شیعه ما چنین حدیثی نداریم ما عشق به  خدا نداریم 

بلکه اشد حبا لله داریم .

الان تیتر چی بنویسم؟

برچسب‌ها: خدا، عشق، خونبها
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 07:13 ب.ظ ] [ روح الامین ]

تمام روزها را هم که
ناله کنم،حسرت بخورم
و
 ازشهادت بگویم...

باید قبول کنم
که
این تابوت ها لیاقت میخواهند
و
من ندارم...
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 04:24 ب.ظ ] [ روح الامین ]
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ روح الامین ]

برچسب‌ها: مولای من، اقای من
[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 10:32 ق.ظ ] [ روح الامین ]

آمده ام شاه پناهم بده
وگاهی تورا میخواند که به تو بگوید
به کجا چنین شتابان

وتو می پنداری که تورا دعوت کرده اند پس
فکر میکنی ادمی بس خوب هستی ولی ولی ولی...

[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 06:59 ق.ظ ] [ روح الامین ]

ضامن آهوی صحرا شدنت جای خودش... اینکه در روز جزا ضامن مایی عشق است... تا ابد قبله نمای دل من سمت شماست... اینکه در کشور ما قبله نمایی عشق است... #مهدی_نظری #شیعه#ولادت#یاامام_رضا#علی_بن_موسی_الرضا

ضامن آهوی صحرا شدنت جای خودش...

اینکه در روز جزا ضامن مایی عشق است...

تا ابد قبله نمای دل من سمت شماست...

اینکه در کشور ما قبله نمایی عشق است...

[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 05:18 ق.ظ ] [ روح الامین ]

بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات

بر شافع ما روز قیامـت صـلوات

در شـام ولادتـش که شادنـد همـه

بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد

[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ روح الامین ]

برچسب‌ها: وصیتنامه، درنگ
[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 06:25 ق.ظ ] [ روح الامین ]

عکس و تصویر جمالشون رو عشقه......
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
.
.
دلتنگ تر از همیشه به یادتان

[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 06:18 ق.ظ ] [ روح الامین ]

Image result for ‫همسر شهید‬‎

دور از تو آن چه سمت چپ سینه ی من است

دل نیست

موزه درد معاصر است...

برچسب‌ها: سینه، دل، موزه، درد
[ شنبه 23 مرداد 1395 ] [ 06:06 ق.ظ ] [ روح الامین ]

بابای من 

یه پوتین به ارث گذاشته...

| تو جاکفشی ها ی طلاییه | 

با این کفشا تا آسمونم میتونم برم 

برچسب‌ها: کفش، ارثیه، پوتین، آسمان
[ جمعه 22 مرداد 1395 ] [ 06:13 ق.ظ ] [ روح الامین ]

   1    2    3    4    5      ...    225    >>

.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

«مردمان، مسافر کاروان مرگند، اما خود نمی دانند. مرگ، کاروان دار سفر زندگی است. کجاوه ثابت می نماید!دل شهرنشینان، پرستویی در قفس است، پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود. وطن پرستو بهار است و اگر بهار، مهاجر است از پرستو مخواه که بماند. اما وطن مألوف پرستوی دل، فراسوی گرما و سرما و شمال و جنوب در ماوراست.اهل هجرت که کاروانیانند و کشتی نشستگان، خوب می دانند این خمودی که شهرنشینان را گرفته از چیست!» (شهید« سید مرتضی آوینی»- راز خون/ص178 ) ۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸ سلام بر افسران جنگ نرم سلام بر انانی که در این راه قلم میزنند سلام بر انهایی که تک وپاتک دشمن را مانند شهدا جواب میدهند سلام بر انهایی که هنوز ابادستان دلشان را به بد نسپرده اند سلام بر انهانی که از زخم زبان دشمنان داخلی وخارجی نمی هراسند وهنوز در صحنه اند وسلام بر حضرت ماه سلام بر حضرت خورشید که عمری است انتظارش را می کشیم وسلام بر انانی که دراین صحنه جنگ نرم ایستاده اند واز جان ومال خود دریغ نمی کنند ودر اخر سلام بر عشق که خونبهای خوبان است وسلام بر شهیدان که در جرگه خوبان عالم هستند.اللهم الرزقنی شهاده فی سبیلک ************* روزگاران عجیبی آمدند نسلهای نا نجیبی آمدند ابتدا احسامان ترد بود ابتدا اندوهمان خرد بود رفته رفته خنده ها زاری شدند زخمهامان کم کم کاری شدند بعضی از انها که خون نوشیده اند ارث جنگ عشق را پوشیده اند عده ای حسن القضا را دیده اند *عده ای را بنز ها بلعیده اند ای شکوه رفته امشب باز گرد! این سکوت مرده را در هم نورد! از نسیم شادی یاران بگو از شکست حصر ابادان بگو از شلمچه از فاو از بستان بگو از شکوه رفته از مهران بگو از همانهای که سر بر در زدند روی فرش خون خود پر پر زدند شب شکاران سحر اندوخته از پرستو های در خود سوخته زان همه گلهای که میبردی بگو از بقایی از بروجردی بگو پهلوانانی که سهرابی شدند از پلنگانی که مهتابی شدند ای جماعت جنگ یک آیینه است هفته تاریخ را آدینه است لحظه ای از این همیشه بگذرید اندرین آیینه خود را بنگرید عشق بود وداغ بود و سوز بود اه گویی این همه دیروز بود اینک اما در نگاهی راز نیست در گلویی عقده اواز نیست باز دنیا کاسه خمر شماست باز شیطان اولی الامر شماست با همانهایم که بعد از آن ولی شوکران ریختن در کام علی باز ایا استخوانی در گلوست باز ایا خوار در چشمان اوست یسطرون هم رفت و ما نون مانده ایم بعد لیلا باز مجنون مانده ایم در تکاپوی شبیخون مانده ایم در سکوت خویش جیحون مانده ایم زخمی ام اما نمک بی فایده است درد دارم نی لبک بی فایده است عاقبت آب از سر نوحم گذشت لشگر چنگیز از روحم گذشت جان من پوسید در شبغاره ها آه ای خمپاره ها !خمپاره ها ای شهیدان!دردها برگشته اند روزهامان را به شب آغشته اند فصلهامان گونه ای دیگر شدند چشمهامان مست وجادوگر شدند هفته ها در هفته ها گم می شوند وهم ها فردای مردم می شوند... *************** روزگاری آشنا با شب بُدیم آشنا با یارب و یارب بُدیم سرخ مردان را امیدی داشتیم مرگ را بازیچه می پنداشتیم هان، چه شد آن گریه های نیمه شب آن همه سوز و گداز و تاب و تب وای بر ما باد و بر فردای ما گر شقایق ها، روند از یاد ما پای در گل در مسیر بندگی ای دریغ از این همه شرمندگی راستی ای دوستان ما کیستیم ما که روزی با شهیدان زیستیم هیچ می دانی چرا بی حاصلیم چون که از یاد شهیدان غافلیم
آرشیو مطالب
طراح قالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 201556

* *